این روزها ظاهرا توجه گشت ارشاد، ائمه جمعه و رسانه های محافظه کار در ایران به پدیده جدیدی جلب شده که سبب نگرانی آنها است: «ساپورت» یا همان چیزی که در خارج از ایران به «لگینگز» معروف است. پس از سخنان حجت السلام صدیقی مبنی بر این که منشاء زلزله و بلایای طبیعی بیبند و باری و برهنگی زنان است و سبب استهزاء عمومی شد، جنبشی به نام«سینه لرزه» به راه افتاد که تا مدتها سبب سرگرمی بسیاری در سراسر جهان و ایران شده بود
نمایش پستها با برچسب زن. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب زن. نمایش همه پستها
۱۳۹۲ شهریور ۸, جمعه
آغاز تشدید برخورد و سرکوب بانوان در تهران / وعده روحانی در رابطه با گشت ارشاد چه شد؟
این روزها ظاهرا توجه گشت ارشاد، ائمه جمعه و رسانه های محافظه کار در ایران به پدیده جدیدی جلب شده که سبب نگرانی آنها است: «ساپورت» یا همان چیزی که در خارج از ایران به «لگینگز» معروف است. پس از سخنان حجت السلام صدیقی مبنی بر این که منشاء زلزله و بلایای طبیعی بیبند و باری و برهنگی زنان است و سبب استهزاء عمومی شد، جنبشی به نام«سینه لرزه» به راه افتاد که تا مدتها سبب سرگرمی بسیاری در سراسر جهان و ایران شده بود۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه
محرومیت خانم گل فوتبال ایران به خاطر انتقاد از خوابگاه
نایب رئیس امور بانوان فدراسیون فوتبال ایران می گوید طنین نراقی بازیکن تیم ملی زنان ایران را به خاطر مصاحبه هایش علیه فدراسیون، با محرومیت مواجه کرده است. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال، طنین نراقی را به مدت سه ماه از حضور در مسابقات محروم کرده و ۲۰۰ هزار تومان هم جریمه نقدی برای او در نظر گرفته. نراقی در واکنش به این حکم گفته است شاید فوتبال را کنار بگذارد زیرا توان پرداخت چنین جریمه ای را ندارد و خودش را هم سزاوار این حکم نمی داند. مهاجم تیم ملی زنان ایران که فرزند هادی نراقی بازیکن دهه ۵۰ خورشیدی فوتبال ایران است، به خبرگزاری فارس گفته: من چقدر از فوتبال درآمد دارم که ۲۰۰ هزار تومان هم جریمه بدهم؟ باشگاه استقلال از قرارداد چهار میلیون تومانی فصل قبل، حتی هزار تومان هم پرداخت نکرده. آقای فتح الله زاده همیشه می گوید تسویه می کنم، اما هنوز این اتفاق رخ نداده. من از فوتبال ایران هیچ خیری ندیدم. سال گذشته تیم ملی دختران زیر ۱۹ سال ایران در مرحله نخست مقدماتی جام ملت های آسیا به میزبانی اردن، موفق شد جواز صعود به دور دوم را دریافت کند. شاگردان مریم ایراندوست با ۱۲ گل از سد تاجیکستان گذشتند که ۶ گل را طنین نراقی به ثمر رساند. ایران سپس ۸ گل وارد دروازه فلسطین کرد که طنین نراقی در آن بازی «هَت تریک» کرد (سه گل زد)، او ۹ گله شد تا عنوان «خانم گلی» مرحله مقدماتی را نصیب خود کند. اما دویدن، دریبل زدن، گلزنی و پیروزی های پرگل ایران در مستطیل سبز، بازتاب چندانی در وزارت ورزش نداشت و صداوسیما نیز تصاویر و اخبار این مسابقات را پوشش نداد. از مصاحبه های بازیکنان اعزامی پیدا بود که پاداشی هم نصیب شان نشده. نراقی پس از بازگشت تیم اعزامی به ایسنا گفت: بزرگترین مشکل ما این است که برخی برای بازیکنان ملی پوش فوتبال بانوان احترام قائل نمی شوند. حتی یک لباس هماهنگ نداریم و از نظر امکانات همیشه با حداقل ها روبه رو بوده ایم. اگر چیزهای ابتدایی را به ما بدهند، انگیزه ایجاد می شود و نتیجه می گیریم. بدون هیچ تدارکاتی به مسابقه ها اعزام شدیم و نتیجه بسیار خوبی گرفتیم. مهاجم تیم ملی ادامه داد: نتیجه ای که به دست آورده بودیم بی سابقه بود اما وقتی از مسابقه ها برگشتیم هیچ کس برای استقبال به فرودگاه نیامد. دادن امکانات و توجه به بانوان به آن ها شخصیت می دهد و این از ابتدایی ترین موضوعات در فوتبال است. مصاحبه ای که باعث محرومیت شد «وقتی امکانات نباشند بازیکنان هم به تیم ملی نمی آیند، همان طور که هلن کاستا (سرمربی تیم ملی) بازیکنان را دعوت کرد و بسیاری از آنها گفتند نمی آیند. با شرایط اسفناک خوابگاه هر بازیکنی باشد نمی آید. یک بازیکن حرفه ای جایگاهش در چنین خوابگاهی نیست.» وضعیت خوابگاه زنان ملی پوش در اردوهای اخیر، صدای اعتراض آنها را درآورده بود. طنین نراقی هم با شرح کیفیت اردو و ابراز نارضایتی درباره امکانات خوابگاه، به خبرگزاری فارس گفته بود: بهتر است از بازیکنان تست بگیرند، می بینند که هیچکدام آمادگی ندارند. دلایل این ناآمادگی به امکانات، شرایط غذا و مسائل دیگر مربوط می شود. نراقی در مصاحبه ای که منجر به محرومیت او شد، گفت: به ما می گویند بودجه نیست، اگر بودجه ندارید تیم را اصلاً به مسابقات نفرستید. ما هنگامی که به تورنمنت روسیه رفتیم واقعاً افسرده شدیم. نمی دانید چه لباس هایی به ما دادند، مقابل تیم های دیگر مانند بیچاره ها بودیم. رویکرد فدراسیون فوتبال در قبال فوتبالیست منتقد، تند و قاطعانه بود. فریده شجاعی معاون بانوان در این فدراسیون، به اظهارات طنین نراقی درباره امکانات فوتبال زنان واکنش نشان داد و گفت: این مصاحبه نهایت بی انصافی است. اردوهای زیادی برگزار شد و کسی چیزی نگفت. حرف های او باعث می شود در تیم ملی تنش ایجاد شود و این برخلاف مقررات است. شجاعی به پاسخ خود بسنده نکرد و با معرفی نراقی به کمیته انضباطی، زمینه محرومیت و جریمه نقدی او مهیا شد. این مقام مسئول در فدراسیون فوتبال، پیش از این در واکنش به پرسش های عادل فردوسی پور درباره مشکلات پدید آمده برای بازیکنان تیم ملی فوتسال زنان، در اظهارنظری جنجالی گفته بود که گردن فردوسی پور را خواهد شکست. طنین نراقی بازیکن تیم ملی فوتبال زنان به خاطر ابراز نارضایتی از کم توجهی به تیم ملی محروم شده است اما مشابه همین وضعیت در فوتبال مردان ایران امری عادی است و فقط هنگامی منجر به محرومیت بازیکنان می شود که دربرگیرنده اهانت مستقیم به مقامات مسئول در فدراسیون فوتبال باشد. نراقی در انتقادات خود از کسی نام نبرده نبود و مسئول خاصی را هم مقصر نمی دانست. او صرفاً از شرایط خوابگاه و کیفیت غذای اردونشینان گله گذاری کرده و خواستار ارتقای امکانات اردو شده بود.۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه
یک زن و مرد در آستانه اجرای حکم سنگسار بسر می برند
سال نود ویک، در شعبهی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجانشرقی به ریاست آخوند امیری محاکمه و به اتهام زنای محصن و محصنه به مجازات رجم (سنگسار) محکوم شدهاند.نقی محمودی، فعال حقوق بشر در گفتگو با هرانا اعلام داشت: " طبق اطلاع ماخوذه از اجرای احکام دادگستری تبریز، وکلای متهمین به دادنامهی صادره اعتراض کردهاند که رسیدگی به اعتراضشان به شعبهی هفتم دیوان عالی کشور ارجاع شده است. شعبهی هفتم دیوان عالی کشور به ریاست مرتضی فاضل و عزیزالله رزاقی (مستشار) پس از رسیدگی و بررسی اعتراض متهمین و وکلای آنها، اعتراض را وارد ندانسته و مبادرت به صدور حکم کرده است."متن حکم دیوان عالی کشور به قرار زیر است: "با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و اظهارات متهمان ومفاد اظهارات مطلعین و فیلم تهیه شده پیرامون رابطهی متهمان و انعکاس واضح ارتکاب عمل زنا با میل و رغبت طرفین و تصریح اعضای دادگاه مبنی بر مشاهدهی فیلم و احراز شرایط احصان از سوی کلیهی اعضای دادگاه و عدم ابراز دلیل کافی موجب نقض از سوی محکوم علیه ما و وکلای آنان، دادنامهی شمارهی ۰۰۰۰۱۲۹- ۱۹/۴/۹۱ صادره از شعبهی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجانشرقی حاوی محکومیت آقای علی ساعی و خانم زهرا پورساعی به رجم بابت ارتکاب زنای محصن و محصنه مطابق مقررات تشخیص و مستندا به بند الف مادهی ۲۶۵ قانون آئین دادرسی کیفری، تایید میگردد."این حکمِ قطعی، در تاریخ ۲۶/۹/۹۱ به متهمین در زندان مرکزی تبریز ابلاغ شده است و لذا بیم آن میرود که اجرای احکام دادگستری تبریز به صورت مخفیانه درصدد اجرای این حکم غیرانسانی برآید۱۳۹۲ مرداد ۱۷, پنجشنبه
فائزه هاشمی چهارشنبه بار دیگر در دادگاه انقلاب محاکمه میشود
فائزه هاشمی فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران برای محاکمه به اتهام اخلال در نظم عمومی فردا چهاشنبه ۷-۸ -۲۰۱۳ به دادگاه انقلاب می رود. به گزارش خبرگزاری ''تسنیم'' محمود علیزاده طباطبایی وکیل خانواده هاشمی رفسنجانی با اشاره به برگزاری جلسه محاکمه فائزه هاشمی در دادگاه انقلاب اظهار داشت: ''این جلسه صبح فردا چهارشنبه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و با حضور فائزه هاشمی برگزار می شود.'' طباطبايي در باره اتهام فائره هشامي ؛فته است: ''این اتهام اخلال در نظم عمومی نیست و تخلفی است که به خاطر آن 5 روز حبس انفرادی را تحمل کرده است.'' فائره هاشمی در دوره گذراندن حبس خود در زندان اوین به اتهام ''ایجاد اخلال در نظم زندان''، مسئولان زندان او را به تحمل 5 روز حبس انفرادی محکوم کردند. اکنون خبرگزاری ''تسنیم'' نزدیک به سپاه پاسدارن گزارش داده است که اکنون با تشکیل پرونده جدیدی، اتهامی مبنی بر اخلال در نظم عمومی را به فائزه هاشمی منتسب شده است۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه
بی بی سی : یک سوم وزیران حسن روحانی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی هستند
بی بی سی 60 دقیقه : 1/3 وزرای کابینه حسن روحانی از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی هستند (از دقیقه 30:50 ) اینکه می بینیم بی بی سی هم از ساعتها رجزخوانی تبلیغی برای حکومت و روحانی کم کم به یک سری واقعیات اشاره می کند نشان از فریبی و سازشی بود که دیگر ادامه آن ممکن نیست. مثلا اسم دولت روحانی را معتدل گذاشتند، معتدل صفتیست کمی و نه کیفی گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر هم می گفت من بین هیملر و هیتلر معتدلم و حد وسط را رعایت می کنم پس به صرف اینکه اعتذال بین دوجنایتکار را حقظ کردی آیا دارای ارزشی هستید ؟ تئوری حاکم بر پروژه شیخ حسن روحانی در کابینه حسن روحانی دو محور عمده تعیین شده است ، که بر مبنای آنها افرادی را انتخاب کرده اند ، یک نگاه به حل بحران با غرب و مسائل هسته ای و تحریمهای کمرشکن نظر دارد و نگاه دیگر به مسائل امنیتی و سرکوبهای داخلی متمرکز است.