‏نمایش پست‌ها با برچسب شخصیت‌ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شخصیت‌ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

استمداد مادر ستاربهشتی از دبیرکل سازمان ملل برای پیگیری پرونده فرزندش

گوهر عشقی٬ مادر ستار بهشتی با ارسال نامه ای به دبیرکل سازمان ملل از وی خواسته تا با رایزنی با حسن روحانی٬‌زمینه را برای رسیدگی به پرونده فرزندش و حل آن٬‌ فراهم آورد.
به گزارش سحام٬ مادر این وبلاگ نویس زندانی در بخشی از نامه خود ضمن ابراز تاسف از روند رسیدگی به پرونده فرزندش٬ می گوید که سفر آقای روحانی به سازمان ملل را فرصتی دانسته تا فریاد دادخواهی وشکایتش را از این طریق مطرح نماید.
گوهرعشقی در بخشی از نامه خود آورده:«به خدای یکتا قسم میخورم در این یک سال که از کشته شدن فرزند مظلومم می گذرد، با مسئولین مختلف و عالی نظام جمهوری اسلامی ایران مکاتبه کرده و ساعتهای متمادی، مصاحبه های مختلفی با رسانه های مختلف جهت احقاق حق خویش انجام داده ام. اما حاصل تمامی این تلاشها ، پرونده سازی غیرواقعی برای متهم این پرونده و فرار او از چنگال عدالت بوده است.»
مادر ستار بهشتی پیشتر در مرداد ماه و پس از ماه ها تلاش برای ارسال پرونده فرزندش به دادگاه گفته بود که فرزندم زیر شکنجه کشته شد وبازجو گفته بود ترا خواهم کشت. این مادر دردمند بارها از مسئولان درخواست کرده بود که به شکایتش دریک دادگاه صالح رسیدگی کنند.
هر چند همه شواهد و مدارک حاکی از کشته شدن ستار بهشتی در اثر شکنجه در زندان فتاست، اما تلاش های خانواده و وکیل این قربانی هنوز به نتیجه نرسیده است و در آخرین اقدام برای قاتل که شخصا از خانواده ستار بهشتی طلب حلالیت کرده بود قرار مجرمیت برای قتل غیر عمد صادر شده است.
ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس اهل رباط‌کریم بود که به دلیل انتشار مطالب انتقادی علیه حکومت توسط پلیس فتا دستگیر شد. وی نهم آبان ۱۳۹۱ دستگیر و به زندان اوین تهران منتقل گردید، لیکن چهار روز بعد در حالی که به بازداشتگاه پلیس منتقل شده بود، در آنجا درگذشت.
خانواده ستار، هنگام دفن جسد وی آثار کبودی را در بخش هایی از بدن او مشاهده کرده بودند و محسنی اژه ای در اولین اظهار نظر خود وجود ضربه و کبودی بر بدن ستار بهشتی را تایید کرد و پس از آن بود که خبر از مرگ ستار بهشتی در اثر ایست قلبی داده شد.
چند هفته پیش بود که یکی از نزدیکان خانواده ستار بهشتی در مصاحبه با سحام گفته بود که تعدادی از عکس های پیکر ستار را در پزشکی قانونی به خانواده وی نشان داده اند.
متن کامل نامه مادر ستار بهشتی به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد به شرح ذیل است:

دبیر کل محترم سازمان ملل متحد – جناب آقای بان کی مون
اعضاء محترم مجمع عمومی سازمان ملل متحد
با سلام و احترام
همانگونه که مستحضرید فرزند اینجانب، “ستار بهشتی” ماهها قبل توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران به جرم انتقاد از مسئولین کشور خویش و دلسوزی جهت اصلاح پاره ای از امور مربوط به مردم، به مدت چهار روز دستگیر و در همان چهار روز در اثر شکنجه در زندان کشته شد و پس از گذشت ماهها از این حادثه،هیچ فریاد رسی را در “ام القرای جهان اسلام” نیافتم تا داد خود را از او بستانم.
اینک مطلع شدم که ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران،جناب آقای دکتر روحانی به سازمان ملل متحد می آیند تا در آن سازمان سخنرانی و با رهبران دنیا ملاقات نمایند. بر آن شدم این نامه را به شما بنویسم تا در میان کشورهایی که مدعی رعایت حقوق شهروندی هستند، فریادرسی بیابم و شکایت خود را نزد شما بیاورم.
جناب آقای دبیر کل
عمده ترین کارکرد سازمان ملل متحد ،نظارت بر فعالیت دولتهای عضو به منظور رعایت منشور امضاء شده سازمان ملل متحد است.
به خدای یکتا قسم میخورم در این یک سال که از کشته شدن فرزند مظلومم می گذرد، با مسئولین مختلف و عالی نظام جمهوری اسلامی ایران مکاتبه کرده و ساعتهای متمادی، مصاحبه های مختلفی با رسانه های مختلف جهت احقاق حق خویش انجام داده ام. اما حاصل تمامی این تلاشها ، پرونده سازی غیرواقعی برای متهم این پرونده و فرار او از چنگال عدالت بوده است.
نیک می دانم پس از انجام این مکاتبه،بصورت فزاینده ای تحت فشار مراجع امنیتی و قضایی در ایران قرار خواهم گرفت و چه بسا در شرایط ناگواری قرار بگیرم اما سوگند به خون فرزند مظلومم ،برای احقاق حق او و خانواده ام از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم کرد، مگر آنکه حکومت جمهوری اسلامی محکمه عادلانه ای را برای برپایی عدالت، برگزار نماید.
اعضای محترم مجمع عمومی سازمان ملل متحد
همانطور که مستحضرید، روسای جمهور تمامی کشورها ،در شروع فعالیت اجرایی خود، قسم میخورند که حافظ قانون اساسی کشورشان و حافظ “جان و مال و ناموس” مردم خویش باشند و از آن پاسداری نمایند.آقای دکتر روحانی هم از این قاعده مستثنی نبود.اما عدم پاسخگویی مراکز قدرت و همچنین اذیت و آزارهای مکرر امنیتی برای ما و خانواده مان، این مادر دردمند و زجر کشیده را بر آن داشت تا طی این مکاتبه از شما عاجزانه تقاضا نماید در دیدارهای خود با ایشان، تقاضا نمایید که وضعیت دردناک خانواده ما را پیگیری و قدمی راسخ برای دفاع از حقوق مظلومان در مقام “ریاست جمهوری اسلامی ایران” در کشور خود بردارند.همانطور که شخص ایشان رییس جمهور همه ایرانیان و کشور ایران عضوی از جامعه جهانی است.
ممکن است ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به دلایلی،از قبول این مسئولیت سرباز زنند و عنوان نمایند این حادثه در زمان ریاست جمهوری ایشان اتفاق نیفتاده است که خود را ملزم به پیگیری موضوع نمایند،اما همانگونه که مستحضرید دفاع از حقوق انسانی افراد و رسیدگی به دادخواهی یک خانواده داغدار خصوصا یک مادر ستمدیده،در قالب زمان و مکان خاصی نمی گنجد و تمام اعضای جامعه بشری،ملزم به رسیدگی به حق مظلومان هستند تا بلکه ریشه ظلم خشکانده شود.
به پروردگار بزرگ سوگند میخورم اینجانب شرمسارم که مسئولین قضایی و امنیتی کشورم، به حق طبیعی من رسیدگی نمی کنند و هیچ راهی برای من باقی نگذارده اند تا دست به مکاتبه با آن مقامات محترم ببرم و شما را به دادخواهی از خویش فرا بخوانم. لازم به ذکر است که نه تنها به “داد” ما رسیدگی نکردند، بلکه با تهدیدات فزاینده امنیتی خانواده و دخترم(سحر بهشتی) عرصه زندگی عادی و روزانه را نیز بر ما تنگ کرده اند.
با تقدیم احترام
گوهر عشقی – مادر داغدار ستار بهشتی
دوم مهر ۱۳۹۲
* رونوشت: جناب آقای دکتر احمد شهید – نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران

