باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه ای تلویزیونی تاکید کرد که نظام بشار اسد رئیس جمهوری سوریه باید به خاطر استفاده از سلاح شیمیایی علیه مردم خود مجازات شود. او در عین حال خاطرنشان کرد که تا کنون تصمیمی در این باره نگرفته است و چند گزینه پیش رو دارد که گزینه نظامی یکی از آن ها است. اوباما گفت که استفاده از اسلحه شیمیایی توسط نظام سوریه، نقض عرف بین المللی است، او در عین حال تاکید کرد که آمریکا نمی خواهد در سوریه همچون عراق وارد جنگی بلند مدت شود. رئیس جمهوری آمریکا گفت که نظام اسد، بزرگترین زرادخانه اسلحه شیمیایی را در جهان در اختیار دارد و نگرانی هایی از قرار گرفتن این اسلحه در دست سازمان القاعده وجود دارد. او خاطرنشان کرد که واشینگتن چنین چیزی را تحمل نمی کند. اوباما گفت که حمله نظامی به سوریه مشکل این کشور را حمل نمی کند و بلایای کشته شدن غیر نظامیان در این کشور را متوقف نمی سازد. او تاکید کرد که نظام اسد باید بداند که استفاده از اسلحه شیمیایی، نه تنها با معیارهای بین المللی در تضاد است بلکه منافع آمریکا را تهدید می کند. او ادامه داد که هیچ کس درباره استفاده نظام اسد از اسلحه شیمیایی علیه غیر نظامیان تردیدی ندارد و آمریکا معتقد نیست که مخالفان آن موشک ها را در اختیار دارند و اعتقاد دارد که دولت دست به این عمل فجیع زده است. اوباما افزود: ''از مدتها پیش آن چه که در سوریه روی می دهد را زیر نظر داشتیم، نظام مردم خود را با خونسردی می کشد، تنش های فرقه ای هم وجود دارد، همه چیز بحرانی تر می شود، از اسد خواستیم کناره گیری کند، اما آن چه به آن رسیدم ضرورت حمله نظامی است.'' پیر غانم خبرنگار ''العربیه'' در واشینگتن درباره سخنان رئیس جمهوری آمریکا گفت که اوباما درباره حمله ای نظامی سخن گفت که او جزئیات آن را می داند.
نمایش پستها با برچسب حوادث. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب حوادث. نمایش همه پستها
۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه
اوباما: نظام اسد باید به خاطر استفاده از اسلحه شیمیایی مجازات شود
باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه ای تلویزیونی تاکید کرد که نظام بشار اسد رئیس جمهوری سوریه باید به خاطر استفاده از سلاح شیمیایی علیه مردم خود مجازات شود. او در عین حال خاطرنشان کرد که تا کنون تصمیمی در این باره نگرفته است و چند گزینه پیش رو دارد که گزینه نظامی یکی از آن ها است. اوباما گفت که استفاده از اسلحه شیمیایی توسط نظام سوریه، نقض عرف بین المللی است، او در عین حال تاکید کرد که آمریکا نمی خواهد در سوریه همچون عراق وارد جنگی بلند مدت شود. رئیس جمهوری آمریکا گفت که نظام اسد، بزرگترین زرادخانه اسلحه شیمیایی را در جهان در اختیار دارد و نگرانی هایی از قرار گرفتن این اسلحه در دست سازمان القاعده وجود دارد. او خاطرنشان کرد که واشینگتن چنین چیزی را تحمل نمی کند. اوباما گفت که حمله نظامی به سوریه مشکل این کشور را حمل نمی کند و بلایای کشته شدن غیر نظامیان در این کشور را متوقف نمی سازد. او تاکید کرد که نظام اسد باید بداند که استفاده از اسلحه شیمیایی، نه تنها با معیارهای بین المللی در تضاد است بلکه منافع آمریکا را تهدید می کند. او ادامه داد که هیچ کس درباره استفاده نظام اسد از اسلحه شیمیایی علیه غیر نظامیان تردیدی ندارد و آمریکا معتقد نیست که مخالفان آن موشک ها را در اختیار دارند و اعتقاد دارد که دولت دست به این عمل فجیع زده است. اوباما افزود: ''از مدتها پیش آن چه که در سوریه روی می دهد را زیر نظر داشتیم، نظام مردم خود را با خونسردی می کشد، تنش های فرقه ای هم وجود دارد، همه چیز بحرانی تر می شود، از اسد خواستیم کناره گیری کند، اما آن چه به آن رسیدم ضرورت حمله نظامی است.'' پیر غانم خبرنگار ''العربیه'' در واشینگتن درباره سخنان رئیس جمهوری آمریکا گفت که اوباما درباره حمله ای نظامی سخن گفت که او جزئیات آن را می داند.نیروهای اسد فرودگاه دمشق را تخلیه کردند و دستور خاموشی دادند
با افزایش تنش میان سوریه و جامعه جهانی به دلیل بکارگیری سلاح شیمیایی توسط رژیم اسد و احتمال حمله آمریکا و دیگر کشورهای غربی به این کشور، نیروهای اسد شب گذشته فرودگاه بین المللی دمشق را تخلیه و تمام چراغ های آن را خاموش کردند. به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از نیروهای مخالف سوری، فرودگاه بین المللی دمشق که 3 پایگاه مهم نظامی ارتش سوریه در آن واقع است، اکنون از هر نوع تسلیحات نظامی سنگین خالی شده و همه ذخایر اسلحه آن به سه پایگاه در شهرک "حران العوامید" انتقال يافته است. در همین حال مامون الغوطانی یکی از فعالان سیاسی سوریه در تماسی تلفنی با تلویزیون العربیه گفت:" به نظر می رسد که رژیم اسد به این نتیجه رسیده که حمله نظامی کشورهای غربی به سوریه حتمی است به همین دلیل در 24 ساعت گذشته فعالیت گسترده ای را برای جابجایی پایگاههای امنیتی و نظامی خود درمنطقه دمشق و دیگر مناطق تحت کنترل خود آغاز کرده است." به گزارش رویترز روز گذشته فرماندهان نظامی سوری بیشتر نیروهای خود که قبلا در حومه دمشق مستقر بودند را به مرکز این شهر منتقل کردند. این در حالی است که نیروهای ارتش آزاد سوریه در مناطق "میدان امویان" و "کفر سوسه " در اطراف دمشق در حال پیشروی هستند. مقامات ایالات متحده آمریکا تاکید می کنند که براساس شواهد به دست آمده، همچون شنود مکالمات تلفنی مقامات نظامی سوریه، اکنون اطمینان یافته اند که ارتش سوریه به منظور پاکسازی محله غوطه در شرق پایتخت، پس از آتشباری سنگین زمینی و هوایی، آنرا هدف حمله شیمیایی قرار دادند. اما دولت سوریه مدعی است که نیروهای مخالف عامل حمله شیمیایی بوده و کشورهای غربی و ترکیه آنها را مجهز به تسلیحات شیمیاتی کرده اند.۱۳۹۲ تیر ۷, جمعه
وکیل ستار بهشتی خطاب به رییس سازمان پزشکی قانونی: بگویید ستار زیر دست بازجویش فوت کرد
وکیل ستار بهشتی، وبلاگ نویسی که در آبان ماه سال ۹۱ در بازداشتگاه پلیس فتا جان خود را از دست داد با اعتراض به اینکه پس از هشت ماه هنوز پرونده موکلش به دادگاه فرستاده نشده است به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت:«بازپرس پرونده را به دادگاه نمی فرستد چون می خواهد زمان بخرد و فکر می کند با این کار پرونده کمرنگ می شود و با گذشت زمان حساسیت آن کمی تعدیل می شود، در حالیکه بزرگترین اشتباه را می کند.»
رییس سازمان پزشک قانونی روز دوم تیرماه به خبرگزاری فارس در مورد پرونده ستار بهشتی به اظهار نظر پر ابهامی اکتفا کرد و گفت به تشخیص پزشکان پزشک قانونی “او بر اثر شرایط خاص و فشارهای روحی ستار بهشتی فوت کرده است.” رییس سازمان پزشک قانونی این را نظر قطعی پزشکان عنوان کرد.
گیتی پورفاضل، وکیل پرونده ستار بهشتی در خصوص این اظهار نظر تازه پزشک قانونی گفت:« متاسفانه اصلا پرونده را به دادگاه نمی فرستند تا وکیل و قاضی بتوانند رودرروی یکدیگر قرار بگیرند و مسائل واضح و روشن شود. این اولین بار نیست که پزشک قانونی این اظهار نظر را می کند. از ابتدا هم که من دنبال پرونده در دادسرا بودم به من گفتند تحت فشار و استرس فوت کرده است. من هم گفتم بله اما تحت فشار چه زمانی بوده و کجا بوده است؟ زیر دست بازجو و زیر فشار بوده و در اثر اعمال فیزیکی و روانی که روی او انجام شده ممکن است ایست قلبی هم کرده باشد که بله، ایست قلبی هم کرده است اما چه کسانی باعث ایجاد این شرایط شدند.»
ستار بهشتی، متولد سال ۱۳۵۶، کارگر و وبلاگنویس ایرانی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتّهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و نوشتن مطالب انتقادی در وبلاگ شخصی بازداشت شده بود. در مدت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و در مدتی که بازداشت بود درگذشت. او در گورستان رباط کریم نزدیک محل زندگیش به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران تاریخ، مرگ ستار بهشتی ۱۳ آبان ماه نوشته شده است.