رهبری رژیم می خواهد(ولی نمی توانند ) به هر قیمتی با غرب کنار آید تا پول نفت دوباره سرازیر حسابها و جیبهایشان شود (البته بمبشان را هم درست کنند ) دولت روحانی باید در این مسیر کاری کند که اعتراضات مردمی شروع نشود تا آنها بتوانند با غرب به توافق برسند که نخواهند رسید ، اگر در لیست اسامی وزرای کابینه دقت شود ، ملاحظه خواهد شد که هدف گزینش این وزیران نه حل مشکلات مردم که حل مشکلات حکومت مد نظر می باشد شما در هیچ کشوری نمی بینید که وزیر کار،نیرو و... که باید در رشته کاری/اداریش تخصص داشته باشد را به کار نگمارند و به جای آن نیروهای امنیتی و نظامی را جایگزین کنند . دولت احمدینژاد هم همین روش گزینشی را داشت ، تمام ترسشان هم از سرنگونی بر می خیزد ولی آیا خواهند توانست مشکلات حکومت را حل کنند ؟ بدون تردید خیر به هزاران دلایل پروژه روحانی شکست خورده است ! و آن خام طمعانی که می خواهند یک سال به پروسه ای به نام " دروغ " وقت بدهند ، دارند آگاهانه یا نا آگاهانه مردمفریبی می کنند و از زاویه براندازان دارند به حکومت کمک می کنند ولی با قاطعیت باید گفت که آنها هم به زودی بور خواهند شد جوجه ها را آخر پاییز می شمارند۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سهشنبه
پلمپ 235 واحد پوشاک در تهران به دلیل فروش لباس های ''نا متعارف و انحرافی'
حسین ساجدی نیا فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از اجرای طرح نظارت بر واحدهای صنفی پوشاک در تهران خبر داد و گفت با اجرای این طرح تاکنون 235 واحد صنفی عرضه کننده پوشاک نامتعارف پلمپ شد. حسین ساجدی نیا در گفت وگو با خبرگزاری ''ایسنا'' در تشریح جزئیات این خبر گفت: ''در راستای اجرای طرح امنیت محله محور و بنابر درخواست شهروندان تهرانی برای مقابله و جلوگیری از عرضه پوشاک نامتعارف و همچنین فروشنگان البسه دارای علایم گروه های انحرافی در تهران طرح برخورد با چنین واحدهای صنفی از امروز آغاز شد.'' فرمانده انتظامی تهران بزرگ علت برخورد با این واحدهای صنفی متخلف را ''ارایه البسه و پوشاک مبتذل، دارای تصاویر و علایم موهن و مستهجن'' بیان کرد و اظهار داشت: ''از آغاز اجرای این طرح شاهد استقبال شهروندان از اجرای طرح بوده ایم و ماموران معاونت نظارت بر اماکن پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران بزرگ نیز از ابتدای این هفته ضمن بازدید از2630 واحد صنفی پوشاک، اقدام به پلمپ 235 واحد صنفی مختلف و توجیه مالکان آن کرده و همچنین فروشگاه ها و واحدهای صنفی که اقدام به فروش علایم گروه های انحرافی می کردند نیز شناسایی و پس از صورتجلسه پلمپ شدند.'' ساجدی نیا افزود: ''این طرح در تمامی نقاط شهر تهران و با حضور ماموران پایگاه های 9 گانه پلیس امنیت عمومی و یگان امداد تهران بزرگ اجرا شد که در نتیجه از کل واحدهای صنفی بازدید شده به مالکان617 واحد صنفی تذکر داده شد و 235 واحد صنفی متخلف پس از صورتجلسه پلمپ شده و تعداد قابل ملاحظه ای البسه، آرم و علایم انحرافی و ژورنال های مستهجن کشف و ضبط شد.''۱۳۹۲ مرداد ۲, چهارشنبه
صدای انقلاب زنانه بلندتر می شود
ضرب و شتم دو زن چادری آمر به معروف و نهی از منکر، توسط زنان به اصطلاح "بدحجاب"، در عرض دو روز 23 و 24 تیرماه در تهران، صرفا یک اتفاق ساده و یک خبر نیست، بلکه نشان از عدم پذیرش و عصبیت زنان نسبت به بختک حجاب اجباری، مذهب و هرگونه بندی است که میخواهد زنان را محدود کند. در واقع این یک عکس العمل کلی زنان و جامعه نسبت به سیاست های حکومت اسلامی است که بیش از سه دهه است میخواهد زنان را جنس دوم و فرودست بشمار آورد. این یک نشانه از یک انقلاب بزرگ است، انقلاب زنانه علیه تبعیض و نابرابری، انقلاب زنانه برای دستیابی به آزادی و برابری.
۱۳۹۲ مرداد ۱, سهشنبه
بند زنان اوین؛ جهنمی دائمی!
همسر نسرین ستوده در یادداشتی، شرایط کنونی بند زنان اوین را به جهنم تشبیه کرد و از دوماه خرابی سیستم های خنک کننده این بند خبر داد. به گزارش سحام، رضا خندان در این یادداشت که در صفحه شخصی اش در فیس بوک نوشته آورده است: فرق جهنم با زندگی بدون کولر و دستگاههای خنک کننده در شهری مانند تهران با هوایی نزدیک به ۴۲ درجه در بعضی از روزها, آن است که در جهنم یک بار میسوزند و تمام … اما زندگی دائمی در چنین شهری آن هم در جای خفه ای مانند زندان بدون هر گونه خنک کننده ای کمی وحشتناک تر از جهنم است. از بندهای دیگر زندان خبر ندارم اما دو ماه است که کولرهای بند زنان خراب است یعنی امسال از ابتدای فصل گرما آنها کولر نداشتند و در شرایط طاقت فرسایی زندگی می کنند. تنها امکان خنک شدن دقایقی است که به سال ملاقات می آیند. اگر ادعا کنند قصدشان آزار زندانیان نیست مضحک ترین حرف را زده اند. کشوری که آنقدر پول دارد که حجم عظیم پول اقتصاد دانان اش را به حیرت واداشته و سازمان زندان ها غیر از بودجه های کلانی که دارد سالانه بیش از ۴۵ میلیارد تومان سود فروشگاه هایش از محل فروش گران و خارج از عرف کالا به زندانیان است. زندانیانی که طبیعتا درآمدی ندارند و خانواده ها مجبوراند هزینه ی زندگی در زندان را به حساب آنها واریز کنند. این در حالی است که تقریبا تمامی امکانات زندان توسط خانواده ها و زندانیان تهیه می شود. دوسال پیاپی در بند زنان موش آمده بود و امسال هم سر و کله ی مار پیدا شده است و بیشتر زمستان ها سوخت برای گرما ندارند. این را گفتم تا به گوش خیلی ها از جمله آن نماینده ی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم برسد که پارسال پس از بازدید اعلام کرد که زندان اوین هتل چند ستاره بود
۱۳۹۲ تیر ۲۴, دوشنبه
امام جمعه شهر «انار» در استان کرمان ؛ 95 درصد جامعه ایران را دیوث خطاب کرد !