۱۳۹۲ شهریور ۱۵, جمعه

رئیس سازمان بسیج مستضعفین ایران: 40 درصد از متولدین در آمریکا حرامزاده هستند

رییس سازمان بسیج مستضعفین گفت: مطالبه رهبری از همه نخبگان در کشور، آسیب شناسی سبک زندگی می باشد تا با اصلاح آن، تمدن اسلامی کامل و نقطه امید مستضعفین دنیا برجسته تر و مطمئن تر شود. به گزارش ایلنا، سرتیپ بسیجی محمدرضا نقدی روز پنجشنبه 05-09-2013 در جلسه هیات عاشقان ولایت بسیجیان استان گلستان در تشریح وضعیت غرب گفت: "یک میلیون دوربین مداربسته در انگلستان مردم را کنترل می کند و بطور متوسط روزانه 32 عکس از آن ها گرفته می شود، با وجود این سالانه 300 هزار خودرو در انگلستان سرقت می شود و یا میزان رسمی طلاق در آمریکا 60 درصد بوده و 40 درصد از متولدین در آمریکا حرامزاده هستند." وی افزود: "در گذشته پلیس بین الملل میزان جرایم سالانه کشورها را در سایت خود متتشر می کرد که چند سال پیش آمار آمریکا به عنوان کشور اول را حذف و بعد کل آمار را حذف کردند." نقدی ایران را "الگوی بشریت" معرفی کرد و گفت: "انقراض نسل در غرب یکی از دستاوردهای لیبرال سرمایه داری است. و امروز استکبار با مطرح شدن ایران اسلامی به عنوان الگوی بشریت مقابله می کند." وی افزود: "امروز تمام دنیا ایران را بعنوان الگوی خود می بینند ولی نقاطی در این الگو دارای اشکال می باشد." جانشین فرمانده کل سپاه در امر بسیج درباره "برخی ریشه های آلودگی در آسیب شناسی سبک زندگی" که به گفته وی الگوی ایرانی را دچار اشکال کرده است گفت: "اول خرافاتی که در طی چندین هزار سال توسط طاغوت ها در مردم نهادینه شده است؛ مانند چهارشنبه سوری؛ دوم تبلیغات خارجی و غربی که توسط ماهواره ها و فیلم های فاسد وارد شده است مانند وضعیت بد حجاب، سن بالای ازدواج، برخورد نامناسب با پدر و مادر و... و منشأ آلودگی سوم وضعیت تاریخی است مانند مقابله مردم با حاکمیت ظالمین و پرداختن مالیات که متاسفانه از آن سال ها نهادینه شده است." وی با اشاره به کشته شدن شماری از هوادران مجاهدین خلق در حمله اخیر به پادگان اشرف در عراق گفت: "حمله ای که توسط مجاهدین عراقی به پادگان اشرف روی داد، مهمتر از عملیات مرصاد بود؛ چراکه تعداد زیادی از سران پلید منافقین در یک روز نابود شدند."

۱۳۹۲ شهریور ۱۳, چهارشنبه

نتیجه ی خمینی فتوشاپ شد ! این بود آرمان های امام راحل ؟

آیت‌الله خمینی، حجاب را به زنان ایران، خارج از حق انتخاب‌شان، تحمیل کرد. به عبارتی، آیت‌الله خمینی، حقوق میلیون‌ها زن را در کشورمان دست‌کاری کرد و هزاران هزار زن «بدحجاب» و «نیمه‌حجاب» توسط نیروهای انتظامی و بسیج مقلد «امام» کتک خورده و آسیب دیده‌اند.هزاران هزار زن ایرانی حتی با داشتن اندک آرایشی در حد خانم نعیمه اشراقی، مورد برخوردهای خشونت‌آمیز نیروهای حکومتی قرار گرفته‌اند.اما حالا یک زن، در خارج از ایران، با لباس و حجابی که احتمالا انتخاب خودش است، ظاهر شده و از وزیر تحقیقات و فن‌آوری انتاریو که یک ایرانی-کانادایی هم هست، جایزه گرفته. بسیاری از چیزهایی را که پدربزرگ مادرش به جامعه ایرانی تحمیل کرده، در ظاهر او دیده نمی‌‌شود. چقدر خوب! او خود را از ظلمی که آیت‌الله خمینی به میلیون‌ها زن روا داشته، با انتخاب خود رها می‌کند

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

نامه به دکتر احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در باره نقض فاحش حقوق بشر در ایران

بار دیگر از پیگیریهای بی وقفه جنابعالی در تهیه گزارش نقض بی شمار حقوق بشر شهروندان ایرانی توسط حکومت این کشور و ارانه این گزارش ها به سازمان ملل متحد سپاسگزاری میکنیم و آرزومندیم که نقض فاحش حقوق بشر در ایران کماکان توسط شما به گوش جهانیان برسد.سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور به عنوان نماینده یکی از پرسابقه ترین سازمانهای سیاسی و مردمی ایران، وظیفه خود می داند که به موازات تلاش برای استقرار یک دولت ملی مبتنی بر آرای عمومی، نقض گسترده حقوق بشر در ایران را هم پیگیری کند.ما موارد پنهان وضعیت دردناک مردم ایران را در رابطه با وضعیت زندانیان سیاسی و آلوده سازی محیط زیست و ارسال نامحدود امواج پارازیت برای محدود ساختن دسترسی شهروندان به اطلاعات و اخبار شبکه های ماهواره ای که گفته میشود برای سلامت شهروندان بسیار خطرناک است، در فوریه امسال به اطلاع شما رساندیم.اکنون به شما آگاهی میدهیم که پس از انتخابات ریاست جمهوری که قرابتی با استانداردهای بین الملی انتخابات آزاد نداشت، تجاوز به حقوق و آزادی شهروندان و گروههای اجتماعی مانند زنان، کارگران، اقلیت های مذهبی و قومی در ایران همچنان ادامه دارد.ماشین اعدام جمهوری اسلامی بار دیگر به کار افتاده و طبق گزارشات رسیده، تنها در روز پنجشنبه ۲۲ اوت حداقل ۲۳ نفر در نقاط مختلف ایران اعدام شده اند.زندانیان سیاسی در خطر دائمی بسر میبرند و حتی در مدت حبس خود نیز از این آزار و اذیت‌ها مصون نیستند. آنها مرتبا در معرض ضرب و شتم ماموران و تهدید انتقال به زندانهای انفرادی میباشند. فشارهای روحی و جسمی به زندانیان به حدی است که برخی از آنان قادر به تحمل این شرائط نبوده و دست به خودکشی زده اند.بازجویی‌های گاه و بی‌گاه و غیرقانونی و کشته شدن زندانیان زیر شکنجه یا به علت عدم وجود امکانات درمانی در زندان‌ها به امری عادی بدل شده است. ستار بهشتی، افشین اسانلو، علی‌رضا کرمی خیرآبادی و دهها نفر دیگر به دلیل شکنجه یا عدم رسیدگی به موقع پزشکی در زندان جان خود را از دست داده اند. آقای محمد جراحی کارگر نقاش و عضو سندیکای کارگران نقاش و تزیینات تهران به دلیل ابتلا به سرطان تیروئید و عدم دسترسی مناسب به پزشک به سمت مرگ سوق داده می شود. آقای رضاشهابی راننده اتوبوس و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به دلیل عدم معالجات و مراقبت های پزشکی بعد از عمل جراحی در شرایط نگران کننده ای به سر می برد و از روز یک‌شنبه ۱۱ اوت به دلیل برخورد دور از ادب زندان بانان و مسئولین بهداری و عدم درمان قطعی وی و اکتفای بهداری به تجویز داروهای مسکن بجای درمان قطعی، دست به اعتصاب دارو و درمان زده است. آقای بهنام ابراهیم زاده بجرم دفاع از حقوق کارگران و کودکان در زندان است. خانواده وی محتاج نان شب اند و او که نان آور خانواده است در زندان بسر میبرد. تنها فرزند وی مبتلا به سرطان خون شده و او نمی تواند حتی در دوره معالجه کنار فرزندش باشد. آقای رسول بداغی معلم که به جرم فعالیت در سندیکای معلمان زندانیست از اول اوت سال جاری از زندان رجایی شهر به بیمارستان منتقل گردیده و آنجا به تخت بیمارستان زنجیر شده است.آقای حسین رونقی وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر که از بیماریهای متعددی همچون کم کاری کلیوی، آنژین قلبی، التهاب مثانه و پروستات و خونریزی گوارشی رنج می‌برد اجازه درمان برای معالجه در خارج از زندان را دریافت ننموده است. ایشان از تاریخ ۹ اوت و مادر وی از تاریخ ۲۰ اوت در خارج از زندان برای اعتراض به این وضعیت در اعتصاب غذا بسر میبرند. به آقای شاهین دادخواه نیز که از ناراحتی کلیه رنج می برد، اجازه انتقال به بیمارستان داده نشده است.سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور تاکید میکند که تجاوزات سیستماتیک جمهوری اسلامی به حقوق و آزادی های شهروندان ایران پس از روی کار آمدن آقای روحانی نیز همچنان ادامه دارد. ما نیز مانند سایر افراد و گروههای فعال سیاسی یا حقوق بشری تمامی توان خود را برای همراهی با شما برای ارائه مستندات مورد نیاز به کار خواهیم بست.

