‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدامها در ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعدامها در ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

بازی اعدام‌ با جایزه مرگ

یک کودک هشت ساله در شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه در هنگام آنچه «بازی اعدام» گزارش شده است، جان می‌بازد.

این خبر تکان‌دهنده روز دوشنبه یازدهم شهریور ماه منتشر شد. بر اساس این خبر که تارنمای کرد‌پا آن را منتشر کرده است، چند کودک اهل روستای «کلاش لولم»، هنگام تاب‌بازی قصد داشته‌اند صحنە اعدام رئوف مصطفایی، یک شهروند این شهر را به ‌عنوان بازی تکرار کنند که در این میان، مهران یوسفی، پسر هشت ساله، جان خود را از دست می‌دهد.
این اولین بار نیست که کودکانی مانند مهران با طناب دار خود را حلق آویز می‌کنند. محمد مصطفایی، حقوقدان و فعال حقوق بشر ساکن نروژ می‌گوید: «در گذشته نیز نمونه‌هایی از این دست وجود داشته است اما در خبر‌ها انعکاسی نیافته و علت چنین خودکشی‌های ناخواسته‌ای بررسی و مشخص نشده است. با وجود این کشور ما از جمله کشورهایی است که اعدام در ملاء عام را تجویز کرده و رییس قوه قضاییه هم بر اجرای آن پافشاری می‌کند.»این اما اولین بار نیست که کودکانی مانند مهران با طناب دار خود را حلق‌آویز می‌کنند. محمد مصطفایی، حقوقدان و فعال حقوق بشر ساکن نروژ، در این‌ زمینه به رادیو زمانه می‌گوید: «در گذشته نیز نمونه‌هایی از این دست وجود داشته است، اما در خبر‌ها انعکاسی نیافته و علت چنین خودکشی‌های ناخواسته‌ای بررسی و مشخص نشده است. با وجود این کشور ما از جمله کشورهایی است که اعدام در ملاء عام را تجویز کرده و رئیس قوه قضاییه هم بر اجرای آن پافشاری می‌کند. حقوقدانان و حتی قضات زیادی بر معایب و زیان‌های اعدام در ملاء عام تاکید کرده‌اند، اما گوش مسئولان قوه قضائیه ایران در این مورد و البته بسیاری از موارد دیگر بدهکار نیست.»