حسین ابراهیمی، امام جمعه «انار» در استان کرمان گفته مردانی که زنان آنها با «آرایش» از خانه بیرون می روند «حقشان» است که «دیوث» نامیده شوند. به گزارش سایت محلی «انار پرس» آقای ابراهیمی این مطلب را در خطبه های نماز جمعه ۲۱ تیر این شهر بیان کرده است. این سایت در اعتراض به این گفته نماینده علی خامنه ای در شهر «انار» نوشته «این سخن امام جمعه انار مستند به روایات اسلامی است»٬ اما بهتر بود وی از به کار بردن کلمه «دیوث» خودداری می کرد. «انار پرس» نوشته بهتر بود امام جمعه «به جای کلمه دیوث به دلیل بار معنایی بسیار ناپسندی که دارد، از کلمه دیگری استفاده کند تا منظور را برساند٬ اما به این عریانی نباشد.» این سایت در ادامه افزوده است: «در حال حاضر اکثر زنان جامعه، کم یا زیاد آرایش می کنند. آرایش جزوی از زیبایی زن تلقی می شود و حکومت جمهوری اسلامی نیز آرایش زنان را ممنوع نکرده است
۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه
مادر ستار بهشتی: پزشکی قانونی آبروی نظام را برد؛ چرا شاهدان را احضار نمیکنید؟
مادر ستار بهشتی که اخیرا در واکنش به نظر نهایی پزشک قانونی مبنی بر اینکه ضربات وارد شده به پسرش در زمان بازداشت نمی تواند دلیل مرگ او باشد، تقاضای نبش قبر پسرش را کرد و خواست تا با نبش قبر علت واقعی مرگ مشخص شود به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: « من درصدد بردن آبروی نظام نیستم که تقاضای نبش قبر کرده ام. من در مقابل جواب پزشک قانونی که مرگ پسرم را طبیعی اعلام کرده بود، چاره دیگری نداشتم که این را بگویم. به نظرم آبروی نظام را پزشکی قانونی با نظر نهاییش برده است. بعد از ۹ ماه آخر این چه نظری بود که اعلام کردند? اصلا چرا بازپرس پرونده که می گوید موشکافانه دارد رسیدگی می کند؟ ۴۱ نفر زندانی بند سیاسی زندان اوین را احضار نمی کنند که شب قبل از مرگ پسرم او را در اوین با حال بد دیده اند. همه آنها گفته اند که حاضر به شهادت هستند. چرا یکی آنها را احضار نمی کنند؟» خانم گوهر عشقی با اظهار اینکه هنوز درخواست رسمی برای نبش قبر ستار بهشتی را نداده است، گفت:« با همه این ناعدالتی های که در حق بچه ام و ما صورت گرفته است اما باز هم قوه قضاییه را مرجع اجرای حق می دانیم و امیدوارم که مسولان قضاییه خودشان وارد عمل شوند و به پرونده با حقانیت رسیدگی کنند. تقاضای نبش قبر یکی از ابزارهای اجرای حق است اما من امیدوارم که کار به نبش قبر نرسد و پرونده به صورت عادلانه رسیدگی شود.» مادر ستار بهشتی که چندی پیش در گفتگوی با “سحام نیوز” تقاضای نبش قبر پسرش را برای روشن شدن علت مرگ پسرش داده بود، گفت:« نبش قبر نه مصلحت کشور است و نه به مصلحت حکومت. به مصلحت هیچکس نیست و ما در پی بردن آبروی حکومت نیستیم اما وقتی حق مان پایمال شود ناچار به جواب دادن هستیم.» رییس سازمان پزشک قانونی کشور در گفتگوی با خبرگزاری مهر روز سه شنبه ۱۸ تیرماه گفت که بر اساس گزارش نهایی این سازمان، ضربات وارده بر ستار بهشتی کشنده نبوده و نمی تواند باعث مرگ او شده باشد. دکتر احمد شجاعی همچنین گفته که در آزمایشات سم شناسی نیز هیچ موردی مشاهد نشده که مرگ غیر طبیعی او را نشان دهد. گیتی پور فاضل، وکیل این پرونده در گفتگو یی با کمپین بین المللی حقوق بشر با اظهار تعجب از نظر پزشک قانونی گفت:« سوال من این است که اگر ستار به مرگ طبیعی فوت کرد چرا پس یک روز پس از مرگش ماموران پلیس فتا به زور خانواده ستار را به دفترخانه برده اند تا از آنها رضایت بگیرند؟ این کار نشان می دهد که پلیس فتا خودش را درگیر این مرگ می دانسته و می خواسته قبل از هر اقدامی رضایت را از خانواده بگیرد.» ستار بهشتی، متولد سال ۱۳۵۶، کارگر و وبلاگ نویس ایرانی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتّهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و فیس بوک” بازداشت شده بود. در مدت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و در همین جریان درگذشت و در گورستان رباط کریم نزدیک محل زندگیش به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران تاریخ، مرگ ستار بهشتی ۱۳ آبان ماه نوشته شده است. پس از انتشاز خبر مرگ بهشتی، ۴۱ نفر از زندانیان سیاسی زندن اوین در نامه ای که در سایت کلمه منتشر شد اعلام کردند که ستار بهشتی روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان ۱۳۹۱ در بند ۳۵۰ اوین بوده و آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بوده است». کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در گزارشی که که در ۱۹ آبان ۱۳۹۱ منتشر کرد به نقل از یکی از بستگان بهشتی که جنازهٔ او را دیده بود نوشت: «روی سرش فرورفتگی بزرگی بوده و روی سرش گچ کشیده بودند. صورتش باد کرده بوده است. به محض این که بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده و کفن کاملاً خونی شده است. علائمی از کالبد شکافی هم روی بدنش بوده است۱۳۹۲ تیر ۲۱, جمعه
مادر ستار بهشتی خواستار نبش قبر فرزندش شد
در حالی که پزشکی قانونی ایران در گزارش نهایی خود در مورد مرگ ستار بهشتی در زندان اعلام کرده است که مرگ وی بر اثر ضربات وارده از سوی بازجو نبوده، مادر این وبلاگنویس خواستار نبش قبر فرزندش شده است.
گوهر عشقی در گفتوگویی با وبسایت خبری «سحامنیوز»، نزدیک به مهدی کروبی، که ۲۰ تیرماه منتشر شد، اظهار کرد: «خطاب به دادگاه و مسئولین عالیرتبه قضایی اعلام میکنم که نبش قبر و معاینه جسد ستار زیر نظر پزشکان مورد اعتماد مردم و پزشکان سازمان ملل را خواستارم.»وی افزود: «اگر آقایان ادعا میکنند که ستار در اثر شکنجه کشته نشده، درخواست نبش قبر فرزندم را حتما انجام بدهند، چرا که اگر ستار زیر شکنجه کشته نشده، چرا کفنش خونی بود؟ چرا سر و صورت او کبود بود؟ چرا جنازه را تحویل خودمان ندادند؟ چرا آن همه فشار روی ما آوردند؟ چرا ما را این همهتهدید میکردند؟ چرا از من به زور رضایت گرفتند؟»ستار بهشتی، وبلاگنویس منتقد جمهوری اسلامی، بود که پلیس سایبری ایران او را آبانماه سال گذشته بازداشت کرد و پس از گذشت چند روز در زندان درگذشت.در حالی که خانواده وی معتقدند او در اثر شکنجه کشته شده است و جمعی از زندانیان همبند با ستار بهشتی نیز شهادت دادهاند که او شکنجه شده بود، پزشکی قانونی میگوید مرگ او در اثر شکنجه نبوده است.به گزارش ۱۸ تیرماه خبرگزاری مهر، احمد شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی، گفته است که گزارش نهایی کمیسیون پزشکی حاکی است که ضربات وارد شده به ستار بهشتی در بازداشت «نوعا کشنده نبوده و نمیتواند منجر به مرگ شده باشد».وی توضیح داده است: «این ضربهها به نقاط حساس بدن نیز وارد نشده بود. از سوی دیگر در آزمایشات سمشناسی نیز هیچ موردی مشاهده نشد که مرگ او را غیرطبیعی نشان دهد.»آقای شجاعی تأکید کرده است که رسیدگی به این پرونده از سوی پزشکی قانونی به اتمام رسیده و اکنون تصمیمگیری بر عهده قضات است.پنجم تیرماه گیتی پورفاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی، گفته بود که مقصر اصلی مرگ آقای بهشتی یکی از مأموران وزارت اطلاعات بوده است.گوهر عشقی نیز در گفتوگو با سحامنیوز در این زمینه گفته بود که پیشتر بازپرس پرونده در اداره بازپرسی فردی را به عنوان متهم اصلی و بازجوی ستار معرفی کرده بود و افزود: «متهم گفت من ستار را میزدم و ستار میخندید، آن قدر عصبی شدم که بیش از حد کتکش زدم و کشته شد.»خانم عشقی خاطرنشان کرد: «وقتی یک متهم این طوری در حضور بازپرس اعتراف میکند، دیگر چه چیزی برای بازپرس هنوز مشخص نشده؟»وکیل خانواده ستار بهشتی که پیشتر از عدم ارسال پرونده ستار بهشتی به دادگاه انتقاد کرده بود، گفته است که بازپرس پرونده قصد دارد برای این پرونده «زمان بخرد» تا با گذشت زمان حساسیت ماجرا کمتر شود.