نقش روسای "بنیاد شهید" در اختلاس میلیاردی

 در گزارشی به جزئیات جدید از اختلاس در "بنياد شهيد" پرداخته است. بنا بر این گزارش كارگروه تحقيق و تفحص از "بنياد شهيد و امور ايثارگران" در از دست داشتن برخی مديران این بنياد در اختلاس اخير خبر داده است.بر پایه این گزارش اختلاس در مرداد ماه سال ۹۱ رخ داد. ابتدا ماموران "سازمان بازرسی کل کشور" در جریان بررسی وضعیت مالی بنیاد شهید متوجه شدند یکی از مسئولان باسابقه بخش تسهیلات، در حالی که مبلغ بدهی بنیاد به شرکت بیمه ۵ میلیارد تومان بوده، مبلغ ۹ میلیارد تومان به حساب این شرکت واریز کرده است.ابتدا رقم این اختلاس ۱۵ میلیارد تومان اعلام شد ولی مسعود زریبافان رئیس "بنیاد شهید" اعلام کرد این اختلاس ۶ میلیارد تومان بیشتر نبوده است.در همین زمینه غلامعلی جعفرزاده ‌ایمن‌آبادی نماینده مجلس و عضو هیات رئیسه کمیته تحقیق و تفحص از "بنیاد شهید و امور ایثارگران" گفت: «به طور حتم رئیس‌جمهور نباید از بدنه بنیاد شهید و امور ایثارگران رئیس انتخاب کند، زیرا بسیاری از روسایی که در راس هرم بنیاد شهید و امور ایثارگران هستند در این تخلفات نقش مهمی دارند.»به‌گفته این نماینده مجلس شورای اسلامی، بر اساس مستنداتی که در تحقیق و تفحص از "بنیاد شهید" به دست آمده "پای بسیاری از روسایی که در راس هرم بنیاد شهید و امور ایثارگران هستند درمیان است"."بنیاد شهید و امور ایثارگران" بنیادی دولتی است که مسئولیت رسیدگی به امور خانواده‌های کشته‌شدگان در جنگ ایران و عراق را بر عهده دارد. در اساسنامه بنیاد شهید آمده که این بنیاد "زیر نظر رئیس‌جمهور و نظارت عالیه مقام رهبری اداره می‌شود".«حیف و میل بیش از ۱۷۰ میلیارد تومان از دارایی‌های بانک بنیاد شهید»پیش از این هنگام تصویب طرح تحقیق و تفحص از "بنیاد شهید و امور ایثارگران" در مجلس شورای اسلامی امیر خجسته، طراح تحقیق و تفحص از "حیف و میل بیش از ۱۷۰ میلیارد تومان از دارایی‌های بانک دی در صرافی‌ها" خبر داده بود.امیر خجسته همان زمان اعلام کرد: «این رقم از طرف صرافی‌هایی خاص به کشور امارات و شهر دبی انتقال داده شده که در این رابطه تعدادی از افراد دستگیر شده‌اند و عده‌ای دیگر به خارج از کشور فرار کرده‌اند.» بانک دی در سال ۸۹ و با سهام "بنیاد شهید" ایجاد شد.بر اساس گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی، ایران به لحاظ رشوه و فساد مالی یکی از فاسدترین کشورهای دنیاست و در میان ۱۷۸ کشور، در رتبه ۱۴۶ قرار دارد. ایران در این جایگاه با کشورهایی چون کامرون، ساحل‌عاج، لیبی، نپال، پاراگوئه، هائیتی و یمن هم‌ردیف است.

۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

هشدار رهبر ایران نسبت به دخالت نظامی آمریکا در سوریه

رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه 28-08-2013 در دیدار با هیئت دولت و رئیس جمهور ایران نسبت به دخالت نظامی آمریکا در سوریه هشدار داد و گفت: "دخالت آمریكا یك فاجعه برای منطقه خواهد بود."آیت الله علی خامنه ای افزود: "منطقه، مثل انبار باروت است و هیچ آینده‌ای را نمی توان پیش‌بینی كرد."رهبر جمهوری اسلامی ایران همچنین درباره وقایع مصر گفت: "هیچ تمایلی به دخالت در امور داخلی مصر نداریم، اما كشتار مردمی كه سلاح به دست نگرفته اند، با مسئولیت هر كس كه باشد قطعا محكوم است." رهبر ایران با اشاره به حمله احتمالی آمریکا به سوریه گفت: "آمریكا همچنان كه در عراق و افغانستان ضرر كرد این بار نیز ضرر می‌كند."

۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه

انتشار متن کامل یک سخنرانی احمدی‌نژاد پس از دو سال : رهبر در جریان انتحار من در مناظره‌های ۸۸ بود