خانم پور فاضل در گفتگوی قبلی با کمپین در اسفند ماه سال گذشته اظهار امیدواری کرده بود که پرونده در سال جدید به دادگاه فرستاده شود. او در آن گفتگو اشاره کرده بود که تمام مدارک و مستندات داخل پرونده کامل
گیتی پور فاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی گفت:« ستار ۴ بازجو داشته که یک نفر از آنها مقصر اصلی در مرگ ستار بوده است. او در جلسه بازپرسی آمد و ما هم او را دیدیم. او را چون مامور اطلاعات است به دادگاه نمی فرستند مبادا که محکوم شود. اگرچه در قانون اساسی ما آمده است کسانیکه تابعیت ایران را دارند همگی در برابر قانون مساوی هستند ولی ما عملا می بینیم که افراد مساوی نیستند. با توجه به شرایط، مرتبه و وابستگی های که دارند قانون در موردشان اعمال نمی شود. حقیقت این است. متاسفم. من آنچه که اعتقاد دارم را می گویم حالا امکان دارد بنده خودم هم سر از اوین در بیاورم یا امکان دارد که بگذارند حرفم را بزنم و جلو بروم. از این دو حال خارج نیست. برای چه هشت ماه پرونده جوانی که جانش را زیر شکنجه های بازجویی از دست داده نباید به دادگاه فرستاده شود!»
خانم پور فاضل با اظهار اینکه چند نفر از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین آمادگی شهادت در دادگاه را دارند، گفت:« من با یکی، دو زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین که چندی پیش به دلیل بیماری در بیمارستان بستری شده بودند صحبت کردم. آنها ستار را یک روز قبل از مرگش در بند دیده بودند، آنها گفتند ما با چشم خودمان دیدیم که بدن این بچه کبود بوده و از نظر روحی هم تعضیف شده بوده.. آنها اعلام آمادگی برای شهادت دادن در دادگاه را هم کردند. دقت کنید برای همین است که پرونده را به دادگاه نمی فرستند چون من بلافاصله از دادگاه تقاضا خواهم کرد تا شاهدان در دادگاه حاضر شوند و دیده های خودشان را بگویند.»
خانم گیتی پور فاضل ۲۹ خرداد ماه نیز نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهور منتخب ایران نوشت و خواستار رسیدگی به این پرونده موکلش شد. او در بخشی از این نامه نوشته است:”اینک هشت ماه ازتشکیل پرونده می گذرد و شخص قاتل هم که از ماموران پلیس فتاست معلوم گردیده است پرونده همچنان در بازپرسی خاک می خورد و به دادگاه فرستاده نمی شود.”
خواهر ستار بهشتی در گفتگوی با کمپین بین المللی حقوق بشر در بهار امسال گفته بود که ماموران امنیتی او و دیگر اعضای خانواده اش را تحت فشار قرار داده اند تا سکوت کنند و پیگیر پرونده ستار نباشند. خانم بهشتی در آن گفتگو گفته بود عملا جلوی او را در خیابان می گیرند و تهدیدش می کنند
۱۳۹۲ تیر ۵, چهارشنبه
این روزها تنها میگریم، سخنی با کسی ندارم، به من و ما باز هم خیانت شد!
این روزها تنها می گریم، سخنی با کسی ندارم، به من و ما باز هم خیانت شد! «مگه رأیتو نمی خواستی پس بگیری؟! بیا این رأیته!» «م. دانا» به یاد میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و شیخ شجاع، کروبی و به یاد آن دختر معترض جنبش سبز که جنایتکاران رژیم در حین تجاوز به او فریاد می کردند «مگه رأیتو نمی خواستی پس بگیری؟! بیا این رأیته!»، باور دارم دوستان بنفش چیزی فراتر از رأی مورد نظر آن جنایت پیشه به دست نیاورده اند. در حالی که نظام چهار سال با تمام توان رسانه ای خود، هواداران جنبش سبز را تا حد فریب خورده، مفتون، خائن و وطن فروش یا در بهترین حالت، نادان بی خبر از همه جا معرفی کرد، گویا توانست هدف کلی جنبش را در نزد خود سبزی ها به مخالفت با اشخاص و نام هایی مانند احمدی نژاد یا جلیلی تنزل دهد، گو این که اصلاً جای بحث نیست که همین افراد محصول کلیت جمهوری اسلامی هستند. سرمهندسی کارآزموده با بیست و چند سال سابقه به نام خامنه ای (او را در منزل «نظام» صدا می کنند) با در خدمت داشتن مدیر پروژه کاربلدی به نام خاتمی (تدارکاتچی نظام) می توانند حتی چهار سال دیگر مردم را از ترس یک لولوی دیگر به رأی دادن به هر کسی که اکنون شاید منفور به نظر برسد ترغیب کنند. روند آشنای دگردیسی افراد و «ملاک، حال افراد است»، از فرط روشنی نیاز به مثال آوردن ندارد۱۳۹۲ تیر ۳, دوشنبه
افشین اسانلو، فعال کارگری در زندان رجایی شهر درگذشت
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، افشین اسانلو از هیئت موسس سندیکای رانندگان برون شهری (میان شهری) روز پنج شنبه ۳۰ خرداد ماه حدود ساعت ۱۷ دچار حمله قلبی شده بود، در بیمارستان درگذشت. وی پس از حمله قلبی به کمک سایر زندانیان سیاسی به بهداری زندان رجایی شهر و سپس بیمارستانی خارج از زندان منتقل می گردد و در بیمارستان جان خود را از دست می دهد. افشین اسانلو برادر منصور اسانلو موسس سندیکای کارگران شرکت واحد است. وی از سوی قاضی صلواتی به ۵ سال حبس تعزیری به اتهام "اجتماع و تبانی" محکوم شد و دادگاه تجدید نظر استان تهران نیز این حکم را تایید کرد.۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه
حکم کور کردن یک مرد ۲۶ ساله در ایران تایید شد
دیوان عالی جمهوری اسلامی، با تایید حکم قصاص یک متهم، تاکید کرد که یک چشم او باید کور شود. متهم که محمد نام دارد و کارگر یک رستوران است، ۵ سال قبل با پاشیدن اسید، یک چشم مردی ۴۰ ساله را کور کرده است. در حالی که دانش پزشکی می کوشد با استفاده از یک چیپ بینایی را به نابینایان بازگرداند، قوه قضائیه جمهوری اسلامی در چارچوب قانون قصاص بینایان را کور می کند. حکم کور کردن یک چشم مرد ۲۶ ساله ای به نام محمد، پس از تایید در دیوان عالی جمهوری اسلامی به دادسرای جنائی تهران ابلاغ شد. به گزارش سایت تابناک و روزنامه شرق، این مرد، پنج سال پیش با پاشیدن اسید به صورت مرد ۴۰ ساله ای به نام "ولی" سبب کوری یک چشم و ضعف بینائی چشم دیگر او شده است. اسیدپاشی به خاطر اعتیاد ولی که در ابتدا قادر نبود تشخیص دهد چه کسی به روی او اسید پاشیده است، چند روز بعد محمد را به عنوان عامل احتمالی به پلیس معرفی کرد. پلیس پس از یافتن محمد، آثار سوختگی ناشی از اسید را روی دست وی نیز کشف کرد. محمد، ابتدا منکر اسیدپاشی شد، اما در تحقیقات بعدی به آن اعتراف کرد. متهم، همچنین اعتراف کرد که معتاد بوده و برای تامین مواد مخدر خود از "حسن"، شوهر خواهر ولی، پول گرفته تا به روی او اسید بپاشد. در جریان رسیدگی به پرونده، ولی خواستار اجرای حکم قصاص در مورد محمد شد. پرونده این ماجرا، سرانجام به شعبه ۷۹ دادگاه کیفری رفت. دادگاه با توجه به اصرار ولی برای اجرای حکم قصاص، از پزشکی قانونی استعلام کرد. پزشکی قانونی اعلام کرد که کور کردن چشم محمد با اسید، ممکن است به مغز وی نیز آسیب برساند و باعث مرگ او شود. به همین دلیل، قضات شعبه ۷۹ با استناد به نظریه پزشکی قانونی، برای محمد حکم پرداخت دیه و برای شوهر خواهر مرد آسیب دیده، به جرم اجیرکردن محمد حکم زندان صادر کردندحکم قطع دست شش نفر در شیراز اجرا میشود