گوهر عشقی در گفتوگویی با وبسایت خبری «سحامنیوز»، نزدیک به مهدی کروبی، که ۲۰ تیرماه منتشر شد، اظهار کرد: «خطاب به دادگاه و مسئولین عالیرتبه قضایی اعلام میکنم که نبش قبر و معاینه جسد ستار زیر نظر پزشکان مورد اعتماد مردم و پزشکان سازمان ملل را خواستارم.»وی افزود: «اگر آقایان ادعا میکنند که ستار در اثر شکنجه کشته نشده، درخواست نبش قبر فرزندم را حتما انجام بدهند، چرا که اگر ستار زیر شکنجه کشته نشده، چرا کفنش خونی بود؟ چرا سر و صورت او کبود بود؟ چرا جنازه را تحویل خودمان ندادند؟ چرا آن همه فشار روی ما آوردند؟ چرا ما را این همهتهدید میکردند؟ چرا از من به زور رضایت گرفتند؟»ستار بهشتی، وبلاگنویس منتقد جمهوری اسلامی، بود که پلیس سایبری ایران او را آبانماه سال گذشته بازداشت کرد و پس از گذشت چند روز در زندان درگذشت.در حالی که خانواده وی معتقدند او در اثر شکنجه کشته شده است و جمعی از زندانیان همبند با ستار بهشتی نیز شهادت دادهاند که او شکنجه شده بود، پزشکی قانونی میگوید مرگ او در اثر شکنجه نبوده است.به گزارش ۱۸ تیرماه خبرگزاری مهر، احمد شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی، گفته است که گزارش نهایی کمیسیون پزشکی حاکی است که ضربات وارد شده به ستار بهشتی در بازداشت «نوعا کشنده نبوده و نمیتواند منجر به مرگ شده باشد».وی توضیح داده است: «این ضربهها به نقاط حساس بدن نیز وارد نشده بود. از سوی دیگر در آزمایشات سمشناسی نیز هیچ موردی مشاهده نشد که مرگ او را غیرطبیعی نشان دهد.»آقای شجاعی تأکید کرده است که رسیدگی به این پرونده از سوی پزشکی قانونی به اتمام رسیده و اکنون تصمیمگیری بر عهده قضات است.پنجم تیرماه گیتی پورفاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی، گفته بود که مقصر اصلی مرگ آقای بهشتی یکی از مأموران وزارت اطلاعات بوده است.گوهر عشقی نیز در گفتوگو با سحامنیوز در این زمینه گفته بود که پیشتر بازپرس پرونده در اداره بازپرسی فردی را به عنوان متهم اصلی و بازجوی ستار معرفی کرده بود و افزود: «متهم گفت من ستار را میزدم و ستار میخندید، آن قدر عصبی شدم که بیش از حد کتکش زدم و کشته شد.»خانم عشقی خاطرنشان کرد: «وقتی یک متهم این طوری در حضور بازپرس اعتراف میکند، دیگر چه چیزی برای بازپرس هنوز مشخص نشده؟»وکیل خانواده ستار بهشتی که پیشتر از عدم ارسال پرونده ستار بهشتی به دادگاه انتقاد کرده بود، گفته است که بازپرس پرونده قصد دارد برای این پرونده «زمان بخرد» تا با گذشت زمان حساسیت ماجرا کمتر شود.
۱۳۹۲ تیر ۹, یکشنبه
دختران فمن سوئدی با سینه های لخت به مسجدی در استکهلم حمله کردند
.jpg)
سه دختر فمینیست از گروه فمن برای پشتیبانی از انقلابیون مصر که برضد دولت اسلامگرای آن کشور تظاهرات می کنند با سینه های لخت به درون مسجدی در استکهلم سوئد حمله بردند و شعارهایی برای آزادی زنان دادند.اولیا المهدی فمینیست مصری به همراه یک دختر تونسی و یک کنشگر سوئدی به بزرگترین مسجد مسلمانان در استکهلم وارد شده و با سینه های لخت اقدام به شعار دادن بر علیه حجاب نمودند.دختران فمن در این تظاهرات از زنان مصری خواسته اند که بر ضد سده ها بردگی برپاخیزند و به انقلابیون بپیوندند
۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه
مراسم چهارمین سالگرد شهادت ندا آقا سلطان برگزار شد
به گزارش خبرنگار کلمه، در این مراسم که علیرغم فضای امنیتی آن، تعداد زیادی از دوستان و آشنایان و مردم عادی شرکت کرده بودند یاد این شهید جنبش سبز در شنبه ی سیاه سال ۸۸ گرامی داشته شد.بر اساس این گزارش خانواده ی ندا آقا سلطان پس از ساعتی این مراسم را ترک کردند اما مردم و دوستان و فعالان سبز تا ساعت ۹ شب دسته دسته بر سر مزار وی حاضر شدند. اما ماموران امنیتی پس از ترک خانواده ی ندا به باقی شرکت کنندگان اجازه ی نشستن و طولانی شدن حضور را نداده و مرتب به شرکت کنندگان تذکر میدادند که پس از قرائت فاتحه مزار را ترک کنند.در همین رابطه خانم رستمی گفته که خدا را شکر توانستیم مراسم را برگزار کنیم. خیلی امن و راحت بود. مردم هم بودند. ما دیگر داشتیم برمی گشتیم خانه که جمعیت دیگری از دوستداران ندا بر سر خاکش می آمدند.مادر ندا آقا سلطان در چهارمین سالروز کشته شدن دخترش در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ و در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «قرار بود دادگاه برگزار شود اما در چهار سال گذشته دادگاهی برگزار نشد. پرونده هم همچنان مفتوح است. من که دیگر نمی دانم چه بگویم. امیدوارم فقط یک روز قاتل را به من نشان بدهند و بگویند این قاتل بچه ات است.»هاجر رستمی مطلق، مادر ندا آقا سلطان در پاسخ به این سوال که در این ۴ سال چه انتظاراتی از مقامات مسول داشته و آیا پاسخی گرفته است گفت:« انتظار داشتم دادگاه دخترم برگزار شود که نشد. نمی دانم تا زمانیکه زنده ام پاسخی می شنوم یا نه!»مادر ندا آقا سلطان با اظهار اینکه پاسخ به سوالات در خصوص پرونده ندا برایش مشکل است، گفت:« نمی دانم چه بگویم. فقط امیدوارم روزی همه به آزادی برسند و ندا هم انشالله به هدفش برسد. چیز دیگری نمی توانم بگویم. جواب دادن به این سوال ها برایم مشکل است.»ندا آقاسلطان متولد ۳ بهمن۱۳۶۱، در جریان اعتراض به انتخابات ریاست جمهوری ایران، روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در محله امیرآباد، تقاطع خیابان شهید صالحی و کوچه خسروی به ضرب گلوله کشته شد. تاکنون مشخص نشده است که چه کسی او را به ضرب گلوله به قتل رسانده و یا کسی مسوولیت قتل وی را به عهده نگرفته است. طی ماه های پس از فوت وی، صدا و سیما و برخی مقامات جمهوری اسلامی در چندین نوبت روایت های مختلفی از مرگ وی ارائه دادند. در سال های قبل حضور بر سر قبر ندا آقا سلطان و برگزاری مراسم او با محدودیت ها و خشونت نیروهای پلیس و امنیت همراه بود.کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران دو هفته قبل از ارائه گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران در سازمان ملل توسط گزارشگر ویژه این سازمان در مهر ماه ۱۳۹۰ با مادر ندا آقا سلطان گفتگویی کرد. خانم هاجر رستمی در آن گفتگو با اشاره به اینکه تا کنون پیگیری های آنها برای شناسایی قاتل فرزندش بی نتیجه مانده است، گفت:« من فقط می خواهم پس از دو سال و سه ماه و دو روز که از مرگ دخترم می گذرد از آقای احمدی نژاد اولا بپرسم چرا ما باید اینقدر کشور ناامنی داشته باشیم که بیایند بکشند و بروند، بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد. اما حالا که آقای احمدی نژاد با یکی از معتبرترین رسانه های دنیا صحبت می کند و می گوید ندا توسط عوامل بی بی سی کشته شده حتما سند و مدرکی برای حرف هایش دارد، پس من هم می خواهم عوامل مرگ دخترم را تحویل من بدهد
۱۳۹۲ خرداد ۲۹, چهارشنبه
چهارمین سالگرد شهادت مظلومانه شهید ندا آقا سلطان گرامی باد
گلوله اي كه سينه ندا را شكافت، «تاريخ» را براي خيلي ها به دو قطعه تقسيم كرد. زندگي خيلي ها را متحول ساخت؛ خيلي چيزها را در ما كشت و خيلي چيزها را روياند و زنده كرد. فردا سي ام خرداد، سالروز هجوم گلوله استبداد به سينه نداست و چهارمين سالروز بزرگترين تصميم زندگي من و دو فرزندم و هزاران نفر ديگر كه با كشته شدن ندا، خط حق و باطل را شناختند. همچنين فردا "اولين پنجشنبه" دهها قرباني انتخابات خونين سال 88 در بهشت زهرا برگزار مي شود. من اگر در ايران بودم، فردا و حضور در قطعه 257 بهشت زهرا و همدلي با خانواده آن بيگناهان را با هيچ چيز ديگري عوض نمي كردم. اينجور وقتها، تأسف نبودن و تبعيد، تبديل مي شود به يك بُغض نفس گير و كُشنده كه بيانش ساده نيست. خبر موثق اينكه نيروهاي امنيتي براي «تقسيم!» خانواده سوگواران جنبش سبز و جلوگيري از شكل گيري تجمعات مردمي، به چند خانواده «ساعتهاي متفاوتي» را براي حضور بر سر مزار و عزاداري، «تعيين و ابلاغ!» كرده اند! حداقل در گفتگو با چهار خانواده اين خبر را چك كردم. بدين ترتيب بر اساس دستورات امنيتي، خانواده هاي قربانيان خرداد 1388 فردا بين ساعات 14 تا 19 بر سر مزار عزيزان بيگناه خود در بهشت زهرا «پراكنده» كرده اند و برنامه هاي قبلي خانواده ها را بر هم زده اند. من اگر در ايران بودم از ساعت 14 يا 15 در كنار آرامگاه "ندا آقا سلطان" (بهشت زهرا قطعه ۲۵۷ ردیف ۴۱ شماره ۳۲) منتظر آمدن بانو هاجر مادر صبور و علي آقا پدر گرامي و خانواده عزيز ندا منتظر مي ماندم و آن قطعه از آسمان را، به عنوان بهترين «موعد و ميعاد» براي ديدار با دوستانم قرار مي دادم. اگر رفتيد؛ جاي مرا خالي كنيد. [بابك داد]۱۳۹۲ خرداد ۲۸, سهشنبه
در جشن صعود تیم ملی ورود زنان ممنوع
انگار همیشه چیزی برای تلخ کردن کام مردم باید باشد. تیم ملی فوتبال مان پس از شکست دلنشین کره جنوبی در آن کشور بلیط شرکت در جام جهانی سال آینده در برزیل را با سختی فراوان تهیه کرد. فردا هم قرار است در ورزشگاه آزادی برای بازیکنان و مردم جشنی برپا شود ولی از قرار معلوم مجلس را می خواهند مردانه برگزار کنند. گویا نمی خواهند زنان را به آنجا راه دهند. چرا؟ نه، واقعاً چرا؟ این چه بدبختی و عقب افتادگی ای است که ما گرفتارش شده ایم آخر؟ عصبانی هستم و بهتر است ادامه ندهم... فقط پیشنهادی دارم: اگر به زنان اجازه ورود ندادند، مردان هم برای پشتیبانی و حمایت از تمام زنانی که مایل به شرکت در این جشن هستند داخل ورزشگاه نشوند. باور کنید این توهین بزرگی است به زنان ما - این توهین به همۀ انسانهاست. کوچک کردنِ بیشتر زنان را متوقف کنیم. خودخواهی را باید کنار گذاشت؛ از مردان خواهش می کنم تنها نروند و جلوی این ننگ را بگیرند.
زنان در جشن استقبال در ورزشگاه آزادی ممنوع شدند
ما را بگو که خیال میکردیم ، بعد از انتخابات و شادی نصفه نیمه مردم در خیابانها اقلن دری به تخته میخورد و در این هوای گرم و گرانی و بیکاری و هزاران درد و مرض دیگری که از برکت قدم این آخوندها سر تا سر مملکت را فرا گرفت است یک فرجه ای پیدا میشود و مردمی که برای یک قطره آزادی له له میزنند در استقبال از ملی پوشان فوتبال کشور با دست افشانی و پایکوبی دق دلی خالی میکنند و از این فضای یاس و اندوه بیرون می آیند . اما توفیق کابلی در گفت و گو با ایرنا آب سردی بر تمام فکر و خیالهای شیرین مان ریخت و گفت برای حفظ بیضه اسلام زنان اجازه حضور در مراسم استقبال را ندارند . همان زنانی که نصف جمعیت مملکت آخوند زده ما را تشکیل میدهند و حتی موجود دسته دوم هم بحساب نمی آیند . این آغا نگفت که چرا استفاده شنیع از دختران این مرز و بوم در پوش روسپی در بغل هزاران مرد آنهم لخت و عور در ترکیه برای کسب اطلاعات سری از مسئولین و ماموران نظامی حلال در حلال است ، اما شرکت در مراسم استقبال از ستاره های فوتبال این آب و خاک حرام است و به چهره نظام و رهبری خدشه وارد میکند و موجب ترویج فسق و فجور در مملکت اسلامی میشود . « خرافه » گمان میکند که این زنان شجاع ایران زمین برای استقبال از تیم ملی فوتبال با شنیدن این خبر مصمم تر از گذشته به سوی استادیوم آزادی خواهند آمد و در پشت درب های بسته فریاد شادی خود را نثار این قهرمانان خواهند کرد و به ریش و پشم این احکام شرعی که از سوی از ما بهتران و مراجع مفت خوار تبلیغ و ترویج میشود خواهند خندید و تف خواهند انداخت و خدای نکرده از این فاز هم فراتر خواهند رفت و روسری ها را از سر در خواهند آورد و موجب زلزله در عمود خیمه نظام خواهند شد .۱۳۹۲ خرداد ۲۵, شنبه
پدر ندا آقا سلطان: ما رای ندادیم/وقتی جمهوری اسلامی جگرگوشه من را میکشد، من چطور میتوانم رای دهم؟