تبلیغ بی‌قدری زندگی
در روزگار ما، تماشا و نمایش خشونت مخصوصاً در مورد کودکان به شکل‌ها و صورت‌های مختلف نهی شده است. حتی رسانه‌های بزرگ خبری که کارشان اطلاع‌رسانی سریع و در لحظه رویدادهای گوناگون از جمله جنگ و کشتار است، پیش از آنکه تصاویرشان را به مخاطبان خود عرضه کنند، درباره خشونت موجود در آن‌ها هشدار می‌دهند.در ایران اما به نظر می‌رسد نه تنها اقدامی عملی برای مبارزه با خشونت و به تصویر کشیدن آن صورت نمی‌گیرد، بلکه رفتارهای خشن به شکلی خودآگاه و ناخودآگاه ترویج می‌شوند. اعدام، آن هم در ملاء عام، در کنار دیگر مجازات‌هایی که در مقابل دیدگان عموم مردم اجرا می‌شوند، نمونه‌هایی از ترویج خشونت هستند که ممکن است تاثیرات جبران ناپذیری بر فرد و جامعه بگذارند. با وجود این ممکن است کسانی هم باشند که این نگاه را یکجانبه بدانند و نظر دیگری داشته باشند.به عنوان نمونه، یک روزنامه‌نگار، با اشاره به تجربه و خاطره خود در این مورد می‌نویسد: «من چندبار شاهد اعدام بوده‌ام. اولین‌بار هم فکر کنم نه سالم بود. یک بار شاهد سنگسار بوده‌ام و یک بار هم شاهد گردن زدن. نه بیمار اجتماعی هستم، نه به انحطاط فرهنگی کشیده شده‌ام. چندین نفر از دوستان و همکلاسی‌هایم را که با هم از مدرسه فرار کردیم که برویم اعدام تماشا کنیم می‌شناسم که هیچ‌کدام نه تنها بیمار اجتماعی نشدند و به انحطاط فرهنگی کشیده نشدند که افراد بسیار موفق و دارای جایگاه اجتماعی بالایی هم هستند. از اعدام در ملاء عام دفاع نمی‌کنم، اما نگاه‌های یک‌جانبه‌ای را هم که این روز‌ها مطرح می‌شود نمی‌پسندم.»به نظر می‌رسد در ایران نه تنها اقدامی عملی برای مبارزه با خشونت و به تصویر کشیدن آن صورت نمی‌گیرد، بلکه رفتارهای خشن به شکلی خودآگاه و ناخودآگاه ترویج می‌شوند. اعدام، آن هم در ملاء عام، در کنار دیگر مجازات‌هایی که در مقابل دیدگان عموم مردم اجرا می‌شوند، نمونه‌هایی از ترویج خشونت هستند که ممکن است تاثیرات جبران ناپذیری بر فرد و جامعه بگذارند.محمود صباحی، جامعه‌شناس مقیم آلمان درباره این نگاه اخیر و درستی و نادرستی این اعدام‌ها به رادیو زمانه می‌گوید: «اعدام تنها یک رفتار سیاسی و اجتماعی از بنیان خطا‌کارانه نیست، بلکه عملی به کلی ابلهانه است. تاثیرات اعدام تنها در بازی کودکان انعکاس مرگ‌آور نمی‌یابد، بلکه جان انسانی را در نزد آنان بی‌حرمت و بی‌قدر می‌‌کند و این خود آغاز تباهی است و نه بازداری تباهی.»
این پژوهشگر دانشگاه لایپزیک معتقد است: «آن هنگام که کودک مرگ را چنان پست و زشت تجربه می‌کند و آن را همچون نیرویی قوی‌تر از نیروی زندگی درمی‌یابد، به یقین نه در راه زندگی بلکه در راه مرگ (تباهی، تخریب، تحقیر و نفی) کوشش افزون‌تری خواهد کرد زیرا در ناخودآگاه خود نیروی قهار مرگ و نمایش زشت آن را به یاد خواهد آورد که چگونه می‌تواند آدمی را به سخره بگیرد و بر او چیرگی یابد. به بیان دیگر، آنچه اعدام و نمایش آن را از درون بی‌ثمر‌تر و از هدف دور‌تر می‌سازد، این است که از طریق آن، هراس طبیعی از مرگ و شرم از خطا‌کار بودن ناگهان از دست خواهد رفت و راه را برای همه آن‌ خطاهایی باز خواهد کرد که قرار بوده به واسطه نمایش مرگ کثیف، از آنها پیشگیری شود.»