خبرگزاری هرانا - علی القاصی، دادستان عمومی و انقلاب شیراز گفت حکم قطع دست شش نفر در این شهر صادر شده است. به گزارش خبرگزاری مهر، دادستان شیراز در یک نشست خبری افزود: "شش حکم قطع ید صادر شده که در انتظار جواب مکاتبات انجام شده با رئیس قوه قضاییه هستیم که به زودی اجرایی خواهد شد." چند ماه پیش نیز انگشتان فردی به جرم سرقت در شیراز قطع شد. القاصی در بخش دیگری از سخنانش وجود زندانی سیاسی در شیراز را رد کرده و مدعی شده است که: "زندانی سیاسی در شیراز نداریم بلکه افرادی وجود دارند که به دلیل ارتکاب جرائم عمومی بازداشت شد ه اند اما خانواده های آن ها سعی دارند موضوع این دستگیری ها را سیاسی جلوه دهند." به گفته وی "تعدادی بازداشت ها به دلیل جرایم عمومی از جمله اختلال در نظم و امنیت، عدم توجه به دستورات پلیس و…. بوده است.۱۳۹۲ خرداد ۲۹, چهارشنبه
چهارمین سالگرد شهادت مظلومانه شهید ندا آقا سلطان گرامی باد
گلوله اي كه سينه ندا را شكافت، «تاريخ» را براي خيلي ها به دو قطعه تقسيم كرد. زندگي خيلي ها را متحول ساخت؛ خيلي چيزها را در ما كشت و خيلي چيزها را روياند و زنده كرد. فردا سي ام خرداد، سالروز هجوم گلوله استبداد به سينه نداست و چهارمين سالروز بزرگترين تصميم زندگي من و دو فرزندم و هزاران نفر ديگر كه با كشته شدن ندا، خط حق و باطل را شناختند. همچنين فردا "اولين پنجشنبه" دهها قرباني انتخابات خونين سال 88 در بهشت زهرا برگزار مي شود. من اگر در ايران بودم، فردا و حضور در قطعه 257 بهشت زهرا و همدلي با خانواده آن بيگناهان را با هيچ چيز ديگري عوض نمي كردم. اينجور وقتها، تأسف نبودن و تبعيد، تبديل مي شود به يك بُغض نفس گير و كُشنده كه بيانش ساده نيست. خبر موثق اينكه نيروهاي امنيتي براي «تقسيم!» خانواده سوگواران جنبش سبز و جلوگيري از شكل گيري تجمعات مردمي، به چند خانواده «ساعتهاي متفاوتي» را براي حضور بر سر مزار و عزاداري، «تعيين و ابلاغ!» كرده اند! حداقل در گفتگو با چهار خانواده اين خبر را چك كردم. بدين ترتيب بر اساس دستورات امنيتي، خانواده هاي قربانيان خرداد 1388 فردا بين ساعات 14 تا 19 بر سر مزار عزيزان بيگناه خود در بهشت زهرا «پراكنده» كرده اند و برنامه هاي قبلي خانواده ها را بر هم زده اند. من اگر در ايران بودم از ساعت 14 يا 15 در كنار آرامگاه "ندا آقا سلطان" (بهشت زهرا قطعه ۲۵۷ ردیف ۴۱ شماره ۳۲) منتظر آمدن بانو هاجر مادر صبور و علي آقا پدر گرامي و خانواده عزيز ندا منتظر مي ماندم و آن قطعه از آسمان را، به عنوان بهترين «موعد و ميعاد» براي ديدار با دوستانم قرار مي دادم. اگر رفتيد؛ جاي مرا خالي كنيد. [بابك داد]۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه
اسرائیل در مورد وقوع «هولوکاستی دیگر» از سوی ایران هشدار داد
نخست وزیر اسرائیل می گوید انتخابات ایران «هیچ تغییری» در تلاش ایران برای «تولید سلاح اتمی» ایجاد نخواهد کرد. وی تأکید کرده است که اجازه نخواهد داد «هولوکاستی دیگر» رخ دهد. به گزارش آسوشیتد پرس، بنیامین نتانیاهو روز چهارشنبه، ۲۲ خردادماه، در ورشو، پایتخت لهستان گفت که فارغ از نتیجه انتخابات ایران، جمهوری اسلامی به «ساخت بمب» ادامه خواهد داد تا «شش میلیون یهودی اسرائیل را از بین ببرد». وی افزود: «اجازه نخواهیم داد چنین اتفاقی بیفتد. هیچ گاه نخواهیم گذاشت هولوکاستی دیگر رخ دهد.» این اظهارات در حالی مطرح می شود که ۲۰ خردادماه وزیر اطلاعات اسرائیل با اظهار این که «ایران به خط قرمز نتانیاهو نزدیک شده است»، گفته بود که جمهوری اسلامی به سمت ایجاد زیربناهای لازم برای ساخت «حداکثر ۳۰ بمب اتمی» حرکت می کند. مهرماه گذشته در نشست همگانی سازمان ملل، نخست وزیر اسرائیل با نشان دادن کاغذی که بر روی آن به شکل ساده یک بمب نقاشی شده بود، آن چه را «خط قرمز برنامه اتمی ایران» عنوان کرد، نشان داد. بنیامین نتانیاهو نهم اردیبهشت ماه گفته بود که ایران هنوز از خط قرمزی که او در سازمان ملل ترسیم کرد، نگذشته است. با این حال وی روز چهارشنبه در لهستان گفت: «این به اصطلاح انتخابات در ایران متاسفانه چیزی را تغییر نخواهد داد... حکومت ایران همچنان از سوی یک نفر، یک رهبر، اداره خواهد شد و به تولید تسلیحات اتمی ادامه خواهد داد.» انتخابات ریاست جمهوری در ایران ۲۴ خردادماه برگزار خواهد شد. اسرائیل به همراه غرب و آمریکا تا کنون بارها ایران را به ساخت بمب اتم متهم کرده و تأکید کرده است که برای مقابله از دستیابی ایران به تسلیحات اتمی تا پای حمله نظامی به تأسیسات هسته ای ایران نیز پیش خواهد رفت. در عین حال، اول خردادماه آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارشی از نصب ۷۰۰ سانتریفیوژ تازه در نطنز و همچنین پیشرفت های ایران در تأسیسات آب سنگین اراک خبر داد. ایران همواره ضمن تأکید بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای خود، هشدار داده است که هر نوع تعرض به خاک خود را متقابلا پاسخ خواهد داد. در حال حاضر شش قدرت جهانی که به دنبال حل معضل اتمی جمهوری اسلامی از طریق مذاکره هستند، در تلاشند تا ایران را به برداشتن گام های متقابل ترغیب کنند. این مذاکرات تا این لحظه نتیجه ملموسی نداشته است۱۳۹۲ اردیبهشت ۴, چهارشنبه
بیش از ۲۸۰ نفر در خوزستان بازداشت شده اند دستگیری و بی خبری در فضای امنیتی
بازداشت ها در خوزستان همچنان ادامه دارد و به گفته کریم دحیمی تاکنون بیش از ۲۸۰ نفر در این استان دستگیر شده اند. خانواده های بازداشت شدگان به "روز" میگوینداز وضعیت آنان بی اطلاعند. بازداشت شدگان در زندان های کارون، عملیات کارون، سپیدار اهواز و بازداشتگاههای اطلاعات در شهرهای اهواز، حمیدیه و شادگان نگهداری می شوند.کریم دحیمی، فعال حقوق شهروندان عرب استان خوزستان در مصاحبه با "روز" میگوید: اسامی بیش از ۲۸۰ نفر از بازداشت شدگان به دست ما رسیده است اما دوستان ما در منطقه و فعالان حقوق بشر می گویند که تعداد بازداشت ها بیش از این است.او توضیح میدهد که هر ساله همزمان با سالگرد اعتراضات مردمی در فروردین سال ۸۴، منطقه امنیتی و فعالان و چهره های شناخته شده بازداشت می شوند: "سال ۸۴ به خاطر نامه ای که به آقای ابطحی منسوب بود اعتراضاتی از سوی مردم انجام شد. هر سال هم همزمان با سالگرد این مساله اعتراضاتی شکل می گیرد. بازداشت ها هم هر سال انجام می شود اما امسال هم میزان بازداشت ها بسیار زیاد و هم وضعیت امنیتی شدیدتری حاکم شده است".در تظاهرات سال ۸۴ تعدادی از تظاهرات کنندگان کشته و زخمی شدند. ۶ سال بعد و در ۲۶ فروردین ۹۰، همزمان با سالگرد همین قضیه بیش از ۱۲ تن کشته شدند۱۳۹۲ فروردین ۲۷, سهشنبه
اولویتهای مقامات ایران در هنگام بروز زمینلرزه

تاخیر در خبررسانی به بهانه عدم رسیدن خبر (شما بخوانید تاخیر برای تصمیمگیری درباره دروغهایی که باید گفته شود.)
کم کردن سرعت اینترنت برای جلوگیری از اطلاعرسانی بهتر و دقیقتر
ارائه اخبار دقیق و فوری از سایر کشورها و ترس و وحشت مردم آن کشورها از زلزله ایران و در ادامه آن، مصاحبه با مردم داخل ایران که در شهرهای نزدیک به کانون زلزله تکانهها را مانند مردم بوشهر در زلزله هفته پیش احساس نکردهاند.
دستگیری افرادی که قصد کمک به زلزلهزدگان را دارند.