با انتشار یک سخنرانی محمود احمدی نژاد پس از دو سال٬ فاش شد که علی خامنه ای در جریان عملیات «انتحاری» رئیس دولت دهم در مناظره های تلویزیونی وی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی بوده است. به گزارش دیگربان، متن کامل این سخنرانی که مربوط به دی ماه سال ۱۳۹۰ است از سوی سایت نوپای «جوان انقلابی» وابسته به تیم احمدی نژاد منتشر شده است. بخش هایی از این سخنان پیش تر در سایت های حامی دولت دهم منتشر شده بود٬ اما انتشار متن کامل آن نشان می دهد که احمدی نژاد در جمع حامیان خود افشاگری هایی علیه محافظه کاران کرده است. بر اساس متن کامل این سخنرانی٬ آقای احمدی نژاد گفته که مجوز حمله به بسیاری از مقام های جمهوری اسلامی و جریان های سیاسی در مناظره های سال ۸۸ را از علی خامنه ای دریافت کرده بود. محمود احمدی نژاد در جریان رقابت های انتخاباتی سال ۱۳۸۸ ادعا٬ اتهام ها و حملات تندی متوجه برخی مقام های جمهوری اسلامی کرد که جنجال های گسترده ای به همراه آورد. مهم ترین گزاره های این سخنرانی: ● بعد از ایـن که محضـر رهبـری عزیز رسیـدم به ایشان گفتم آقا انشاء الله رای ما بیشتر است، انقلاب برنده است و ما پیروز انتخابات هستیم. آقـا فـرمودند: چطـور این حرف را می زنید؟ گفتم چون در متن مردم هستم. گفتند: این حرف قابل قبول نیست؛ مـن هم در متن مردم هستم. گفتـم مردم برای شما حریم قائل می شوند، شما مثل پدر هستید ولی من مثل برادر و داداش، مـردم با ما رودرواسی ندارند مـردم راحت به ما می گویند داش محمـود. ● {به رهبری گفتم} شما ناراحت نیاشید تازه مناظره های {سال ۱۳۸۸} هم هست٬ انتحـاری می زنم به خـط. آقا فرمودنـد: بسیار خوب ولی مواظب باشید تند نشوید. گفتم چشم. دیدید که دو، سه تا کلمه بیشتر نگفتـم این همـه سر و صـدا شد. ● قبل از انتخابـات ۸۸ خبر دارم جلسه ای با هم داشتند گفته بودند: اگر این دولت دوبـاره رأی بیـاورد، ما دیگر نمی توانیم در این مملکـت کـاری انجام بدهیم. ● یکی از این آقایان به ظـاهر اصـول گرا نامه نوشته بود به رهبری که فـلانی (موسـوی) چون رأی می آورد، باید خودمان را برای کار کردن با آن ها آماده کنیم. ● قبل از انتخابات ۸۸ از طریق بچـه های حزب اللهی که در ستاد هایشان {موسوی و کروبی} بـودند متوجـه شدم که جریانی بسیار پیچیده برای براندازی سازماندهی می کند، آن ها خانه های تیمی و موتور و حتی اسلحه آماده کرده بودند. ● شش ماه قبل از انتخابات به وزیر اطلاعات هشدار دادم که این ها قصد براندازی دارند؛ گفتند خبری نیست. سه ماه بعد گفتم دو نفر از معاونین وزارت اطلاعات با جریان فتنه همراهی می کنند. گفتم این دو معاون را بردارید: گفت من تکلیف خودم را از جای دیگری می گیـرم. ● برنامه بر این بود که {معترضان به نتیجه انتخابات} جلوی هر وزارت را ۵۰۰ نفر بگیرند و وزارتخانه را اشغال کنند و سپـس مجلس را تعطیل کنند و سپس به سمت بیت رهبری بروند. ● بعد از انتخابات حدود ۳۰۰ خانه تیمی سازماندهی شده کشف شد که در برخی از آن ها اسلحه وجود داشت٬ اما وزارت اطلاعـات از این ها غفلت کرد به جای اینکه روی براندازان تمرکز کند، روی دولت و تیم دولت تمرکز کردند. ● برخی خودشان را آماده تبریک به طرف مقابل (موسوی) کرده بودند. این ها خودشان تمام حیثیتشان از جریان اصولگرا بود تبریک به نامزد اصلاح طلبان می گفتند و گول آن ها را خوردند. ● تخلف یک میلیاردی دولت که قبل از انتخابات مطرح کردند و بعد مشخص شد دروغ بود، بسـاطی که سر مرحوم کردان درست کردند همه اش از ابتدا یک سناریوی طراحی شده جهت انتخابات بود تا ما را تخریب کنند. ● دولـت را به ارتباط با رمـال ها متهـم کردند، آخـرش معلوم شد رمـال ها با همـه ارتباط دارند الا دولت. کسانی کار هایشان را با رمال ها هماهنگ می کنند که ادعای آخر خط سیاستمداری دارند. ● گفتند در دولت فسـاد وجـود دارد. معاون اول من را متهـم کردند به فسـاد مالی. من در جلسه سران قوا به رئیس قوه قضائیه گفتم کو سند مبتنی بر فساد آقای رحیمی؟ رئیس قوه قضائیه گفت: من نگفتم رحیمی. فردای آن روز هم دادستان (آقای اژه ای) گفت: رحیمی. روزنامه ها هم نوشتند رحیمی. اما سکوت کردند. قبـل از محاکمه مجازات کردند. شما که به همه حساب های بانکی دسترسی دارید. در بیاورید که رحیمی چقدر پول دارد، مشـایی چقدر پول دارد. گفتند مشایی چهار میلیـارد دلار برده گفتم اسناد مالکیت و حساب های بانکی که دست شماست اثبات کنید. ● مدیر عامل بانک صادرات را وادار کردند روز جمعه مصاحبه بگـذارد و {اختلاس سه هزار میلیارد تومانی} را بینـدازد گردن دولت. می دانـم چه کسانی پشت این ها هستند که جزو همان ۵۰ – ۶۰ درصد است که هیچ وقت نمی شود گفت. ● به قائم مقـام بانـک مرکزی گفته بودند: بگـو {اختلاس} کار مشـایی است تا آزادت کنیم. ● شخص آقای جهرمی زنگ زده به رئیس شعبه گفته این وام را {به متهم ردیف اول اختلاس سه هزار میلیارد تومانی} بدهید، چون از دفتر رئیس جمهور پیگیری می کنند. به دروغ منظورش دفتـر جای دیگری بود. ولی گفته دفتر رئیس جمهور، چون که نمی توانسته اسم آنجا را ببرد. بی دینی و بی تقـوایی اینقـدر؟ ● هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند. به فردی گفتم این کسی که تو آورده ای در نهاد امنیتی مسئولیت داده ای مشکل دارد. برای کشـور مشکل درست خواهد کرد. ● مخالفین ما بعضی حرف ها را می گویند که ما از بیت رهبری شنیده ایم. این ها از کجا از جلسه خصوصی من و رهبری مطلع می شوند که حرف های خصوصی بین من و رهبری را می دانند؟ این ها که ما را به ضدیت با ولایت فقیه متهم می کنند می شود حساب های بانکی و تغییرات دارایی هایشان را اعلام کنند؟ ● اگر کسی در چنین موضع خدمتی قرار گیـرد که من قرار گــرفته ام، شاید حدود ۱۰ درصـد از حرف هایش را بتواند بزند، حدود ۲۵ درصدش را شاید بتواند بعد از تمام شدن مسئولیت در آینده بگوید و حدود ۶۰ درصـدش را هـرگز نمی تواند بگوید، چون مصالح بالاتری هست، برای اینکه راه بماند، برای اینکه انقلاب حفظ شود. ● گفتند که رهبـری می تواند زن شما را بر شـما حـرام کنـد. به رهبـری عزیز گفتـم با وجود این دوستان نیـازی به دشمـن ندارید٬ فاتحـه ولایـت خوانده می شـود. ● تمام نارضایتی های مردم مربوط به کثـافت کاری های اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیـان نشین شـده اند. مردم را به نـظام بدبیـن کرده اند و حالا دم از ولایت می زننـد. زمین های کلان در بالای شهر خریده اند و خانه های آنچنانی دارند. ● غربی ها به دنبـال این هستنـد که با اتهـام پولشـویی یعنی استفـاده از پول قاچـاق مواد مخدر برای تروریسم بانکهای ما را تحریم کننـد. طرف شعـور ندارد در تلویزیـون بعنـوان کارشنـاس می آید و می گوید دولـت پولشویی دارد. نمی فهمـد با این حرفـش آبـروی نـظام را می برد و برای نظام مشـکل ایجـاد می کند. ● من اگر احسـاس کنـم کلیت کشور دارد به خطـر می افتد سکوتم را می شکنم. به حضـرت آقا گفتم این ها خیلی تند می روند و به تـذکر شـما هم گـوش نمی کننـد. عرض کردم اجـازه بدهیـد این ها را با روش احمـدی نـژادی ظرف یک ماه سـرجایشان بنشـانم. حضرت آقا فرمودند: کشـور فعلا آرامـش می خـواهد. ● این ها {محافظه کاران} با بسیجیان و ائمـه جمعـه و … جلسه گرفته اند که به مـردم بگـوئید به استقبال دولت نروید چون دولت منحرف است. ● آقای متـکی در دوره اول کاندیدای من {برای وزارت امور خارجه} نبـود، در دولت دهم که اصـلا وزیـر من نبـود. من در دور دوم دولـت با ایشـان دیگر کاری نداشتـم و تمام کـارهای بین المللی به عهـده خودم بود.

۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

جاويد هوتن کيان از زندان تبريز آزاد شد



صبح امروز جاويد هوتن کيان وکيل سکينه محمدی آشتيانی از زندان تبريز آزاد شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، جاويد هوتن کيان، وکيل سکينه محمدی آشتيانی، در شهر تبريز پس از ۳ سال زندان ساعت ۱۰ صبح امروز دوشنبه ۲۸ مرداد ماه از زندان مرکزی تبريز آزاد شد.
اين وکيل دادگستری در تاريخ ۱۸ مهر ماه ۱۳۸۹ در هنگام مصاحبه با دو روزنامه نگار آلمانی در مورد پرونده موکل خود که به سنگسار محکوم شده بود بازداشت شد. لازم به يادآوريست، گزارشهای فراوانی از شکنجه جاويد هوتن کيان در هنگام بازجويی و رفتارهای تبعيض آميز در هنگام محکوميت وی منتشر شده است.

اژه ای: فتنه گرانی که به خارج رفته اند پس از بازگشت تحت تعقیب قرار می گیرند

غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل ایران گفته است ''فتنه گرانی'' که به خارج رفته اند، پس از بازگشت به کشور، تحت تعقیب قرار می گیرند. ''فتنه'' اصطلاحی است که اصولگرایان حاکم بر ایران، برای توصیف اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش این کشور به کار می برند. پس از اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش ایران، اصلاح طلبان که می گفتند در انتخابات تقلب گسترده و سازماندهی شده روی داده، دست به اعتراض زدند. سرکوب این اعتراض ها توسط نیروهای امنیتی و انتظامی، ده ها کشته در خیابان ها و بازداشتگاه ها و صدها زندانی در پی داشته است. همچنین شمار زیادی از معترضان از ایران خارج شدند. به گزارش مهر، غلامحسین محسنی اژه ای سه شنبه ۲۰-۸-۲۰۱۳ در پنجاهمین نشست خبری خود با خبرنگاران گفت : ''افرادی که مرتکب جرم می شوند چه در داخل و خارج از کشور و چه تبعه ایرانی باشند یا نباشند قابل تعقیب هستند و اگر به طور غیابی محکوم شوند وقتی که به کشور بازگشتند به حکم غیابی آنها رسیدگی خواهد شد.'' وی ادامه داد:'' بعضی که بعد از فتنه که به خارج از کشور رفته اند درصورتی که باز گردند تحت تعقیب قرار می گیرند و برخی نیز به طور غیابی محکوم شدند.

۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه

محرومیت خانم گل فوتبال ایران به خاطر انتقاد از خوابگاه

نایب رئیس امور بانوان فدراسیون فوتبال ایران می گوید طنین نراقی بازیکن تیم ملی زنان ایران را به خاطر مصاحبه هایش علیه فدراسیون، با محرومیت مواجه کرده است. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، طنین نراقی را به مدت سه ماه از حضور در مسابقات محروم کرده و ۲۰۰ هزار تومان هم جریمه نقدی برای او در نظر گرفته. نراقی در واکنش به این حکم گفته است شاید فوتبال را کنار بگذارد زیرا توان پرداخت چنین جریمه ای را ندارد و خودش را هم سزاوار این حکم نمی داند. مهاجم تیم ملی زنان ایران که فرزند هادی نراقی بازیکن دهه ۵۰ خورشیدی فوتبال ایران است، به خبرگزاری فارس گفته: من چقدر از فوتبال درآمد دارم که ۲۰۰ هزار تومان هم جریمه بدهم؟ باشگاه استقلال از قرارداد چهار میلیون تومانی فصل قبل، حتی هزار تومان هم پرداخت نکرده. آقای فتح الله زاده همیشه می گوید تسویه می کنم، اما هنوز این اتفاق رخ نداده. من از فوتبال ایران هیچ خیری ندیدم. سال گذشته تیم ملی دختران زیر ۱۹ سال ایران در مرحله نخست مقدماتی جام ملت های آسیا به میزبانی اردن، موفق شد جواز صعود به دور دوم را دریافت کند. شاگردان مریم ایراندوست با ۱۲ گل از سد تاجیکستان گذشتند که ۶ گل را طنین نراقی به ثمر رساند. ایران سپس ۸ گل وارد دروازه فلسطین کرد که طنین نراقی در آن بازی «هَت تریک» کرد (سه گل زد)، او ۹ گله شد تا عنوان «خانم گلی» مرحله مقدماتی را نصیب خود کند. اما دویدن، دریبل زدن، گلزنی و پیروزی های پرگل ایران در مستطیل سبز، بازتاب چندانی در وزارت ورزش نداشت و صداوسیما نیز تصاویر و اخبار این مسابقات را پوشش نداد. از مصاحبه های بازیکنان اعزامی پیدا بود که پاداشی هم نصیب شان نشده. نراقی پس از بازگشت تیم اعزامی به ایسنا گفت: بزرگترین مشکل ما این است که برخی برای بازیکنان ملی پوش فوتبال بانوان احترام قائل نمی شوند. حتی یک لباس هماهنگ نداریم و از نظر امکانات همیشه با حداقل ها روبه رو بوده ایم. اگر چیزهای ابتدایی را به ما بدهند، انگیزه ایجاد می شود و نتیجه می گیریم. بدون هیچ تدارکاتی به مسابقه ها اعزام شدیم و نتیجه بسیار خوبی گرفتیم. مهاجم تیم ملی ادامه داد: نتیجه ای که به دست آورده بودیم بی سابقه بود اما وقتی از مسابقه ها برگشتیم هیچ کس برای استقبال به فرودگاه نیامد. دادن امکانات و توجه به بانوان به آن ها شخصیت می دهد و این از ابتدایی ترین موضوعات در فوتبال است. مصاحبه ای که باعث محرومیت شد «وقتی امکانات نباشند بازیکنان هم به تیم ملی نمی آیند، همان طور که هلن کاستا (سرمربی تیم ملی) بازیکنان را دعوت کرد و بسیاری از آنها گفتند نمی آیند. با شرایط اسفناک خوابگاه هر بازیکنی باشد نمی آید. یک بازیکن حرفه ای جایگاهش در چنین خوابگاهی نیست.» وضعیت خوابگاه زنان ملی پوش در اردوهای اخیر، صدای اعتراض آنها را درآورده بود. طنین نراقی هم با شرح کیفیت اردو و ابراز نارضایتی درباره امکانات خوابگاه، به خبرگزاری فارس گفته بود: بهتر است از بازیکنان تست بگیرند، می بینند که هیچکدام آمادگی ندارند. دلایل این ناآمادگی به امکانات، شرایط غذا و مسائل دیگر مربوط می شود. نراقی در مصاحبه ای که منجر به محرومیت او شد، گفت: به ما می گویند بودجه نیست، اگر بودجه ندارید تیم را اصلاً به مسابقات نفرستید. ما هنگامی که به تورنمنت روسیه رفتیم واقعاً افسرده شدیم. نمی دانید چه لباس هایی به ما دادند، مقابل تیم های دیگر مانند بیچاره ها بودیم. رویکرد فدراسیون فوتبال در قبال فوتبالیست منتقد، تند و قاطعانه بود. فریده شجاعی معاون بانوان در این فدراسیون، به اظهارات طنین نراقی درباره امکانات فوتبال زنان واکنش نشان داد و گفت: این مصاحبه نهایت بی انصافی است. اردوهای زیادی برگزار شد و کسی چیزی نگفت. حرف های او باعث می شود در تیم ملی تنش ایجاد شود و این برخلاف مقررات است. شجاعی به پاسخ خود بسنده نکرد و با معرفی نراقی به کمیته انضباطی، زمینه محرومیت و جریمه نقدی او مهیا شد. این مقام مسئول در فدراسیون فوتبال، پیش از این در واکنش به پرسش های عادل فردوسی پور درباره مشکلات پدید آمده برای بازیکنان تیم ملی فوتسال زنان، در اظهارنظری جنجالی گفته بود که گردن فردوسی پور را خواهد شکست. طنین نراقی بازیکن تیم ملی فوتبال زنان به خاطر ابراز نارضایتی از کم توجهی به تیم ملی محروم شده است اما مشابه همین وضعیت در فوتبال مردان ایران امری عادی است و فقط هنگامی منجر به محرومیت بازیکنان می شود که دربرگیرنده اهانت مستقیم به مقامات مسئول در فدراسیون فوتبال باشد. نراقی در انتقادات خود از کسی نام نبرده نبود و مسئول خاصی را هم مقصر نمی دانست. او صرفاً از شرایط خوابگاه و کیفیت غذای اردونشینان گله گذاری کرده و خواستار ارتقای امکانات اردو شده بود.

بازداشت بیش از ۲۰۰ نفر در یک کنسرت عمومی در تهران

بیش از ۲۰۰ تن از شهروندان که در سالن “آمفی همایش مهر آفرینش”، برای شرکت در کنسرت یک گروه موسیقی راک شرکت کرده بودند؛ بازداشت شدند. به گزارش تارنمای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، این کنسرت را گروه موسیقی”Dawn of Rage”T برگزار کرده بود و اعضای این گروه نیز توسط پلیس امنیت تهران بازداشت شدند. بنا به این گزارش گروهی از بازداشت‌شدگان که زیر سن قانونی بودند در ساعات نخستین آزاد شدند. سالن “آمفی همایش آفرینش” گنجایش ۲۲۰ نفر را دارد که در زمان برگزاری این کنسرت ظرفیت آن کامل شده بود. اجرای این گروه راک قرار بوده در دو نوبت انجام شود که به‌دلیل ممانعت نیروهای امنیتی در نوبت نخست و بازداشت حاضران نیمه‌تمام باقی ماند. پلیس ایران تاکنون اطلاعی در مورد وضعیت بازداشت‌شدگان ارائه نداده است

۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه

۵+۳ به جای ۵+۱

اسم من محمد هست ازفعالین ستاد اقای روحانی در کهگیلویه هستم عاشق میرحسین وطرفدار سرسخت خاتمی وهاشمی والانم پشت روحانی با تمام وجود ایستاده ام.پیشنهادی دارم در قالب یک مقاله که امیدوارم اقای روحانی انرا بخوانند وعمل کنند . همه ما نیک میدانیم که برنامه هسته ای ایران به چند دلیل صلح امیزه وقصدی برای ساختن بمب نیست.اول اینکه وقتی سیاستمدارانی مثل خاتمی وهاشمی گفتن دیگر جای شک باقی میماند؟البته که نه چه این دو در جهان چنان وجهه ای دارند که نمیخواهند با دروغ انرا خراب کنند.خود اقای رییس جمهور هم همین نظرو داره واعلام میکنه درب سایت های اتمی ایران بر روی هر بازرس بین المللی واژانس بازه.دوم اینکه بمب بدلایلی که همه میدانند بدرد ایران نمیخورد.فقط منطقه رو الوده سلاح میکنه ونفعش فقط برای فروشندگان سلاح در غرب وروسیه هست.خانم سخنگو در امریکا میگه توپ تو زمین ایرانه.این واقعیت نداره با مواضع اعلام شده از سوی رییس جمهور واحتمال واگذاری پرونده هسته ای به وزارت خارجه ایا منطقی است که غرب بجای برداشتن گام عملی ودادن سیگنال مثبت دو تحریم دیگه اضافه کند ودولت ومردم رو زیر فشار فلج کننده قرار دهد؟نه.غرب باید پیام مردم وشعارهای عاقلانه روحانی را شنیده باشد نه بنزین بر این اتش بریزد.حال اقای روحانی بجای مذاکره با ۵+۱باید با ۵+۳گفتگو کند تا حقانیت ما ثابت شود وما ادعا کنیم که با همه دنیا گفتگو میکنیم نه با بخشی از دنیا. تابه واسطه این سیاست تند روهای درون حاکمیت امریکا واروپا به حاشیه بروند.اگر نماینده ای از سازمان کنفرانس اسلامی ویک نماینده از اتحادیه عرب هم باشند کار بهتر پیش میرود چراکه شخص ملک عبداله اقایان خاتمی وهاشمی وروحانی را قبول دارد وبا انها دوست هست . وبه همراه نماینده کنفرانس اسلامی میتوانند کمک ما چانه زنی کنند وغرب رو مجبور به پذریش واقعیات کنند وازطرف دیگر پدیده ایران هراسی دربین اعراب رنگ میبازد شاهد ان اظهارات نماینده عربستان در پاکستان قبل از برگزاری" کنفرانس اسلامی در تهران" ابراز کرد وبا رایزنی هاشمی وخاتمی نه تنها اعراب امدند که حمایت هم کردند.خلاصه اینکه اقای روحانی ازپتانسیل دیپلماتیک مخفی هاشمی وخاتمی در بین اعراب ومسلمانان وغرب واز ظرفیت اقای ظریف به صورت اشکار باید استفاده کند وغرب را وادار به پذیرش حقوق هسته ای ایران وختم این جدال چند ساله لج ولجبازی که مردم را گرسنه وبی پناه کرده واقتصاد را به لبه پرتگاه برده و نفعش بیشتر به جیب کارتلهای فروش سلاح در غرب وشرق عالم ودلالان کالا و ارز میرود بنماید ودنیا واعراب یک ایران اتمی بی خطر را در دل خود وصرفا جهت پیشرفت علم در منطقه بپذیرند.به امید ان روز در اینده نزدیک.