جمهوری اسلامی اما در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، تلاش کرده است تا با مجازات‌های سنگین، شلاق زدن و قطع کردن اعضای بدن و اعدام کردن بر اساس قانون مجازات اسلامی، آمار وقوع جرم و جنایت را کاهش دهد. این مجازات‌ها گاهی در مقابل دیدگان عموم مردم اجرا می‌شوند تا ترس از جزا و مرگ، باعث عبرت جامعه شود و بدکاران را از راهی که انتخاب کرده‌اند، بازگرداند، اما اینکه چه کسانی و از چه گروه‌های سنی‌ای شاهد این مراسم خواهند بود، معمولاً مورد توجه نبوده است.محمود صباحی در این‌ زمینه می‌گوید: «برای پیشگیری از ناهنجاری‌های احتمالی اجتماعی آنچه که باید اتفاقاٌ ترمیم و بازنگری شود، همین روش‌های کوته‌اندیشانه تنبیه و مجازات است. باید به جای از قدر انداختن زندگی در چشم کودکان و دیگران، امکان دریافت و احساس ارزشمند بودن زندگی را فراهم آورد. کسی که به جنایت دست می‌یازد در حقیقت ساده‌ترین راه خود‌کشی را برگزیده است. او می‌داند که سرانجام جز مرگ در انتظار او نیست، اما او‌‌ همان را می‌خواهد (اگرچه از آن می‌هراسد و می‌گریزد) زیرا این زندگی به ادامه دادنش نمی‌ارزد. پس او جامعه را مدام نیش می‌زند و آزار می‌دهد تا ناگزیر شود به زندگی‌ او خاتمه دهد زیرا خودکشی جسارت افزون‌تری می‌‌خواهد تا آنکه کسی یا کسانی مامور خاتمه دادن به این زندگی بی‌ارزش و خوارکننده شوند.»محمود صباحی، جامعه‌شناس مقیم آلمان: «اعدام تنها یک رفتار سیاسی و اجتماعی از بنیان خطا‌کارانه نیست بلکه عملی به کلی ابلهانه است. تاثیرات اعدام تنها در بازی کودکان انعکاس مرگ‌آور نمی‌یابد بلکه جان انسانی را در نزد آنان بی‌حرمت و بی‌قدر می‌‌کند و این خود آغاز تباهی است و نه بازداری تباهی.»با وجود اینکه در چندسال گذشته فعالان مدنی و حقوق بشر اعتراض‌های گسترده‌ای به اجرای اعدام و مخصوصاٌ اعدام در ملاء عام در ایران داشته‌اند، مراسم حلق‌آویز کردن همچنان با پافشاری مقامات قضایی پا بر جا مانده تا این شائبه به وجود بیاید که شاید بازتولید خشونت در جامعه تلاشی است از سوی حاکمیت برای حفظ و کنترل منافع خود.صباحی در این زمینه با تاکید بر اینکه در جهان امروز تائید و اقتدا به روش‌های خطا‌کارانه پیشینیان خود خطایی است به شدت نابخشودنی، می‌گوید: «گذشتگان ما در حقیقت از آستانه و گستره آگاهی ما بی‌بهره بودند و به خیال خود راه درستی را برای محدود کردن جرم و جنایت یافته بودند، اما امروزه به کلی روشن شده است که از طریق اعدام آن هم در ملاء عام چه خسران جبران‌ناپذیری در روان مردم و به ویژه کودکان به وجود می‌‌آید. بنابراین، آنچه برای مثال دولت ایران را به چنین رفتارهای ناهنجار اجتماعی می‌کشاند، نه نادانی و نادانستگی بلکه گونه‌ای تبهکاری عمدی است.»او اضافه می‌کند: «برپا دارندگان دار‌ها و صادرکنندگان حکم‌های اعدام و نمایش آن، منش تبهکارانه خود را بروز می‌د‌هند، اما برای آنکه بتوانند میل تبهکارانه برآمده از روان‌ رنجور خود را نهان کنند، ناگزیر باید در جلد نظام‌های سیاسی و قضایی خود‌برساخته بخزند. در حقیقت، این خطاکاران احتمالی نیستند که به اعدام و نمایش آن محتاج‌اند، بلکه درست خلاف آن، این عاملان و آمران اعدام‌اند که به آن و نمایش آن به شدت نیاز دارند.»