جلوگیری از کمکهای مستقیم مردم به زلزلهزدهها و مصادره اموال آنها به نفع سپاه پاسداران مانند زلزله اهر و ورزقان
فروش کمکهای مردمی و کالاهای هلال احمر در بازار آزاد و سود سرشار برخی مقامات
پخش برنامههای طنزی مانند خندهبازار برای شاد شدن مردم مصیبتزده
دادن قولهای محیرالعقول که در آنها تاکید میشود تنها در چند هفته هزاران خانه بازسازی خواهد شد و در نهایت بازسازیهایی که بیش از چند ماه به طول میکشد
و در آخر سکوت رسانهای و پوشش نداد اخبار بازسازی مناطق زلزلهزده بعد از فروکش کردن توجهات مردم
کشتار جمعی در زندان وکیل آباد | ایران؛ مقام دوم جهان در اعدام
بر اساس آخرین گزارش سالانه حقوق بشر ایران، آمار اعدام های اعلام شده در سال ۲۰۱۲جزو بالاترین آمار اعدام سالانه در ۱۵ سال گذشته میباشد.ایران بعد از چین دومین کشور در جهان است که بیشترین اعدام را انجام می دهد. چین، ایران، عراق، عربستان سعودی، ایالات متحده امریکا و به تعقیب آنها یمن، کشورهایی هستند که بیشترین مجازات اعدام در آنجا اجرا می شود.احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در گزارش خود در باره ایران می گوید که حین دو هفته بین ۳۰ تا ۸۰ تن اعدام شده اند. به گفته او از آغاز سال ۲۰۱۲ به این سو، حتی بیشتر از ۳۰۰ مورد اعدام در ایران وجود داشته است.اعدام نوعی کیفر و مجازات و یکی از موارد پیش بینی شده در قانون برخی کشورهاست که در آن بر اساس حکم دادگاه -عمومی، جنایی، نظامی و غیره- زندگی یک انسان سلب میشود. درگذشته اعدام در کشورهای بسیاری از جهان انجام میشد. اما امروزه تعداد زیادی از کشورها بدلیل فشارهای افکار همگانی و سازمانهای مدافع حقوق بشر این روش مجازات را برچیدهاند و یا کمتر آن را به اجرا در میآورند. بعضی کشورهای جهان از راه برگزاری همهپرسی، اعدام را از قوانین قضایی خود برداشتهاند. با وجود این، هنوز در بسیاری کشورها از جمله ایران حکم اعدام اجرا می شود و طی سالهای اخیر افزایش هشدار دهنده داشته است.
به گفته کمیسیون حقوق بشر مجازات اعدام از نظر حقوق بین الملل محدود به بدترین جنایات می باشد. در همین زمینه، سازمان عفو بین الملل بدون در نظرداشت چگونگی جرم، به صورت کل مخالف استفاده از مجازات اعدام است.بیش از ۵۰ درصد اعدام های لحاظ شده در گزارش سالانه حقوق بشر ایران بر اساس اطلاعات منتشر شده در وب سایت دادگستری، شبکه ملی رادیو و تلوزیون ایران، خبرگزاری های رسمی یا دولتی و روزنامه ها بوده اند. ۴۹ درصد موارد اعدام این گزارش بر مبنای اطلاعات به دست آمده از سایر نهادهای غیر دولتی حقوق بشر و منابع داخلی سازمان حقوق بشر ایران است که اعم از شاهدان عینی، افراد خانواده، وکلا و منابع درون زندان می باشند.
کشتار جمعی در زندان وکیل آباد
با وجود این، گزارش سالانه ۲۰۱۲سازمان حقوق بشر ایران، کلیه موارد مجازاتهای اعدام در ایران را در بر نمی گیرد، زیرا به دلیل عدم شفافیت دستگاه قضایی احتمال می رود تعداد زیادی اعدام مخفیانه وجود داشته باشد.
سازمان حقوق بشر ایران در سال ۲۰۱۲ گزارش های بسیاری نیز مبنی بر اعدام های مخفی در ایران دریافت کرده است. در گزارش سالانه ۲۰۱۲سازمان حقوق بشر ایران قادر به تائید اعدام های مخفیانه در ۱۵ زندان مختلف ایران شده است. اکثرموارد اعدام های مخفیانه گزارش شده مربوط به زندان های استان تهران و کرج: قزل حصار، رجایی شهر و اوین و زندان وکیل آباد مشهد می باشند.
در سال ۲۰۱۲، مراجع ایران فقط هویت ۲۳% اعدامیان محکوم به جرائم مواد مخدر را فاش کرده اند و ۷۷ % باقی هویت شان مشخص نیست. زندان ارومیه(آذربایجان غربی) بالاترین آمار اعدام های گزارش نشده را بعد از تهران/کرج و زندان وکیل آباد داراست. فقط ۸۵ مورد از ۳۲۵ مورد اعدام مخفی زندان وکیل آباد در سال ۲۰۱۲ ذکر شده است. اعدام های مخفی زندان وکیل آباد، بعد از یک وقفه چندماهه به علت واکنش های بین المللی، دوباره از اکتبر ۲۰۱۲ آغاز شده و هر هفته در روزهای چهارشنبه و یکشنبه ادامه پیدا کرده است.
۱۳۹۲ فروردین ۱۵, پنجشنبه
شهدای جنبش سبز را فراموش نمی کنیم
اشکان سهرابی
20 ساله ،دانشجوی رشته آیتی دانشگاه قزوین در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات در روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ بر اثر اصابت سه گلوله به سینهاش درگذشت. زهرا نیک پیما مادر اشکان، در خصوص روز حادثه می گوید پسرش خود را برای امتحانات دانشگاه آماده میکرده و ساعت هفت و نیم روز ۳۰ خردادماه برای دیدار با یک دوست از خانه بیرون رفت و تاکید کرد که پنج دقیقه دیگر باز میگردد. وی هنگام بازگشت از یک ساختمان بلند مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود .پيكر او بعد از سه روز به خانواده تحويل داده شد.پیگیری های قضایی خانواده وی جهت شناسایی آمران و عاملان کشته شدن فرزندشان تا کنون بینتیجه بوده است
پیکر او در قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا ردیف ۵٠ شماره ١٩ به خاك سپرده شد.
سهراب اعرابی
۱۹ ساله، در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ کشته شد احتمال میرود که سهراب اعرابی در تظاهرات روز ۲۵ خرداد1388 در تیراندازی نیروهای بسیجی از بالای پایگاه بسیج مقداد کشته شده باشد. پروین فهیمی، مادر سهراب که از فعالان صلح و عضو گروه مادران صلح است گفت سهراب در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد از وی جدا شد و شب به خانه بازنگشت. خانواده در بیمارستانها، کلانتریها، زندان اوین و دادگاه انقلاب جستجو کردند اما نام سهراب در هیچ فهرستی، نه در فهرست اسامی اعلام شده در زندان اوین و نه در فهرست نصب شده بر دیوار دادگاه انقلاب نبود. پروین فهیمی هر روز صبح برای یافتن نشانهای از پسرش به دادگاه انقلاب میرفت و هر بعد از ظهر عکس سهراب را جلوی در زندان اوین برده و عکس را به هر آزاد شدهای نشان میداد و میپرسید آیا او را دیدهاند یا خیر. چند نفر مطمئن بودند او را دیدهاند.
مادر این جوان در روز سه شنبه ١۶ تیر با گذاشتن کفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادى فرزندش بود. در تاریخ ۲۰ تیر مادر سهراب اعرابی را به اداره تشخیص هویت ارجاع میدهند تا آلبومهای کشتهشدگان را نگاه کند و مشخص میشود او کشته شد است.پيكر وي 21 تير 1388 به خانواده تحويل و در 22 تير همان سال در بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شد.
ندا آقا سلطان
27 ساله در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات رياست جمهوري در روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در محله امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی، تقاطع خیابان شهید صالحی و کوچه خسروی) در حالیکه به همراه استاد موسیقیاش در حال مراجعه از تظاهرات اعتراضآمیز بود به ضرب گلوله نيروهاي بسيج کشته شد.پیکر او به بیمارستان شریعتی منتقل و فردای آن روز به خانوادهاش تحویل گردید و تحت تدابیر شدید امنیتی در قطعه ٢۵٧ ردیف ۴١ شماره ٣٢ بهشت زهرا به خاک سپرده شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان سپردن وی که با تلفن همراه گرفته شد، بازتابهای فراوانی در رسانههای جهان بهدنبال داشت به نحویکه جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرد تا قتل او را صحنهسازی و توطئه مخالفان دولت نشان دهد. «ندا» در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل آزادی خواهی ایرانیان در این اعتراضات شناخته میشود.
امیر جوادیفر لنگرودي
25 ساله دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین، ترانه سرا و دانشجو بازیگری، که در روز ۱۸ تیر ماه 1388 درتقاطع خيابان شهداي ژاندارمري و دانشگاه، محدوده امیرآباد توسط نیروهای لباس شخصي دستگير و مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته و بوسيله همين افراد به كلانتري 148تهران منتقل گرديد.
در کلانتری حال او در اثر ضرب و شتم به وخامت رسیده و ماموران كلانتري او را در ساعت 9 شب به بيمارستان فيروزگر منتقل گردید و روز19 تير خانوادهاش که اعتقاد داشتند امیر جرمی مرتکب نشده است اورا از بیمارستان فيروزگر به پلیس امنیت تحویل میدهند که از آنجا به بازداشتگاه كهريزك متتقل میگردد. وی پس از شکنجه شدید، در 23 تیردر مسيرانتقال به اوين ، دچار تشنج و ایست قلبی میشود . ده روز بعد، روز 3مرداد به خانواده برای تحویل جسد خبر میدهند.
در5 مرداد پيکر متلاشي شده وي در بهشت زهرا، قطعه211 ردیف 42 شماره 10 خاکسپاري ميگردد.
محسن روح الامینی
25 ساله دانشجوی کامپیوتر دانشکده فنی دانشگاه تهران،در تجمعات روز ۱۸ تیر 1388دستگیر شد و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شد در بازداشتگاه كهريزك مورد ضرب و جرح شديد قرار گرفته و مجروح شد. چند روز بعد، وي در مسیر انتقال به زندان اوین به دلیل شرایط بد جسمانی ناشی از استرسهای فیزیکی، شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد و نیز اصابت جسم سخت به بیمارستان منتقل شده و جان سپرد .پيكر اوبه عنوان فرد مجهولالهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز بعد جسد به سردخانه تحویل داده مي شود. با آنکه به خانوادهی روح الاميني اعلام شده بود فرزندشان به زودی آزاد میشود، پس از يك هفته آنها در روز 30 تير خبر درگذشت او را دریافت کردند و اول مردادماه جنازه را تحویل گرفتند. وی فرزند عبدالحسین روحالامینی، رئیس انستیتو پاستور ایران، عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و مشاور انتخاباتی محسن رضایی بود.