۱۳۹۲ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

مادر حسین رونقی و ابوالفضل عابدینی: “گفتند اعتصاب غذا کنید تا بمیرید”

بیش از دوهفته از آغاز اعتصاب غذای ابوالفضل عابدینی می‌گذرد. این زندانی سیاسی در اعتراض به تبعید غیر قانونی‌اش به زندان کارون اهواز دست به اعتصاب غذا زده؛ اعتصابی که تا کنون پیگیری هیچ یک از مسوولان قضایی را به دنبال نداشته است. روز یکشنبه ۲۰ مرداد حسین رونقی ملکی، دیگر زندانی سیاسی زندان اوین هم در نامه‌ای خطاب به عابدینی، هم‌بند سابقش از آغاز اعتصاب غذای خود خبر داد و نوشت: “من در
اعتراض به بی‌توجهی مسئولان به جان و سلامت انسان‌ها، عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی بیمار، افزایش فشار بر خانواده‌ام، تبعیدهای خودسرانه و غیرقانونی زندانیان سیاسی بی‌گناه و قرار دادن اجباری آن‌ها در شرایط غیرانسانی، بی‌خبری از برخی از زندانیان و همچنین در اعتراض به تداوم قانون ستیزی‌ها و ناروایی‌ها اعتصاب غذا خواهم کرد هر چند این روش را نادرست و اشتباه می‌دانم و تبعات سنگینی برای من در پی خواهد داشت.”
اعتصاب غذای این زندانی سیاسی با توجه به سابقه بیماری حاد وی نگرانی زیادی در بین فعالان حقوق بشر و خانواده وی برانگیخته است. زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت او به “روز” می‌گوید: “دوشنبه قبل به دیدن حسین رفتم. می‌گفت کلیه راستش چهارشب است درد می‌کند و از شدت درد خوابش نمی‌برد. همان روز به من گفت می‌خواهم اعتصاب غذا کنم، التماس کردم، گفتم حسین نه، تو را به خدا اعتصاب نکن، به او گفتم می‌روم دادستانی ببینم چه می‌گویند انشاءالله برای عید فطر به تو مرخصی می‌دهند.”
خانم موسوی ادامه می‌دهد: “به دادستانی مراجعه کردم، اشک ریختم و از معاون دادستان خیلی خواهش کردم. چند نفر از اعضای خانواده دیگر زندانیان هم آنجا بودند، شاهد هستند. گفتم تو را به خدا به این بچه مرخصی بدهید، من از این راه دور، از آذربایجان آمدم. مساله بیماری حسین و دردهای کلیه راستش را توضیح دادم و خواهش کردم مرخصی بدهند تا او را برای معالجه پیش پزشک ببریم؛ گفتند نمی‌شود. به آقای خدابخش گفتم پس می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بکشیدش؟ همانطور که خودتان گفتید؟ گفت شاید هم همینطور است.”
از مادر این زندانی سیاسی می‌پرسم مگربه حسین رونقی گفته بودند که تو را می‌کشیم؟ پاسخ می‌دهد: “حسین به یکی از مسئولان زندان گفته من اعتصاب غذا می‌کنم، گفته فکر کردید چه می‌شود؟ می‌میرید و جریان چند روز دیگر هم تمام می‌شود، می‌رود. من به آقای خدابخش گفتم می‌خواهید این اتفاق بیفتد؟ گفت شاید هم همینطور است.”
زلیخا موسوی اضافه می‌کند: “گفتند مرخصی نمی‌دهیم.تنها می‌شود در زندان تحت درمان باشد. گفتم چندبارتحت درمان قرار گرفته و بیمارستان رفته و عمل شده، دوباره او را به زندان برگرداندید و دوباره بیماره او عود کرده، این بارکلیه راستش درد می‌کند. آقای خدابخش گفت نه، آقای دادستان گفته‌اند به حسین مرخصی ندهید. گفتم من این همه راه از آذربایجان می‌آیم، شما به حرف من گوش نمی‌دهید. چهار سال است که در خانه شما را می‌زنم، جایی نمانده که در این مدت برای پیگیری کار حسین به آنجا نرفته باشم. هر بار می‌روم خواهش می‌کنم، گریه می‌کنم، جواب من را نمی‌دهند.”
مادر حسین رونقی ادامه می‌دهد: “گفتند چرا با رسانه‌ها صحبت می‌کنید، گفتم خودتان باعث می‌شوید. گفتم اگر شما حرف من را می‌شنیدید من حرف نمی‌زدم، من یک مادرم؛ چهار سال است که دارم عذاب می‌کشم. گفتم شما چرا انقدر بی‌رحم هستید آقای خدابخش؟ ماه رمضان در این هوای گرم از راه دور آمده‌ام هر قدر التماس می‌کنم اصلا جواب من را نمی‌دهید”
خانم موسوی با تاکید بر شرایط نامناسب جسمی پسرش می‌گوید: “دکتر گفته حسین باید مواد غذایی خوب مصرف کند اما در زندان که چیزی پیدا نمی‌شود. حسین گفته بود مامان دیگر طاقت ندارم؛ این ها من را اذیت می‌کنند. به خدا نمی‌دانید چقدر دارم عذاب می‌کشم. به خدا نمی‌دانید سال گذشته که اعتصاب غذا کرد و کارش به بیمارستان و عمل کشید ما چه کشیدیم، پیر شدیم، چقدر عذاب کشیدم، مامورهای بیمارستان به احوال من گریه می‌کردند.”
مادر این زندانی سیاسی با گریه ادامه می‌دهد: “وقتی که شنیدم اعتصاب غذا کرده، نمی‌دانستم چه کار کنم. به خدابخش معاون دادستانی گفتم مگر پسر من چه کار کرده؟ بچه‌های بی‌گناه مردم را زندانی کرده‌اند.من مادرم، چه کار کنم؟ شما گفتید ما راه پیغمبر را می‌رویم، به خدا آنها اینطوری نبودند. پیغمبر به دشمنانش هم احترام می‌گذاشت، مریض بودند می‌رفت عیادتشان. آقای خدابخش چرا این کار را می‌کنید؟”
خواسته زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی این است که به پسرش مرخصی استعلاجی بدهند. او در پایان در حالی که اشک می‌ریزد می‌گوید: “چرا این کارها را می‌کنند؟ فقط می‌خواهند حسین را بکشند همین.”
حسین رونقی ملکی در آذر سال ۱۳۸۸ در شهر ملکان استان آذربایجان بازداشت و به تهران منتقل شد. او که با نام مستعار بابک خرمدین وبلاگ می‌نوشت، یکی از معترضان به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بود. این زندانی سیاسی همچنین از مسئولان کمیته مبارزه با سانسور بوده که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به ۱۵ سال زندان محکوم شده است