علی آقا سلطان، پدر ندا آقا سلطان به بی بی سی فارسی گفته: “در یکی از تلویزیون های خارجی گفته شد که خانواده ما در انتخابات شرکت کرده ایم. تکذیب می کنیم. ما رای ندادیم.” “وقتی جمهوری اسلامی جگرگوشه من را می کشد، من چطور می توانم رای دهم؟” او گفت: “ما به نامزدهای انتخابات احترام می گذاریم. اما رای دادن-ندادن ما مساله اش چیز دیگری است و ما رای نداده ایم.” برگرفته شده از صفحه لحظه به لحظه انتخابات بی بی سی فارسی. خبری که خائنین باید خوب به آن توجه کنند.۱۳۹۲ خرداد ۲۴, جمعه
هشدار فعالان جنبش زنان: گسترش «نابرابریهای جنسیتی» در ایران
جمعی از فعالان جنبش زنان ایران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نسبت به آن چه گسترش نابرابری های جنسیتی و نقض بیش از همیشه حقوق زنان در ایران خوانده اند، هشدار دادند. در بیانیه این فعالان که روز پنج شنبه، ۲۳ خرداد، در رسانه های اجتماعی منتشر شد، نامزدهای این دوره انتخابات ریاست جمهوری به خاطر «بی توجهی آنان به حقوق برابر جنسیتی» مورد انتقاد قرار گرفته اند. این بیانیه می گوید که زنان ایرانی در دهه های گذشته «به طور سیستماتیک هدف سرکوب و فشار سیاسی» قرار گرفته اند و در آستانه یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری نیز که «یاس عمومی بر کشور مستولی است، باز هم زنان هستند که بیش از پیش هدف حمله های سیاسی و اجتماعی قرار می گیرند». در ادامه بیانیه تلاش شده است تصویری از شرایط زنان در جامعه امروز ایران ارائه شود که علاوه بر تحمل «فشارهای سیاسی» داخلی «قربانی» نخست تحریم های بین المللی نیز بوده اند. امضاکنندگان این بیانیه می گویند که محدود کردن حضور زنان در فضاهای عمومی طی چند سال اخیر شدت یافته و مقامات ایران با غربی دانستن تفکرات فمینیستی به «سرکوب زنان» دست زده اند. در این زمینه، آنها به اظهارات اخیر علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، استناد کرده اند که گفته است «حضور زنان در مقامات اجرایی باعث افتخار نیست». به گفته این فعالان اجتماعی، حضور زنان در دانشگاه ها و مراکز آموزشی طی سال های اخیر با محدودیت های بیشتری مواجه بوده، چنان چه آنان حق تحصیل در ۷۰ رشته دانشگاهی در دانشگاه های اصفهان را از دست داده اند و حتی رشته مطالعات زنان نیز از رشته های دانشگاه تهران حذف شده است. این بیانیه همچنین به «حذف زنان» از عرصه انتخابات ریاست جمهوری اشاره می کند و می گوید که با رسمی شدن این مسئله، «سیاست های زن ستیزانه دولتمردان ایران وارد مرحله جدیدی شده است». به تازگی محمد یزدی از روحانیون محافظه کار شورای نگهبان گفته است که قانون اساسی ایران اجازه رئیس جمهور شدن را به زنان نمی دهد. این اظهارات واکنش گروه های مختلف زنان را در پی داشت که معتقدند تفسیر آقای یزدی از قانون اساسی کشور اشتباه است. اکنون نیز فعالان جنبش زنان ایران با اعتراض دوباره به اظهاراتی از این دست می گویند که مقامات ایران اگر در گذشته برای «ژست سیاسی – انقلابی» خود از حضور زنان در فضای عمومی سخن می گفتند، اکنون از همین کار نیز سر باز می زنند و حتی تلاش نمی کنند که بخواهند آرای زنان را جذب کنند. امضاکنندگان این بیانیه در نهایت تاکید کرده اند که از فرصت انتخابات ریاست جمهوری برای شنیده شدن هشدارهای خود و پافشاری بر حقوق زنان استفاده کرده اند. این بیانیه به امضای حدود ۱۹۰ فعال اجتماعی مانند شیرین عبادی، آسیه امینی، حمید دباشی، فرزانه طاهری، فریبا داوودی مهاجر، رویا ملکی، نازی عظیما، لونا شاد، محبوبه عباسقلی زاده، محمد مصطفایی، گلبرگ باشی، پرستو فروهر، پرتو نوری علا، پروین بختیارنژاد و حسن شریعتمداری رسیده است.اهدای دکترای افتخاری حقوق دانشگاه يورک کانادا به نسرين ستوده
جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران ـ نسرين ستوده، وکيل حقوق بشری و نويسنده، روز چهارشنبه، ۲۲ خرداد، از دانشگاه يورک دکترای افتخاری دريافت کرد. او که از سال ۱۳۸۹ در زندان به سر می برد از دوست و همکار ديرين خود عبدالکريم لاهيجی، رييس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر، خواست پيام او را در دانشگاه بخواند و دکترا را از جانب او بپذيرد. نسرين ستوده با مبارزه شجاعانه خود در حمايت از حقوق بشر و حقوق زنان شناخته شده است. او پس از پايان دوره تحصيلی در دانشگاه شهيد بهشتی در تهران و پذيرش در حرفه وکالت مسئوليت پرونده های متعدد حقوق بشری را از جمله در باره کودکان و خشونت در خانواده به عهده داشته است و در عين حال از فعالان منتقد نيز دفاع کرده است. از اين ميان، او وکيل شيرين عبادی، گيرنده جايزه نوبل و خانواده های زندانيان سياسی اعدامی بوده است. او يکی از مبتکران کمپين «يک ميليون امضا» بود که هدف آن انجام اصلاحات در قانون خانواده جمهوری اسلامی است. ستوده در شهريور ۱۳۸۹ دستگير و ابتدا به ۱۱ سال و سپس در تجديد نظر به ۶ سال زندان محکوم شد و مدت زيادی را در زندان اوين تهران در سلول انفرادی در حبس به سر برد. سال گذشته، او مدتی طولانی در اعتراض به مجازات های وضع شده عليه خانواده اش در زندان دست به اعتصاب غذا زد. نسرين ستوده چندين جايزه بين المللی دريافت کرده است از جمله از کميته حقوق بشر ايتاليا، جايزه آزادی نوشتن باربارا اسميت از انجمن قلم آمريکا و جايزه مشهور ساخاروف برای آزادی انديشه از پارلمان اروپا. *** پيام نسرين ستوده برای دريافت دکترای افتخاری از دانشگاه يورک چهارشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ـ به گزارش جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (عضو فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر)، دانشگاه يورک، يکی از معتبرترين دانشگاه های کانادا تورونتو/کانادا، امروز در مراسم با شکوهی دکترای افتخاری حقوق را به نسرين ستوده، وکيل دادگستری و مدافع حقوق بشر زندانی اعطا کرد. آقای