محمد کامرانی
۱۸ ساله در روز ۱۸ تیر۱۳۸۸ در نزدیکی میدان ولیعصر تهران دستگیر شد و به بازداشتگاه کهریزک انتقال یافت. او سپس به همراه گروه دیگری از بازداشتشدگان به زندان اوین منتقل گردید. و در اثر شکنجه جان سپرد طبق گفته خانواده وی، محمد را در حالیکه تقریباَ نیمه جان بوده و سراسر بدنش علائم باتوم و شکنجه بوده به تخت بیمارستان بسته بودند، تا امکان فرار نداشته باشد. با تلاش خانواده بالاخره می توانند محمد را از بیمارستان لقمان مرخص و بلافاصله به بیمارستان مهر منتقل کنند. اما در آنجا پزشکان متخصص می گویند با توجه به اینکه عفونت تقریباَ تمام بدن را فرا گرفته امیدی در بهبود نیست و محمد ظرف کمتر از٣ ساعت در تاریخ ٢۵ تیر جان می بازد وي شنبه 27 تیر در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
کیانوش آسا
25 ساله ، متولد کرمانشاه، وي دانشجوی ترم چهارم کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران بود. او در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران ناپدید شد و روز ۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در سردخانه پزشکی قانونی توسط خانوادهاش شناسایی شد. آسا در اثر اصابت دو گلوله توسط لباس شخصیها کشته شد. خانواده آسا طی شکایتی خواستار مشخص شدن علت مرگ فرزندشان شدند زیرا طبق اظهارات شاهدان عینی کیانوش تنها بر اثر اصابت یک گلوله به پهلویش زخمی شده بوده ولی هنگام تحویل جسد یک گلوله نیز به گردن وی اصابت کرده بود.
سید علی حبیبی موسوی خامنه
۴۳ ساله خواهرزاده میرحسین موسوی بود که در ۶ دی ۱۳۸۸ در جریان مراسم عزاداری روز عاشورا کشته شد. سید علی موسوی در زمان مرگ دارای یک دختر ۱۷ ساله و یک پسر ۷ ساله بود. ابراهیم موسوی برادر او پیش از این در جنگ کشته شدهاست. سید علی موسوی ظهر ۶ دی ۱۳۸۸ (عاشورا) در جریان تظاهرات روز عاشورا توسط سرنشینان یک پاترول مشکی هدف گلوله از ناحیه سینه قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه جان باخت.پیکر او پس از کش و قوسهای فراوان تحویل خانواده شد و تحت تدابیر شدید امنیتی شبانه در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. علی رغم پیگیری قضایی خانواده موسوی در مورد شناساییِ قاتلان فرزندشان تا کنون این امر بی نتیجه بوده است.
صانع ژاله
26 ساله دانشجوی رشته هنرهای نمایشی دانشگاه هنر تهران و از کردهای سنیمذهب بود که در جریان اعتراضات جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بر اثر برخورد گلوله کشته شد.ابتدا از سوي رسانههاي دولتي او را يك بسيجي عنوان كردند و کارت بسیج وی را در تلویزیون نمایش دادند. خانواده او نيز براي تائيد اين امر تحت فشار زيادي قرار گرفتند در حاليكه برادر او قانع ژاله ادعاهای مبنی بر بسیجی بودن او را تکذیب کرد و گفت کارت بسیج همان روز کشته شدن برادرشان برای او از طرف حکومت صادر شدهاست.
مراسم تشییع پيكر وی در روز ۲۷ بهمن1389 با حضور انبوهی از جمعیت از دانشگاه هنر تا دانشگاه تهران برگزار شد. این مراسم به صحنه درگیری طرفداران و مخالفان حکومت تبدیل شد به نحويكه از اوایل صبح دانشگاه هنر به اشغال نظامیان طرفدار حکومت درآمده بود و تعدادی از دانشجویان مورد حمله قرار گرفته و شماری نیز دستگیر شدند، و عملا نيز دانشجویان اجازه شرکت در تشییع جنازه را نداشتهاند. برادر صانع آرزوی او را اینگونه بیان می کند : صانع آرزویش این بود که مثل بهمن قبادی( کارگردان) در خدمتِ ملتش باشد.
محمد مختاری
22 ساله ،دانشجوي مهندسي معدن دانشگاه شاهرود،در جریان اعتراضات جنبش سبز درروز دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در خيابان رودكي تهران پنجاه متر مانده به خيابان توحيدو به ضرب گلوله مستقيم به پیشاني کشته شد. رسانههاي حكومتي ابتدا سعي كردند او را بسيجي و عوامل فتنه را عامل کشته شدن وی معرفی کنند ولی فعالیتهای اینترنتی محمد خلاف این را نشان می داد. او در آخرین پست فیس بوک خود نوشته بود : « خدایا ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام.»
مراسم تشیع جنازه محمد مختاری با حضور ماموران لباس شخصی برگزار شد. به طوريكه خانواده مختاری فقط نظارهگر بودند و در مراسم ختم عزیزشان اجازه هیچ دخل و تصرفی نداشتند. و تمامی مراسم توسط نیروهای لباس شخصی و ناشناس انجام شد.خانواده مختاری خواستار تعقیب قضایی و مشخص شدن قاتل او شدند.
بهنود رمضانی
19 ساله، دانشجوی ترم دوم رشته مهندسی مکانیک دانشگاه نوشیروانی بابل. درپي اعتراضات جنبش سبز در 25 اسفند ۱۳۸۹ (شب چهارشنبه سوری) بر اثر ضربات باتوم نیروهای بسیج در میدان ۲۲ نارمک تهران مورد مورد ضرب و جرح شديد واقع گرديد و دچار شكستگي از ناحيه استخوانهاي دست و پا و گردن و ضربه مغزي گرديد پيكر وي به بیمارستان الغدیر تهران منتقل شدو در روز ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ خانواده اش جسد وی را از پزشک قانونی تحویل گرفته و در روز ۲۷ اسفند، در روستای قراخیل از توابع شهرستان قائم شهر به خاك سپردند. رسانه های دولتی علت مرگ او را مرگ بر اثر انفجار نارنجک دست ساز توسط خود وی اعلام کردند اما در گزارش اولیه پزشکی قانونی به "مرگ بر اثر ضربات متعدد شی سخت به سر" اشاره گردیده است
20 ساله ،دانشجوی رشته آیتی دانشگاه قزوین در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات در روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ بر اثر اصابت سه گلوله به سینهاش درگذشت. زهرا نیک پیما مادر اشکان، در خصوص روز حادثه می گوید پسرش خود را برای امتحانات دانشگاه آماده میکرده و ساعت هفت و نیم روز ۳۰ خردادماه برای دیدار با یک دوست از خانه بیرون رفت و تاکید کرد که پنج دقیقه دیگر باز میگردد. وی هنگام بازگشت از یک ساختمان بلند مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود .پيكر او بعد از سه روز به خانواده تحويل داده شد.پیگیری های قضایی خانواده وی جهت شناسایی آمران و عاملان کشته شدن فرزندشان تا کنون بینتیجه بوده است
پیکر او در قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا ردیف ۵٠ شماره ١٩ به خاك سپرده شد.
سهراب اعرابی
۱۹ ساله، در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ کشته شد احتمال میرود که سهراب اعرابی در تظاهرات روز ۲۵ خرداد1388 در تیراندازی نیروهای بسیجی از بالای پایگاه بسیج مقداد کشته شده باشد. پروین فهیمی، مادر سهراب که از فعالان صلح و عضو گروه مادران صلح است گفت سهراب در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد از وی جدا شد و شب به خانه بازنگشت. خانواده در بیمارستانها، کلانتریها، زندان اوین و دادگاه انقلاب جستجو کردند اما نام سهراب در هیچ فهرستی، نه در فهرست اسامی اعلام شده در زندان اوین و نه در فهرست نصب شده بر دیوار دادگاه انقلاب نبود. پروین فهیمی هر روز صبح برای یافتن نشانهای از پسرش به دادگاه انقلاب میرفت و هر بعد از ظهر عکس سهراب را جلوی در زندان اوین برده و عکس را به هر آزاد شدهای نشان میداد و میپرسید آیا او را دیدهاند یا خیر. چند نفر مطمئن بودند او را دیدهاند.
مادر این جوان در روز سه شنبه ١۶ تیر با گذاشتن کفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادى فرزندش بود. در تاریخ ۲۰ تیر مادر سهراب اعرابی را به اداره تشخیص هویت ارجاع میدهند تا آلبومهای کشتهشدگان را نگاه کند و مشخص میشود او کشته شد است.پيكر وي 21 تير 1388 به خانواده تحويل و در 22 تير همان سال در بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شد.