۵۵ زندانی سیاسی تبعیدی به اوباما: با نظام ایران سازش نکنید

۵۵ نفر از زندانیان سابق سیاسی که اینک در تبعید به سر می برند، با اشاره به انتخاب یک «جنایت کار» به عنوان وزیر دادگستری، از اوباما خواسته اند با نگاهی به وضع حقوق بشر در ایران، با نظام ایران سازش نکند.نامه سرگشاده «حقوق بشری» زندانیان سابق سیاسی و در تبعید به باراک اوباما برای پایان مماشات با جمهوری اسلامی، که از سوی منوچهر محمدی در اختیار خودنویس قرار گرفته، به شرح زیر است:
پرزیدنت باراک اوباما، رئیس جمهوری محترم ایالات متحدهٔ آمریکا
ما بازماندگان و زندانیان سابق سیاسی ایران، که حکایت رنج و دردمان برای همیشه در تاریخ ثبت شده، ما هم‌بندان و هم‌رزمان «فرشته علیزاده»ها، «ندا آقا سلطان»ها، «فرزاد کمانگر»ها، «فیض مهدوی»ها، «اکبر محمدی»ها ، «سعید زینالی»ها ، «امیدرضا میر صیافی»ها، «امیر ساران»ها، «حجت زمانی»ها، «افشین اسانلو»ها، «کرمی خیر آبادی»ها، «رجبی»ها، «روح الامینی»ها، «سهراب اعرابی»ها، «اشکان سهرابی»ها، «تامی حامی‌فر»ها، «محمد مختاری»ها، «کیانوش آسا»ها و هزاران اعدامی و قتل و کشتارها که قربانی جهل و جنون جمهوری اسلامی ایران شده‌اند، مراتب نارضایتی‌ و اندوه فراوان خود را از استمرار سیاست مماشات دولت شما با نظامی که بزرگ‌ترین جنایات را بر ملت ایران روا داشته؛ به اطلاع شما و ثبت در تاریخ رسانده؛ یادآوری می‌کنیم نامه‌ای که این روزها به نام «زندانیان سیاسی سابق و فعلی‌» برای شما ارسال شده، و مورد تبلیغ قرار گرفته؛ صرف‌نظر از حقیقت یا عدم حقیقت امضاها، تلاشی برای آن است که استبداد، جان تازه‌ای بیابد.
این روزها گروهی ساده‌دل، سر کار آمدن جنایت‌کارانی بزرگ چون مصطفی پور محمدی را که تنها در سال ۱۳۶۷ احکام اعدام  ۴هزار زندانی سیاسی را صادر کرده‌ند، با این فکراشتباه که او، و چون او، ناجی مردم ایران خواهند بود، جشن گرفته‌اند.
بسیاری از امضاکنندگان آن نامه که از شما خواسته‌اند با «قاتلین ملت ایران» مهربان باشید، از مقام‌ها و بلند پایه‌گان اصلاح‌طلب سابق نظام جمهوری اسلامی هستند، که از یک سو، فراموش کرده‌اند که خود به‌علت روح آزادی‌خواهی مورد خشم و غضب رهبری قرار گرفتند و به زندان افتاده‌اند و از سوی دیگر، به دلیل همین تحمل رنج در سالیان حبس‌شان از سوی فرقه رهبری، مورد احترام ما دیگر زندانیان سیاسی سابق هستند، چرا که ما خود به واقع از زندان کشیده‌های رنج‌دیده‌ای چون آنان هستیم و رنج آنان را نیز رنج خود می‌دانیم.
اگر چه به واقع باید اذعان نمود که آنان در محاسبات، فریب قواعد بازی سیاسی ولی‌ فقیه «اصلاح‌ناپذیر» را خورده و به میدان باز گشته‌اند تا بار دیگر به اشتباه، هم افکارعمومی غرب و آمریکا را به استمرار مماشات با استبداد حاکم بر ایران ترغیب نمایند و هم نظام ولی فقیه را چون زمان دولت اصلاحات از بحران مشروعیت برهانند و موجبات تثبیت و بقای عمر نظام او را فراهم سازند. با اینکه همگی به‌خوبی واقفند که مطابق قانون اساسی، رییس جمهوری در برابر رهبری، نه تنها «هیچ‌کاره» است، بلکه به واقع فرمان‌بر و خادمی برای رهبر بیش نیست.کاش آن زندانیان ارجمند، به‌جای نامه‌ای سیاسی برای حفظ رژیم ولی فقیه به شما، از شما و دیگر رهبران سیاسی دنیا و دبیر کل سازمان ملل متعهد می‌خواستند که به جد بر رهبری ایران فشار وارد آورند تا احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر آن سازمان مجوز ورود به ایران را دریافت، و از اعدام  همزمان با آغاز به کار ریاست جمهوری حسن روحانی که به خواست رهبری انجام می‌گیرد، گزارش تهیه کند وسپس به استحضار دنیا برساند!
هم‌چنان که در زمان ریاست جمهوری دولت اصلاحات خاتمی با اراده و خواست رهبری، اعدام و سنگسار صورت می‌گرفت، اما نه تنها رییس دولت اصلاحات کاری ساخته نبود، که برای حفظ قدرت و موقعیت خویش از مردمی که به او اعتماد کرده بودند طلب کمک نکرد؛ مردمی که به او رای داده بودند. او متاسفانه درمواقع نیاز، حتی به شیوه صحیح مسالمت آمیز و دموکراتیک، از مردم کمک نخواست، چرا که تا به‌زعم خویش، رهبری به واقع ضد مردمی را نیازارد ورهبر جمهوری اسلامی،به تقابل با او بر نیاید.آنچه برای ما زندانیان سابق امضا کننده این نامه «حقوق بشری» در دوره حسن روحانی عیان است، تحقق چیزی بنام تکرار «دور تسلسل باطل» خواهد بود و بس. چرا که آزموده را نه یک بار، بلکه چندین بار آزمودن آن‌هم با وجود شخص بی‌ظرفیت و بیماری چون خامنه‌ای که به‌عنوان رهبری در راس نظام می‌باشد، خطاست.
آقای رئیس جمهوری
دولت آمریکا در حالی‌ به تبادل پیام‌های دوستی‌ با رئیس جمهور جدید نظام مشغول است که نگاهی‌ به پرونده وزرای پیشنهادی ایشان نشان خبر از شدت یافتن نقض شدید حقوق بشر در دوران زمام‌داری ایشان می‌دهد. مجبور به یادآوری نمونه‌ای از نگاه ضّد بشری حاکم بر کابینه پرزیدنت حسن روحانی هستیم: وزیر دادگستری ایشان که نماد دیدگاه دولت در برابر مقوله «عدالت» است، کسی است که بیشترین بی‌ عدالتی‌ها را در حق ما و هموطنان ما روا داشته. بر اساس گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، پورمحمدی به دلیل عضویت در هیات ۳ نفره اعدام سراسری ۳۸۰۰ زندانی سیاسی موسوم به «هیست مرگ»، به جنایت علیه بشریت متهم شده است.(وی در آن زمان سمت معاونت وزارت اطلاعات را بر عهده داشت)همچنین وی متهم به مشارکت در قتل روشنفکران و روزنامه‌نگاران منتقد حکومت ایران موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای بوده است. در گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر، تمام این قبیل اقدامات فراقانونی و با برنامه‌ریزی برشمرده شده است.
آقای رئیس جمهوری
شاید تحلیل شما در توجیه روی‌کرد سازش با دولت جدید در ایران این باشد که در انتخابات اخیر ۱۸ میلیون ایرانی به حسن روحانی رای داده‌اند و ایشان منتخب ملت است؛ در پاسخ به این شائبه می‌توانید با مراجعه به شیوه رای‌گیری در جمهوری اسلامی به راحتی‌ دریابید که شرایط اقتصادی، روانی‌ و امنیتی در ایران بگونه‌ای‌ای است که ملت علاوه بر اینکه از بیم مشکلات ناشی‌ از عدم شرکت در انتخابات از قبیل اخراج از کار و تحصیل، به‌طور بی‌ سابقه‌ای در تنگنای اقتصادی و سیاسی اسیر بوده و مجبور هستند بین بد وبدتر، بد را برگزینند.
بی‌ گمان ادامه لابی‌ گری و مماشات با چنین باندی که آمر و عامل قتل، کشتار، و آوارگی صدها هزار ایرانی بوده‌اند؛ اشتباه فاحشی است که می‌تواند در فردای آزادی ایران به روابط دوستانه ملت‌های ایران و آمریکا لطمات جبران ناپذیری وارد آورد.فلذا امضا کنندگان نامه حاضر که مشتی از خروار و زندانیان سیاسی و حقوق بشری ستم‌کشیده و در تبعید می‌باشند، شما ودولت شما را به قطع لابی‌گری و سازش با رژیم جنایتکار تهران فرا خوانده، مصرانه تقاضای برچیدن کانون‌ها و لابی‌های سنتی‌ جمهوری اسلامی در ایالات متحدهٔ را داریم.
یقین داشته باشید هم‌وطنان رنجدیده ما در داخل با نگرانی‌ و حساسیت موضوع مذاکره احتمالی آمریکا با جنایت‌کاران حاکم بر ایران را پیگیری می‌کنند.
با بیشترین و بهترین احترام