عبدالکريم لاهيجی، حقوقدان و رييس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر و رييس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، به نمايندگی از نسرين ستوده پيام او را که از زندان اوين ارسال شده بود در اين مراسم خواند و دکترا و ردای دانشگاه را دريافت کرد. رياست عالی دانشگاه، آقای رييس دانشگاه، آقای رييس دانشکده، همکاران، خانمها، آقايان، افتخار دارم که به نمايندگی از سوی دوست و همکار ارجمندم نسرين ستوده در اين مراسم با شکوه شرکت می کنم و پيام او را که در شرايطی سخت از زندان اوين در ايران برای شما فرستاده ، قرائت می کنم. عبدالکريم لاهيجی -------------------------// رياست عالی محترم دانشگاه يورک، رييس محترم دانشگاه، رييس محترم دانشکده علوم انسانی و مطالعات حرفه ای، اعضای محترم سنا، همکاران، خانم ها و آقايان، درودهای صميمانه ی مرا از ايران پذيرا باشيد. همچنين احترام فراوان خود را تقديم جايگاه علم و خرد می نمايم و سپاس خود را تقديم رييس محترم و مسئولان گرامی دانشگاه پرآوازه ی يورک می نمايم که افتخار بزرگی را نصيبم کرده اند. از استادان هم ميهن خود، دانشجويان و دانش آموختگان دانشگاه يورک نيز که مرا برای اين افتخار بزرگ نامزد کردند، سپاسگزارم. می دانيد من نيز در يکی از دانشگاه های ايران درس خوانده ام. دانشکده ی حقوق دانشگاهی که من در آن تحصيل کردم به آموزش اصول اخلاق حرفه ای و تسلط حقوقی دانشجويان اش بسيار اهميت می داد. اما پيش از هرچيز دوست دارم به شما بگويم چطور شد رشته ی حقوق را انتخاب کردم؟ و چطور شد به فعاليت در زمينه ی حقوق بشر پرداختم؟ زمانی که جوان بودم و قرار بود رشته ی تحصيلی ام را انتخاب کنم، سخت آرمان گرا بودم و تشنه ی حقيقت و عدالت. به اين نتيجه رسيده بودم که می توانم اين دو را در رشته ی حقوق بيابم. اکنون که به آن روزها فکر می کنم، به ياد می آورم برای به دست آوردن حقيقت حاضر بودم دست به هر خطری بزنم. اندک اندک مثل همه ی انسان ها دريافتم کل حقيقت نزد هيچکس نيست. اما همچنان که می خواهم، با آنکه از داشتن کل حقيقت محروم ام، حقوقم به عنوان يک انسان محترم شمرده شود، پس حقوق همگان نيز بايد با همه ی اشتباهاتی که در طول زندگی مرتکب می شوند، محترم شمرده شود. بدين ترتيب بود که وارد دنيای پرپيچ و خم حقوق شدم. حقوق، در خصوص بايدها و نبايدهای اجتماعی سخن می گويد. از حقوق افراد و تکاليف شان سخن می گويد. از جرم و مجازات ها سخن می گويد، از حق مالکيت انسان ها، از حق آزادی بيان، آزادی مطبوعات، تساوی حقوق زن و مرد، حقوق کودکان و . . . البته رشته های علوم انسانی و اجتماعی نيز اين ايده های عالی را از زوايای متفاوتی آموزش می دهند و ارج می گذارند. اينها همه از اين جهت که راهی روشن را نشان می داد برايم جالب و شگفت آور بود. با اين همه، در دنيای حقوق و به ويژه حرفه ی وکالت، شما هميشه هم با قضيه ی کاملا روشنی مواجه نيستيد. موضوع پرونده در سايه روشن های متوالی، متناوبا رنگ می بازد و وکيل يا قاضی پرونده را دچار ترديد می کند. معهذا " حقوق بشر" اين سايه روشن ها را راحت تر پشت سر می گذارد. اقليت های دينی حق دارند مطابق با باورهای مذهبی شان زندگی کنند. مطبوعات بايد از حق آزادی بيان و آزادی مطبوعات برخوردار شوند. مردم حق برخورداری از اطلاعات آزاد و صحيح را دارند. کودکان حق برخورداری از حقوق شان را دارند. زنان و مردان، کودکان و کهنسالان با هر رنگ و نژاد و جنس و زبان و قوم و مذهبی حق دارند از حقوق انسانی شان برخوردار شوند. آنها حق دارند از تعقيب غير قانونی در امان بمانند، حق دسترسی به دادرسی عادلانه را دارند، حق برخورداری از وکيل را دارند، وکيلی که فارغ از ترس و تهديد مداوم به دفاع از موکلان اش بپردازد. برای تحقق اين حقوق، کوشش لازم است و به ويژه پرهيز از سکوت، روی گردانی يا کتمان، که هر سه از ويژگی های بارز جامعه ی استبداد زده است. صادقانه اذعان می دارم در زمانی که به دفاع از موکلانم می پرداختم و نوميدانه مشغول کار فشرده بودم، برای دفاع از کسانی اقدام می کردم که در جلوی چشمانم مورد ظلم و ستم قرار گرفته بودند و حقوق بنيادين آنها مورد بی اعتنايی قدرت رسمی قرار گرفته بود و اين طبيعی ترين کاری بود که انجام می دادم، زيرا سوگندی که در ابتدای کار وکالت ياد کرده بودم مرا از سکوت در قبال ظلم آشکاری که بر هموطنانم می رفت، منع می کرد. می دانيد که هم اکنون در زندان به سر می برم. زندان فرصتی است تا نگاهی دقيق تر به گذشته بياندازيد و ژرف تر آن را بکاويد. در زندان بارها از خود پرسيده ام چطور شد که زندگی ام اينگونه رقم خورد؟ می دانستم گريزی از آن وجود ندارد، اما رنجی از درون مرا به اعتراض وا می داشت. اعتراض به نقض مستمر حقوق بشر در جامعه ای که من، خانواده ام و ميليون ها انسان ديگری که به آنها عشق می ورزم، در آن زندگی می کرديم. با اين حال اما حقوق، وکالت، قضاوت، حقوق بشر، نهادهای حقوقی منطقه ای، دادگاههای حقوق بشر، ديوان کيفری بين المللی، کميسيون های حقيقت ياب و ديگر نهادها و مفاهيم حقوقی و بالاتر از همه "حقيقت" و "عدالت" راه را همواره پيش چشم ما روشن نگاه می دارند. می دانيم چه می خواهيم و می دانيم چگونه آنها را به دست آوريم. آرام و صبورانه گام بر می داريم تا استقلال قضايی و نهادهای حافظ حقوق بنيادين بشر را در جامعه ی خويش مستقر کنيم. بار ديگر مراتب سپاس و تقدير خود را به دانشگاه يورک، سنای دانشگاه، همکاران و اساتيد گرانقدر آن، دانشجويان ئ دانش آموختگان آن به خاطر حمايت پرارزش آنها تقديم می نمايم و برای تمام دانشجويان آن دانشگاه آرزوی موفقيت در راهی که انتخاب کرده اند دارم. باور دارم تلاش های مشترک ما برای بسط و گسترش مقوله های حقوق بشر در جای جای کره ی زمين به نتيجه خواهد رسيد.
اشتراک در:
پستها (Atom)