ندا آقا سلطان
27 ساله در جریان اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات رياست جمهوري در روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در محله امیر آباد تهران (خیابان کارگر شمالی، تقاطع خیابان شهید صالحی و کوچه خسروی) در حالیکه به همراه استاد موسیقیاش در حال مراجعه از تظاهرات اعتراضآمیز بود به ضرب گلوله نيروهاي بسيج کشته شد.پیکر او به بیمارستان شریعتی منتقل و فردای آن روز به خانوادهاش تحویل گردید و تحت تدابیر شدید امنیتی در قطعه ٢۵٧ ردیف ۴١ شماره ٣٢ بهشت زهرا به خاک سپرده شد. انتشار فیلم کوتاهی از لحظات جان سپردن وی که با تلفن همراه گرفته شد، بازتابهای فراوانی در رسانههای جهان بهدنبال داشت به نحویکه جمهوری اسلامی تلاش زیادی کرد تا قتل او را صحنهسازی و توطئه مخالفان دولت نشان دهد. «ندا» در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل آزادی خواهی ایرانیان در این اعتراضات شناخته میشود.
امیر جوادیفر لنگرودي
25 ساله دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین، ترانه سرا و دانشجو بازیگری، که در روز ۱۸ تیر ماه 1388 درتقاطع خيابان شهداي ژاندارمري و دانشگاه، محدوده امیرآباد توسط نیروهای لباس شخصي دستگير و مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته و بوسيله همين افراد به كلانتري 148تهران منتقل گرديد.
در کلانتری حال او در اثر ضرب و شتم به وخامت رسیده و ماموران كلانتري او را در ساعت 9 شب به بيمارستان فيروزگر منتقل گردید و روز19 تير خانوادهاش که اعتقاد داشتند امیر جرمی مرتکب نشده است اورا از بیمارستان فيروزگر به پلیس امنیت تحویل میدهند که از آنجا به بازداشتگاه كهريزك متتقل میگردد. وی پس از شکنجه شدید، در 23 تیردر مسيرانتقال به اوين ، دچار تشنج و ایست قلبی میشود . ده روز بعد، روز 3مرداد به خانواده برای تحویل جسد خبر میدهند.
در5 مرداد پيکر متلاشي شده وي در بهشت زهرا، قطعه211 ردیف 42 شماره 10 خاکسپاري ميگردد.
محسن روح الامینی
25 ساله دانشجوی کامپیوتر دانشکده فنی دانشگاه تهران،در تجمعات روز ۱۸ تیر 1388دستگیر شد و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شد در بازداشتگاه كهريزك مورد ضرب و جرح شديد قرار گرفته و مجروح شد. چند روز بعد، وي در مسیر انتقال به زندان اوین به دلیل شرایط بد جسمانی ناشی از استرسهای فیزیکی، شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد و نیز اصابت جسم سخت به بیمارستان منتقل شده و جان سپرد .پيكر اوبه عنوان فرد مجهولالهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز بعد جسد به سردخانه تحویل داده مي شود. با آنکه به خانوادهی روح الاميني اعلام شده بود فرزندشان به زودی آزاد میشود، پس از يك هفته آنها در روز 30 تير خبر درگذشت او را دریافت کردند و اول مردادماه جنازه را تحویل گرفتند. وی فرزند عبدالحسین روحالامینی، رئیس انستیتو پاستور ایران، عضو جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و مشاور انتخاباتی محسن رضایی بود.
محمد کامرانی
۱۸ ساله در روز ۱۸ تیر۱۳۸۸ در نزدیکی میدان ولیعصر تهران دستگیر شد و به بازداشتگاه کهریزک انتقال یافت. او سپس به همراه گروه دیگری از بازداشتشدگان به زندان اوین منتقل گردید. و در اثر شکنجه جان سپرد طبق گفته خانواده وی، محمد را در حالیکه تقریباَ نیمه جان بوده و سراسر بدنش علائم باتوم و شکنجه بوده به تخت بیمارستان بسته بودند، تا امکان فرار نداشته باشد. با تلاش خانواده بالاخره می توانند محمد را از بیمارستان لقمان مرخص و بلافاصله به بیمارستان مهر منتقل کنند. اما در آنجا پزشکان متخصص می گویند با توجه به اینکه عفونت تقریباَ تمام بدن را فرا گرفته امیدی در بهبود نیست و محمد ظرف کمتر از٣ ساعت در تاریخ ٢۵ تیر جان می بازد وي شنبه 27 تیر در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
کیانوش آسا
25 ساله ، متولد کرمانشاه، وي دانشجوی ترم چهارم کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران بود. او در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران ناپدید شد و روز ۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در سردخانه پزشکی قانونی توسط خانوادهاش شناسایی شد. آسا در اثر اصابت دو گلوله توسط لباس شخصیها کشته شد. خانواده آسا طی شکایتی خواستار مشخص شدن علت مرگ فرزندشان شدند زیرا طبق اظهارات شاهدان عینی کیانوش تنها بر اثر اصابت یک گلوله به پهلویش زخمی شده بوده ولی هنگام تحویل جسد یک گلوله نیز به گردن وی اصابت کرده بود.
سید علی حبیبی موسوی خامنه
۴۳ ساله خواهرزاده میرحسین موسوی بود که در ۶ دی ۱۳۸۸ در جریان مراسم عزاداری روز عاشورا کشته شد. سید علی موسوی در زمان مرگ دارای یک دختر ۱۷ ساله و یک پسر ۷ ساله بود. ابراهیم موسوی برادر او پیش از این در جنگ کشته شدهاست. سید علی موسوی ظهر ۶ دی ۱۳۸۸ (عاشورا) در جریان تظاهرات روز عاشورا توسط سرنشینان یک پاترول مشکی هدف گلوله از ناحیه سینه قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه جان باخت.پیکر او پس از کش و قوسهای فراوان تحویل خانواده شد و تحت تدابیر شدید امنیتی شبانه در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. علی رغم پیگیری قضایی خانواده موسوی در مورد شناساییِ قاتلان فرزندشان تا کنون این امر بی نتیجه بوده است.
صانع ژاله
26 ساله دانشجوی رشته هنرهای نمایشی دانشگاه هنر تهران و از کردهای سنیمذهب بود که در جریان اعتراضات جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بر اثر برخورد گلوله کشته شد.ابتدا از سوي رسانههاي دولتي او را يك بسيجي عنوان كردند و کارت بسیج وی را در تلویزیون نمایش دادند. خانواده او نيز براي تائيد اين امر تحت فشار زيادي قرار گرفتند در حاليكه برادر او قانع ژاله ادعاهای مبنی بر بسیجی بودن او را تکذیب کرد و گفت کارت بسیج همان روز کشته شدن برادرشان برای او از طرف حکومت صادر شدهاست.
مراسم تشییع پيكر وی در روز ۲۷ بهمن1389 با حضور انبوهی از جمعیت از دانشگاه هنر تا دانشگاه تهران برگزار شد. این مراسم به صحنه درگیری طرفداران و مخالفان حکومت تبدیل شد به نحويكه از اوایل صبح دانشگاه هنر به اشغال نظامیان طرفدار حکومت درآمده بود و تعدادی از دانشجویان مورد حمله قرار گرفته و شماری نیز دستگیر شدند، و عملا نيز دانشجویان اجازه شرکت در تشییع جنازه را نداشتهاند. برادر صانع آرزوی او را اینگونه بیان می کند : صانع آرزویش این بود که مثل بهمن قبادی( کارگردان) در خدمتِ ملتش باشد.
محمد مختاری
22 ساله ،دانشجوي مهندسي معدن دانشگاه شاهرود،در جریان اعتراضات جنبش سبز درروز دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در خيابان رودكي تهران پنجاه متر مانده به خيابان توحيدو به ضرب گلوله مستقيم به پیشاني کشته شد. رسانههاي حكومتي ابتدا سعي كردند او را بسيجي و عوامل فتنه را عامل کشته شدن وی معرفی کنند ولی فعالیتهای اینترنتی محمد خلاف این را نشان می داد. او در آخرین پست فیس بوک خود نوشته بود : « خدایا ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام.»
مراسم تشیع جنازه محمد مختاری با حضور ماموران لباس شخصی برگزار شد. به طوريكه خانواده مختاری فقط نظارهگر بودند و در مراسم ختم عزیزشان اجازه هیچ دخل و تصرفی نداشتند. و تمامی مراسم توسط نیروهای لباس شخصی و ناشناس انجام شد.خانواده مختاری خواستار تعقیب قضایی و مشخص شدن قاتل او شدند.