تقلید مرگبار
«من همراه با دایی‌ام برای تماشا رفته بودم که تازه از جبهه آمده بود. بیشتر جنگ را در جبهه گذرانده و چند بار زخمی شده بود. یک بار قاطی جنازه‌ها تا بیمارستانی در شیراز برده بودندش و توی سردخانه چشم باز کرده و خودش را بسته‌بندی شده در پلاستیک، وسط انبوهی از جنازه دیده بود. متلاشی شدن بدن و قطعه قطعه شدن دوستان نزدیکش را هم کم به چشم ندیده بود، اما با تمام این اوصاف، نتوانست بیش از چند دقیقه از صحنه سنگسار را تحمل کند. حالش به هم خورد. بعد از آن هم تا یک هفته‌ای حالش بد بود و تا یک ماهی به سختی می‌توانست غذا بخورد.با وجود اینکه در چند سال گذشته فعالان مدنی و حقوق بشر اعتراض‌های گسترده‌ای به اجرای اعدام و مخصوصاٌ اعدام در ملاء عام در ایران داشته‌اند، مراسم حلق‌آویز کردن همچنان با پافشاری مقامات قضایی پا بر جا مانده است تا این شائبه به وجود بیاید که شاید بازتولید خشونت در جامعه تلاشی است از سوی حاکمیت برای حفظ و کنترل منافع خود.آنهایی که سنگ می‌زدند اما لذت را در همه وجودشان و برق نگاه‌شان می‌شد دید. چنان با لذت سنگ می‌زدند که انگار داشتند انتقام طعم شیرین گناهی را می‌گرفتند که آن زن بیچاره چشیده و خودشان از آن محروم بودند. مطمئناً پس از آن هم مدت‌ها سرخوش شوق و شعفی بوده‌اند که با شنیدن جیغ و ناله زن نگونبخت، سرتا پایشان را فرا گرفته بود. جیغ و ناله دلخراشی که دل چنگیز و تیمور را کباب می‌کرد. هنوز هم حتماً آن خاطره شیرین را با هیجان تعریف می‌کنند و وقتی به حکایت جیغ و ناله‌ها می‌رسند قهقهه‌ای سر می‌دهند.»این بخشی از خاطره مهرداد فرهمند، روزنامه‌نگار ایرانی است از مراسم سنگساری که در نوجوانی و در شهر همدان شاهد آن بوده. فرهمند این روایت را ۲۶ آگوست سال ۲۰۱۰ میلادی در فیس‌بوک خود منتشر کرده است.از زمان نوجوانی او تا امروز گرچه سطح و شرایط زندگی در ایران تغییرات زیادی به خود دیده ولی گویا سنگسار و اعدام همچنان نمایشی سرگرم‌ کننده‌اند. گرچه در سال‌های اخیر و به دنبال اعتراض‌های جهانی به سنگسار، قوه قضائیه ایران اجرای این حکم را متوقف کرده، اما اجرای اعدام در ملاء عام همچنان ادامه دارد.اول بهمن ماه سال گذشته (۱۳۹۱ خورشیدی)، مهدی رستم‌پور در گزارشی که در تارنمای رادیو فردا منتشر شد، از اجرای مراسم اعدام در استادیوم سبزوار انتقاد کرد. او در این گزارش با اشاره به آزادی حضور زنان برای تماشای مراسم اعدام در ورزشگاه نوشت: «از دیگر نکات ماجرای اعدام در زمین فوتبال سبزوار، آزادی حضور زنان در ورزشگاه بود. بانوانی که اگرچه حق تماشای فوتبال را ندارند، اما حضورشان در ورزشگاه برای تماشای حلق آویز شدن آدم‌ها بلامانع است.»این در حالی است که مشخص نیست چه تعدادی از جمعیت حاضر در این ورزشگاه، کودک و نوجوان بوده‌اند و اینکه آیا آنان هم به تقلید از آنچه دیده‌اند اعدام‌بازی کرده‌اند یا نه؟
محمد مصطفایی، فعال حقوق بشر و مدیر سازمان مدارای جهانی به رادیو زمانه می‌گوید: «در کودکان نیروی تکرار عمل بزرگسالان به گونه‌ای قوی است که به راحتی تقلید می‌کنند و اعمال خشونت‌بار بیشتر از اعمال عاطفی بر ذهن‌شان نقش می‌بندد. اعدام از جمله موارد بسیار وحشتناک است که کودکان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و چون آن‌ها اغلب در سنین پایین معنی و مفهوم مرگ را درک نمی‌کنند، با تقلید این مراسم جان‌شان را در معرض خطر قرار می‌دهند. به عنوان نمونه جهانی، بعد از اینکه صدام حسین اعدام شد و خبرش منتشر شد، چندین کودک به تقلید از این رفتار با حلق آویز کردن خود، رفتار مجریان اعدام را تقلید کردند.»