درخواست صد تن از فعالان مدنی و سیاسی از ابوالفضل عابدینی برای شکستن اعتصاب غذا

صد تن از فعالان مدنی و سیاسی با امضای نامه‌ای از ابوالفضل عابدینی، زنداني سياسي در زندان كارون اهواز خواسته‌اند تا اعتصاب غذای خود را بشکند.  به گزارش جرس، در بخشی از این نامه آمده است: با اعتراض به دست اندرکاران و مباشران ظلم هایی که برتو و دیگر جوانان دلسوز این سرزمین می رود. از تو میخواهیم به اعتصاب غذایت پایان دهی و احقاق حقوق پایمال شده ات را از طرق دیگری پیگیری کنی.ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری و کارگری، فروردین ماه ۱۳۸۹ توسط دادگاه انقلاب اهواز به اتهاماتی از قبیل "ارتباط با دول متخاصم" و "تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه" به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. او یک سال بعد از صدور حکم اول، بار دیگر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه ای به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شد. وی که اوایل مرداد ماه به زندان اهواز تبعید شد در اعتراض به تبعید غیر قانونی خود 14 روز است که دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است

۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

دادگاه سنندج آقای منصور زردویی ،زندانی اهل کامیاران را به 27 سال حبس محکوم کرد

بنا بر اطلاع "سودویند" ،یک شهروند کرد ساکن شهرستان پاوه به اتهام همکاری با احزاب مخالف جمهوری اسلامی ایران ، به 27 سال زندان محکوم شد. بنا بر این گزارش در روزهای گذشته آقای منصور زردویی زندانی کُرد طی حکم دادگاه انقلاب شهر سنندج به تحمل 27 سال زندان محکوم شد. زندانی یاد شده جهت اجرای حکم به زندان شهرستان پاوه انتقال داده شد. در همین رابطه " کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی" ، گزارش می دهد که منصور زردویی28 ساله ساکن روستای الک از توابع شهرستان کامیاران میباشد. زندانی یاد شده در دومین جلسه دادگاهی خود در دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف رژیم و اقدام علیه امنیت ملی به تحمل 27 سال زندان محکوم و به زندان شهرستان پاوه انتقال داده شد. منصور زردوی متولد 1364 ؛ در اواخر 2011 تو سط نیروهای اطلاعات کامیاران دستگیر و بعد از مدتی به اطلاعات سنندج فرستاده شد. بنا بر گزارش این کمپین ، این فعال کرد مدت 3 ماه در بازداشتگاه اطلاعات این شهر تحت بازجویی و شدیدترین شکنجه های ممکن قرار می گیرد.

۱۳۹۲ مرداد ۱۹, شنبه

خسرو و مسعود کردپور را آزاد کنید

«برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» از مقامات جمهوری اسلامی خواست به اقدامات «تهدیدآمیز و آزاردهنده» علیه خسرو کردپور و مسعود کردپور، سردبیر و خبرنگار خبرگزاری مُکریان، پایان داده و آنها را آزاد کنند. در این درخواست که روز جمعه ۱۸ مرداد، ۹ اوت، در وب سایت «فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر» انتشار یافت آمده است: «خسرو کردپور و مسعود کردپور را آزاد کنید، زیرا حبس آنها خودسرانه و به قصد تنبیه آنها به خاطر فعالیت های حقوق بشری آنها انجام شده است.» «برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر»، که برنامه مشترک «فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر» (FIDH) و «سازمان جهانی مبارزه با شکنجه» (OMCT) است، از همگان خواسته با نوشتن نامه به مقامات جمهوری اسلامی این درخواست و درخواست های مرتبط را عنوان کنند. این برنامه از همگان خواسته تا با نوشتن نامه به رهبر، ریاست جمهوری، رئیس قوه قضائیه، وزیر امور خارجه، دبیر ستاد حقوق بشر، و سفیران جمهوری اسلامی ایران در سوئیس و بلژیک از دولتمردان ایران بخواهند که «به هرگونه اقدام تهدیدآمیز و آزاردهنده، ازجمله در سطوح قضایی، علیه آقایان خسرو کردپور و مسعود کردپور و تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان داده و همه آنها را آزاد کنند.» مأموران وزارت اطلاعات خسرو کردپور را در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ در شهر مهاباد دستگیر و وسایل شخصی او را نیز ضبط کردند. دو روز بعد مسعود کردپور پس از پی گیری درباره دلیل دستگیری برادرش، بازداشت شد. اتهامات خسرو کردپور «محاربه و فساد فی الارض از طریق اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»؛ «توهین به مقام رهبری»؛ و «فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» و اتهامات مسعود کردپور «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»؛ «توهین به مقام رهبری»؛ و «فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» عنوان شده است.

۱۳۹۲ مرداد ۱۷, پنجشنبه

یک فعال عرب اهوازی محکوم به اعدام به مکانی نامعلوم انتقال داده شد

هاشم شعبانی نژاد، فعال عرب اهوازی که به اعدام محکوم شده است، امروز دوشنبه ۵-۸-۲۰۱۳ از زندان به مکانی نامعلوم انتقال داده شد. به گزارش فعالان حقوق بشر از اهواز، خانواده شعبانی نژاد نگران سرنوشت فرزند خود هستند واحتمال می دهند که فرزندشان به محل اجرای حکم اعدام انتقال داده شده است. هاشم شعبانی نژاد، شاعر، وبلاگنویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه چمران اهواز است. او به همراه چهار تن دیگر از فعالان عرب اهوازی به اتهام محاربه با خدا، مفسد فی الارض، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و اقدام علیه امنیت ملی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شده اند. چهار فعال دیگر هادی راشدی، دبیر شیمی، محمد علی عموری نژاد، فعال دانشجویی و وبلاگنویس و دو برادر دیگر به نامهای جابر و مختار آلبوشوکه هستند. آن ها پیشتر با ارسال پیام هایی از داخل زندان که العربیه نسخه ای از آنها را دریافت کرده از سازمان های بین المللی حقوق بشر خواستند تا از دولت ایران بخواهند احکام اعدامشان را لغو کند.

فائزه هاشمی چهارشنبه بار دیگر در دادگاه انقلاب محاکمه می‌شود

فائزه هاشمی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران برای محاکمه به اتهام اخلال در نظم عمومی فردا چهاشنبه ۷-۸ -۲۰۱۳ به دادگاه انقلاب می رود. به گزارش خبرگزاری ''تسنیم'' محمود علیزاده طباطبایی وکیل خانواده هاشمی رفسنجانی با اشاره به برگزاری جلسه محاکمه فائزه هاشمی در دادگاه انقلاب اظهار داشت: ''این جلسه صبح فردا چهارشنبه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و با حضور فائزه هاشمی برگزار می شود.'' طباطبايي در باره اتهام فائره هشامي ؛فته است: ''این اتهام اخلال در نظم عمومی نیست و تخلفی است که به خاطر آن 5 روز حبس انفرادی را تحمل کرده است.'' فائره هاشمی در دوره گذراندن حبس خود در زندان اوین به اتهام ''ایجاد اخلال در نظم زندان''، مسئولان زندان او را به تحمل 5 روز حبس انفرادی محکوم کردند. اکنون خبرگزاری ''تسنیم'' نزدیک به سپاه پاسدارن گزارش داده است که اکنون با تشکیل پرونده جدیدی، اتهامی مبنی بر اخلال در نظم عمومی را به فائزه هاشمی منتسب شده است

فریدون فرخزاد:يک روزی ملت ما آزاد ميشه،انگليسیها هم نمی تونند زياد خمينی ها رو نگه بدارند

ما چه جور مِيتونيم ايران رو حفظ کنيم وقتی دستمون بهش نميرسه؟ وقتی دست وزارت خارجه انگليس پشت خمينی (است)؟. من چطور می تونم دست اونها را از پشت خمينی بردارم؟ فقط با زنده نگهداشتن سنّت های ملّی. (فرياد و تشويق همرا با دست زدن از طرف اکثريت حاضردر سالن). دست بزنيد! از يه پاسپرت چوسکی اينها نترسيد که بهتون ميدن يا نميدن! همين ها اين بلارو بسر من و شما آوردند. همينا تو همين سالنها. ولی يک روزی، يک روزی، يک روزی ملت ما آزاد ميشه و اين روز زياد دور نيست. انگليسیها هم نمی تونند زياد خمينی ها رو نگه بدارند، بعضی ها هنوز نشستن ميگن که انشااله امريکائی ها چراغ سبز ميدن ماها ميريم ايران. آمريکائی ها چراغ سبز دادن ما را بيرون کردن از کشورمون! ما هنوز نمی خواهيم اين واقعيت ها را قبول بکنيم. آمريکائی ها چراغ سبز دادند که روح اله خمينی بر جان و مال و ناموس من و شما غالب بشه. انگليسها هم به اونها کمک کردند. طراح شون همين ها بودند، تو همين لندن..
...