بهنود رمضانی
19 ساله، دانشجوی ترم دوم رشته مهندسی مکانیک دانشگاه نوشیروانی بابل. درپي اعتراضات جنبش سبز در 25 اسفند ۱۳۸۹ (شب چهارشنبه سوری) بر اثر ضربات باتوم نیروهای بسیج در میدان ۲۲ نارمک تهران مورد مورد ضرب و جرح شديد واقع گرديد و دچار شكستگي از ناحيه استخوانهاي دست و پا و گردن و ضربه مغزي گرديد پيكر وي به بیمارستان الغدیر تهران منتقل شدو در روز ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ خانواده اش جسد وی را از پزشک قانونی تحویل گرفته و در روز ۲۷ اسفند، در روستای قراخیل از توابع شهرستان قائم شهر به خاك سپردند. رسانه های دولتی علت مرگ او را مرگ بر اثر انفجار نارنجک دست ساز توسط خود وی اعلام کردند اما در گزارش اولیه پزشکی قانونی به "مرگ بر اثر ضربات متعدد شی سخت به سر" اشاره گردیده است
۱۳۹۱ آذر ۱۴, سهشنبه
این زن ریزنقش بلند همت
نسرین ستوده را می گویم؛ زنی از تبار زنان آزاده و سرفراز و دلیر ایران زمین و بانویی از تبار زنانی که مردان باید در رکابش «جوانمردی» بیاموزند. نسرین ستوده را می گویم. این زن کوچک اندام ریزنقش بلندهمت را. زنی از تبار زنان آزاده و سرفراز و دلیر ایران زمین و بانویی از تبار زنانی که مردان باید در رکابش «جوانمردی» بیاموزند. او را از حدود پانزده سال پیش شناختم. از طریق همسرش رضا خندان. با برادران خندان از دهه شصت آشنا شدم. نمی دانم چه سالی بود (شاید 65-66) برای شرکت در مراسم سالگشت دکتر شریعتی و ایراد سخنرانی به تبریز دعوت شدم. دعوت کننده و میزبان من جوانی بود به نام عیسی خندان. سالهای سختی بود. گرچه این سالها نیز سخت و نامهربان و پر خفقان است اما با این همه آن سالها «هوا بس ناجوانمردانه سرد« بود و «سرها در گریبان» و «سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت». چنین جلساتی با بیم و هراس برگزار می شد. به هر تقدیر جلسه در فضایی بس رعب آور در خانه ای در یکی از محلات تبریز برگزار شد و خوشبختانه بی حادثه تلخی به انجام رسید. بعدها آقا عیسی به تهران آمد و به درس و کار مشغول شد و در عرصه های مختلف فرهنگی و سیاسی با هم ارتباط و همکاری داشتیم. زمانی که عیسی مدیریت اجرایی نشریه «دریچه گفتگو» را بر عهده داشت با برادرش آقا رضا آشنا شدم. رضا نیز از همان جنس بود و تبار، از این رو در فعالیت های مختلف از جمله در مراسم های مختلف مذهبی و بزرگداشت ها حضور داشت. در اواخر زنی جوان همراه او بود و به زودی دانستم همسر اوست. نسرین ستوده. با این همه آشنایی بیشتر با این زوج جوان از دوران زندان من بود. گاه که به مرخصی می آمدم رضا خندان و همسرش نسرین همراه بسیاری دیگر از دوستان دور و نزدیک به دیدنم می آمدند. گرچه هر دو ساکت بودند و کمتر سخن می گفتند و شاید بزرگترها کمتر مجال سخن به کوچکترها می دادند و یا جوانترها رعایت ادب کرده و سکوت پیشه می کردند. اما به یاد می آورم که چند بار نسرین ستوده در جمع صحبت کرد و نظریاتش نیز مورد توجه قرار می گرفت. بیشتر حقوقی حرف می زد. یک بار گفت که وکیل است و برخی پرونده ها را در اختیار دارد. در ایران گاه و بیگاه به مناسبتی او را می دیدم. گاه نیز در مطبوعات حضور داشت و یا از او سخنی و حدیثی نقل می شد. در این زمان دیگر سرشناس شده بود. اما این پس از انتخابات 88 و بازداشت او، که فکر می کنم چند بار انجام گرفت، بود که شهره شد و در جهان نامی در انداخت و اکنون در جهان سیاست و حقوق بشری کسی نیست که نام و آوازه او را نشنیده باشد.
۱۳۹۱ آبان ۲۳, سهشنبه
مرگِ ستار بهشتی، ارزش وبلاگ نوشتن را بالاتر برد
فکر می کنم مرگ دلاورانه و شجاعانه و افتخار آمیز ستار بهشتی، یک درس بزرگ برای ما داشت. اینکه وبلاگ داشتن، ارزش کشته شدن و مردن را هم دارد. در شرایطی که صدا و سیمای دروغ پراکن، همواره به ساختن یک تصویر دروغی از جامعۀ ما مشغول است و همچنین گاه و بیگاه فیلم های سینمایی با هزینه های گزاف برای تحریف واقعیت و تخریب جنبش سبز ساخته می شود، ما چه سلاحی داریم جز خودمان!؟ ستار بهشتی خودش را در وبلاگش بازتاب داده بود. هم اکنون بهترین وبلاگ های فارسی توسط شهروندانی در شرایطی مثل ستار بهشتی به روز می شود و شمار آنها از حد خارج شده است. تنوع موضوع ها هم اینقدر هست که نمی شود یک دسته و رده برای این وبلاگ ها در نظر گرفت. هرکسی از هرچیزی که می تواند و به زندگی اش پیوند دارد می نویسد و وبلاگش هم کم و بیش خوانده می شود. توصیۀ من به کسانی که در برار مرگ ستار بهشتی و وضعیت ناعادلانۀ دیگر آزادی خواهان و عدالت طلبانِ دربند، احساس مسئولیت می کنند این هست که اگر وبلاگ دارید، با آن جدی تر برخورد کنید و مرتب تر و منظم تر دربارۀ هرچه فکر می کنید درست و خوب هست و به وضعیت فعلی ما کمک می کند، بنویسید. حتی اگر نمی توانید یا نمی خواهید به بی پروایی ستار بنویسید اشکالی ندارد. با سبک و زبان خودتان بنویسید. دربارۀ هنر، ادبیات، جامعه، ورزش، شهرسازی، سینما، مدرسه، دانشگاه، خانواده، دین، و هرچیز دیگری که برایتان مهم است بنویسید. هرکدام از ما ادبیات و زبان مخصوص خودمان را داریم. هرکدام از ما در فضای ویژه و متفاوتی به سر می بریم و با افراد خاصی ارتباط داریم. ضریب نفوذ اینترنت در کشور به سطح قابل قبولی رسیده است و دیگر مثل گذشته نیست که فقط قشر خاصی به اینترنت دسترسی داشته باشند. امسال که تمام شود، ده سال است که وبلاگ می نویسم. درآغاز، خوانندۀ زیادی نداشتم. الان هم خیلی نیستند. ولی به حدی رسیده است وبلاگم از شهرهای خراسان جنوبی و خوزستان و آذربایجان خواننده دارد و هر از چندگاهی با آن ها نامه نگاری می کنم و یا برایم کامنت می گذارند و نظرشان را می دهند. همین لوگوی زیبای وبلاگم را یکی از خواننده های خوب وبلاگم برایم طراحی کرده و فرستاده است. درحالی من تا به حال او را ندیده ام. شاید اینترنت همۀ ایران را در بر نگیرد. ولی همین درصد فعلی هم بسیار قابل توجه هست و اگر خوب پوشش داده شود، همان ها می توانند پیام ما را به دیگرانی که به اینترنت دسترسی ندارند، برسانند. پس همین الان دست به کار شوید. وبلاگ درست کردن بسیار ساده است. اگر یک حساب گوگل (جی. میل) دارید، همین الان می توانید به راحتی یک وبلاگ در بلاگر راه اندازی کنید. ویا اینکه از امکانات رایگان وردپرس استفاده کنید. هیچ کاری ساده تر از چند خط وبلاگ نوشتن نیست. فقط باید انگیزه و ایمان کافی را داشته باشید. توصیه می کنم که با نام واقعی خودتان بنویسید. زیرا که وقتی پشت یک اسم مستعار قایم می شود، ممکن است حرف هایی بزند که از واقعیت زندگی خودش دور باشد. اما اگر فکر می کنید نمی توانید، بازهم اشکالی ندارد. با اسم مستعار بنویسید. فقط بنویسید.روح سوار
۱۳۹۱ مهر ۲۲, شنبه
کریم محمدی برادر حسن محمدی اعدام شده میگوید: برادرم قاچاقچی نبود بلکه سیاسی بود
حسن محمدی زندانی کردی بودکه دو روز پیش در بند دو زندان زاهدان همراه با 4 زندانی دیگر اعدام شد.
در این باره کریم محمدی برادر نامبرده ، اتهامات مواد مغدر را رد می کند و می گوید که وزارت اطلاعات برای برادرم پرونده سازی نمود و وی سیاسی بود نه چیزی دیگر و می گوید که خانواده ما بیش از سه دهه میباشد که تاوان داده و چند تن از اعضای خانوادمان از جانباختگان احزب سیاسی کرد هستند.نامبرده در مورد این اینکه حکومت ایران وی را به عنوان قاچاقچی مواد مغدر معرفی کرده ، گفت که این اتهامیست که وزارت اطلاعات برای برادرم دروست کرده و برادر من بی گناه بود و همه میدانند که خانواده ما همواره در کردستان مخالف مواد مغدر و بازرگانی با این مواد بودند.
زندانی حسن محمدی که دارای چهار فرزند میباشد دو سال پیش در تهران توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بعدا در دادگاه به اتهام محاربه و مواد مخدر به اعدام محکوم شد ، نامبرده در متولد 1338 ساله اهل بوکان،نزدیک به 1 سال ونیم در بند ۲ زندان زاهدان زندانی بود.برادر این زندانی به اتهام عضویت در حزب کومله در سال 1384 در زندان ارومیه اعدام شده بود.
شایان ذکر است که خانواده محمدی از اوایل انقلاب تا کنون همواره از مخالفان حکومت جمهوری اسلامی بودند که چند تن از اعضای این خانواده عضو رسمی احزاب کرد مخالف رژیم هستند.
اسماعیل محمدی سن 40 سال ، ملیت کرد ايراني تاریخ اعدام ۱۲ شهریور ۱۳۸۴محل زندان ارومیه, ايراننحوه اعدام نحوه اعدام نا مشخص اتهامات عضویت در حزب کومله مخالف نظام; قتل; محارب با خدا; مفسد في الارضملاحظاتخبر دستگیری و اعدام آقای اسماعیل محمدی عضو سازمان کومله و یک فعال کرد دیگر توسط سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان انتشار یافت.
در این رابطه، دبیر کمیسیون دفاع از حقوق بشر کردستان مصاحبه ای با رادیو فردا (١٥ شهریور١٣٨٤) انجام داده است. اطلاعات زیربر مبنای گفتگوی وی با رادیو فردا و اطلاعیه های عفو بین الملل مورخ ١٧ مرداد ١٣٨٢، ٣ شهریور ١٣٨٣ و ١٦ شهریور ٣٨٤ تهیه شده است. اطلاعات تکمیلی درباره دستگیری و بازداشت وی در گزارشات سازمان عفو بین الملل چاپ شده است.عفو بین الملل در باره سازمان کومله می نویسد "کومه له حزب سوسیالیستی است که از حقوق اقلیت کرد در ایران و یا خود مختاری کردستان ایران حمایت می کند.
در نهمین کنگره آن که در تیر ١٣٨٠ برگزار شد اعلام گردید که این سازمان از یک سیستم حکومتی فدرالی در ایران، آزادی بیان و اجتماع و عدالت اجتماعی دفاع می کند و با مبارزه مسلحانه مخالف است اما دفاع مسلحانه را باور دارد".آقای اسماعیل محمدی از زمان دستگیری تا اعدام از داشتن وکیل محروم بود و بنا به اظهارات دبیر کمیسیون دفاع از حقوق بشر کردستان، دوماه قبل ازاعدام تعدادی از شخصیت های فعال حقوق بشر تلاش هایی به عمل آوردند كه دوباره دادگاهی برگزار شود و او بتواند از وكیل برخوردار شود، اما این تلاش ها به نتیجه نرسید. مسؤلان زندان خانواده آقای اسماعیل محمدی را از اجرای حکم اعدام مطلع نکرده بودند و به نوشته سازمان عفو بین الملل وقتی خانواده او برای ملاقات به زندان می روند به آنها گفته می شود که اعدام شده و لباس ها و لوازم شخصی او را تحویل می دهند اما جسدش را نمی دهند.به نوشته سازمان عفو بین الملل از سال ١٣٨١، مجازات مرگ در مورد زندانیان سیاسی طولانی مدت و بخصوص کسانی که با احزاب سیاسی در دفاع از حقوق اقلیت کرد یا خود مختاری کردستان در ارتباط بوده اند، اجرا می شود.دستگیری و بازداشتاطلاعی در مورد جزئیات دستگیری و بازداشت این متهم در دست نیست.
بر اساس اطلاعات سازمان عفو بین الملل آقای اسماعیل محمدی درمهر ١٣٨١ در خانه اش در شهر بوکان دستگیر شد. وی پس از هشت ماه با خانواده اش تماس گرفت وگفت در زندان مهاباد نگهداری می شود. به نوشته همین منبع، وی مدت هشت ماه در زندان تحت شکنجه های شدید بوده است. گفته می شود، پدرش که توانست یکبار با حضور نگهبان ملاقاتی با او داشته باشد نیز از حرف های او همین برداشت راداشته است. آقای اسماعیل محمدی ملاقات دیگری با خانواده اش نداشت.اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه در دست نیست. بر اساس اطلاعات سازمان عفو بین الملل آقای اسماعیل محمدی نخست درشعبه یک دادگاه انقلاب ارومیه محاکمه شد و سپس حکم در شعبه ٣٢ دیوان عالی کشور به تأیید رسید. در جریان این محاکمات متهم از حق داشتن وکیل محروم بوده است. اتهامات آقای اسماعیل محمدی "مبارزه مسلحانه علیه رژیم اسلامی، محاربه با خدا، مفسد فی الارض، عضویت در سازمان کومله، عبور غیرقانونی از مرز و شرکت در ربودن و شکنجه و مرگ حد اقل یک مأمور دولتی" بوده است.در شرایطی که حداقل تضمین های دادرسی رعایت نمی شود و متهمین از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست.مدارک ارائه شده علیه متهم " کشف اسلحه در بازرسی خانه اش" بوده است. سازمان عفو بین الملل می نویسد مشخص نیست اعترافات متهم تحت چه شرایطی گرفته شده است.سازمانهای بین المللی حقوق بشر بارها دولت جمهوری اسلامی ایران را بخاطر اعمال سیستماتیک شکنجههای شدید و استفاده از سلولهای انفرادی جهت گرفتن اعتراف از زندانیان محکوم کرده اند و صحت اعترافاتی که تحت فشار از متهمان گرفته شده است را مورد پرسش قرار دادهاند. این اعترافات در مورد زندانیان سیاسی گاه از تلویزیون پخش شدهاند.
تلویزیون ملی اقدام به پخش اعترافاتی کرده است که طی آنها زندانیان به جرمهای مبهم و غیرواقعی اعتراف کرده، باورهای سیاسی خویش را نفی کرده و بخاطر آنها توبه کردهاند و یا حتی پای دیگران رابه میان کشیدهاند. سازمانهای حقوق بشر همچنین به روند اعترافات و توبه زندانیانی که آزاد شدهاند نیز اشاره کردهاند.از دفاعیات متهم اطلاعی در دست نیست.از جزئیات این حکم اعدام اطلاعی در دست نیست.
بر اساس اطلاعات سازمان عفو بین الملل آقای اسماعیل محمدی در تیر ١٣٨٣ درشعبه یک دادگاه انقلاب ارومیه، طی یک محاکمه ناعادلانه، محکوم به اعدام شد و این حکم در شعبه ٣٢ دیوان عالی کشور در ٢١ مرداد یا حدود این تاریخ، تأیید شد. وی روز شنبه ١٢ شهریور ١٣٨٤در زندان ارومیه اعدام شد
۱۳۹۱ مرداد ۲۴, سهشنبه
حکومت اجنبی اشغالگر بداند، جمعه این هفته روز آذربایجان است نه قدس
این جمعه نه به دلیل آخرین جمعه رمضان بلکه به دلیل اولین جمعه پس از خون شدن دل میهن در غم سستی خانه های عزیزانمان در شمال غرب کشور که به اندک لرزه ای منجر به کشته و مجروح و آواره شدن عضوی از اعضای پیکره مام میهن شد، بر خلاف ادعای حکومت اجنبی و اشغال گر ایران، روز آذربایجان و همدردی با هموطنان مصیبت دیده ما است.
۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه
گریه کن مادر، انگار خون فرزندت به رنگینی خون بحرینی و لبنانی ها نیست!
گریه کن مادر، خون گریه کن بر نعش فرزندت، انگار خون فرزندت به رنگینی خون بحرینی و لبنانی ها نیست
اشک بریز مادر، بر کودکی که دیروز پس از شیطنت های کودکانه اش با زبان عاقش میکردی و در دل دعایش
گریه کن مادر، بر نعش ما زنده نمایان به واقع مرده گریه کن.
به اشک بشوی چرک و خون را از این سرزمین پاک، سرزمینی که حتی حاضر نیست خبری از وضع تو به دیگران بدهد
اشک بریز مادر، بر کودکی که دیروز پس از شیطنت های کودکانه اش با زبان عاقش میکردی و در دل دعایش
گریه کن مادر، بر نعش ما زنده نمایان به واقع مرده گریه کن.
به اشک بشوی چرک و خون را از این سرزمین پاک، سرزمینی که حتی حاضر نیست خبری از وضع تو به دیگران بدهد
گرانی مقدمه حضور امام عصر(عج)است، بوی پیراهن یوسف به مشام میرسد!
کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در بخشی از خطبه های امروز نماز جمعه با اشاره به تحریمها تصریح کرد: مردم ما بصیرت کافی را دارند و تحریمها تازگی ندارد؛ چراکه در هشت سال دفاع مقدس علاوه بر تحریم بر ما آتش میگشودند و حالا تحریمها تشدید شده و فکر میکنند با فشار میتوانند ملت به پا خواسته شهید داده ما را از آرمانهای مقدس خود دور کنند، اما آنچه مسلم است اینها فرزندان عاشورایی هستند و فشارها ملت حسینی ما را نورانیتر میکند.
وی همچنین با اشاره به اینکه «امروز تمام دنیا گرفتار بحران اقتصادی است» مدعی شد: همه دنیا امروز گرفتار گرانی و بیکاری است و ما این را مقدمه حضور امام عصر(عج) میدانیم و بوی پیراهن یوسف به مشام میرسد
۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه
فرماندهان سپاه آذربایجانغربی در میان گروگانها هستند
روز جمعه دهم اوت، یک پایگاه اینترنتی از حضور سردار «عابدین خرم» و تعدادی دیگر از افسران ارشد سپاهپاسداران آذربایجان غربی در میان ۴٨ نفری گزارش داد که توسط گروههای مسلح مخالف دولت بشار اسد به گروگان گرفته شدهاند.
به گزارش سایت «العربیه فارسی»، علاوه بر سردار عابدین خرم، سرهنگ اکبری و فرماندهان دیگری که نامشان در گزارش ذکر نشده نیز در میان گروگانها قرار دارند.
سردار «عابدین خرم» در ماه خرداد سال جاری به جای «سردار شاکری» به مقام فرماندهی سپاه شهدای آذربایجان غربی منصوب شده و درجه سرتیپ دومی خود را نیز به دنبال این انتصاب دریافت کرده بود.
گفتنی است که هنوز منبع دیگری صحت گزارش فوق را تایید نکرده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)