مصطفایی اضافه می‌کند: «پرونده مهران هم از جمله پرونده‌هایی است که می‌توان به عنوان یک پرونده موردی برای حذف اعدام به طور کلی و حذف اعدام در ملاء عام به صورت خاص، آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. مسئولان دستگاه قضایی نیز می‌بایست با دید باز و تفکر عمیق و کار‌شناسی، اعمالشان را طوری مدیریت کنند که آسیبی به جامعه و مردمانش وارد نشود

۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه

پنج نفر در قم اعدام شدند / ۳۹ تن در کمتر از یک هفته اعدام شدند

خبرگزاری هرانا - پنج زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز در زندان مرکزی قم اعدام شدند. 
آقای گنجی دادستان قم گفت: این افراد به علت‌هایی از جمله: حمل ۳۵۴ کیلوگرم تریاک، ۱۵ کیلوگرم کراک، سه کیلوگرم هروئین و فروش ۲ کیلوگرم کراک محکوم به اعدام شدند. از ۳۰ مرداد ماه تا کنون و در طی پنج روز گذشته ۳۴ نفر در زندانهای مختلف کشور اعدام شدند که با اجرای حکم اعدام تعداد این افراد به ۳۹ تن رسیده است.

تغییر حکم اعدام سعید ملک‌پور به حبس ابد

وکیل سعید ملک پور از توقف حکم اعدام موکلش و تغییر حکم به حبس ابد خبر داد. به گزارش مهر، بر اساس محتویات پرونده آقای ملک پور، سپاه پاسداران و دستگاه قضایی در آخرین روزهای سال ۸۷ از انهدام سایت هایی که آنان را سایت های غیراخلاقی فارسی زبان می نامیدند، خبر دادند. آنان همچنین گفتند که عوامل اصلی این سایت ها دستگیر شده اند. سعید ملک پور در رابطه با این پرونده در مهرماه ۱۳۸۷ بازداشت شد. محمود علیزاده طباطبایی در گفت و گویی گفت: موکلم با حکم دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود که حکم او در دیوان عالی کشور هم تائید شد. پس از تائید حکم موکلم از کارهای خود توبه کرده و درخواست عفو کرد. وی افزود: با این توبه حکم اعدام متوقف شده و با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد. این وکیل دادگستری خاطر نشان کرد: در حال حاضر او از زندان با خانواده اش در ارتباط است و تلاش می کنیم که دستگاه قضا با درخواست مرخصی او موافقت کند. البته افرادی که به حبس ابد محکوم شده باشند به مرخصی نمی روند که از دستگاه قضایی درخواست کردیم با توجه به شرا
یط موکلم با مرخصی او موافقت شود.

۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

جاويد هوتن کيان از زندان تبريز آزاد شد



صبح امروز جاويد هوتن کيان وکيل سکينه محمدی آشتيانی از زندان تبريز آزاد شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، جاويد هوتن کيان، وکيل سکينه محمدی آشتيانی، در شهر تبريز پس از ۳ سال زندان ساعت ۱۰ صبح امروز دوشنبه ۲۸ مرداد ماه از زندان مرکزی تبريز آزاد شد.
اين وکيل دادگستری در تاريخ ۱۸ مهر ماه ۱۳۸۹ در هنگام مصاحبه با دو روزنامه نگار آلمانی در مورد پرونده موکل خود که به سنگسار محکوم شده بود بازداشت شد. لازم به يادآوريست، گزارشهای فراوانی از شکنجه جاويد هوتن کيان در هنگام بازجويی و رفتارهای تبعيض آميز در هنگام محکوميت وی منتشر شده است.

۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه

یک زن و مرد در آستانه اجرای حکم سنگسار بسر می برند

سال نود ویک، در شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی به ریاست آخوند امیری محاکمه و به اتهام زنای محصن و محصنه به مجازات رجم (سنگسار) محکوم شده‌اند.نقی محمودی، فعال حقوق بشر در گفتگو با هرانا اعلام داشت: " طبق اطلاع ماخوذه از اجرای احکام دادگستری تبریز، وکلای متهمین به دادنامه‌ی صادره اعتراض کرده‌اند که رسیدگی به اعتراض‌شان به شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور ارجاع شده است. شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور به ریاست مرتضی فاضل و عزیزالله رزاقی (مستشار) پس از رسیدگی و بررسی اعتراض متهمین و وکلای آن‌ها، اعتراض را وارد ندانسته و مبادرت به صدور حکم کرده است."متن حکم دیوان عالی کشور به قرار زیر است: "با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و اظهارات متهمان ومفاد اظهارات مطلعین و فیلم تهیه شده پیرامون رابطه‌ی متهمان و انعکاس واضح ارتکاب عمل زنا با میل و رغبت طرفین و تصریح اعضای دادگاه مبنی بر مشاهده‌ی فیلم و احراز شرایط احصان از سوی کلیه‌ی اعضای دادگاه و عدم ابراز دلیل کافی موجب نقض از سوی محکوم علیه ما و وکلای آنان، دادنامه‌ی شماره‌ی ۰۰۰۰۱۲۹- ۱۹/۴/۹۱ صادره از شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی حاوی محکومیت آقای علی ساعی و خانم زهرا پورساعی به رجم بابت ارتکاب زنای محصن و محصنه مطابق مقررات تشخیص و مستندا به بند الف ماده‌ی ۲۶۵ قانون آئین دادرسی کیفری، تایید می‌گردد."این حکمِ قطعی، در تاریخ ۲۶/۹/۹۱ به متهمین در زندان مرکزی تبریز ابلاغ شده است و لذا بیم آن می‌رود که اجرای احکام دادگستری تبریز به صورت مخفیانه درصدد اجرای این حکم غیرانسانی برآید

۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

حجاریان: در انتخابات ۸۸ نه تقلب شد نه تخلف؛ تدلیس سیستماتیک بود

سعید حجاریان از نظریه پردازان جریان اصلاحات سیاسی در ایران در گفتگویی با خبرگزاری تسنیم درباره انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ گفته بحث ما این نیست که تخلف و یا تقلب شده است بلکه واقعه ای اتفاق افتاده است که اسم آن "تدلیس سیستماتیک" است.آقای حجاریان در توضیح تدلیس سیستماتیک گفته است: "در چهار سال دور اول ریاست جمهوری به علاوه دوره شهرداری، آقای احمدی نژاد چقدر از بیت المال برای رای آوردن، تدلیس کرده است؟" تدلیس در لغت به معنای پنهان کردن عیب است و در اصطلاح فقهی و حقوقی یکی از مصادیق غش در معامله (خیانت و ریا در داد و ستد) است. در صورت اثبات تدلیس، این اقدام می تواند باعث فسخ یا به هم خوردن معامله شود. آقای حجاریان که بعد از انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش دستگیر و سه ماه را در زندان گذراند، گفته "بر این اساس نه می گویم تقلب شده و نه می گویم تخلف شده است. ترجیح می دهم اسم جدیدی برای آن انتخاب کنم و آن "تدلیس سیستماتیک" است." به گفته آقای حجاریان"کسی که پول بیت المال را در سطح وسیع و در طول هفت سال بی حساب و کتاب خرج کند، سهام بدهد، سیب زمینی بدهد، یارانه بدهد، آن را چه می توان نامید؟" به گفته این فعال سیاسی "دست آخر هم ثمره هفتصد میلیارد دلار درآمد کشور تورم بالای ۴۰درصد، بیکاری مزمن و اشتغال زایی سالانه چهارده هزار شغل باشد. باید معلوم شود این پول ها کجا رفته است. جز این است که خرج تدلیس شده است؟" این عضو حزب مشارکت با یادآوری خاطره ای می گوید: "یک زمانی برای دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی با پول خودمان و نه بیت المال، دفترچه مشق ۴۰ برگ برای مدرسه ها تهیه کردیم که عکس آقای خاتمی پشت آنها بود. اما شورای نگهبان آن را مصداق تدلیس تشخیص داد و همه را جمع کرد." در انتخابات سال ۱۳۸۸، پس از اعلام نام محمود احمدی نژاد بعنوان رییس جمهور، اعتراض های گسترده ای به نتیجه انتخابات شد و صحت آن زیر سوال رفت. این اعتراض ها منجر به چندین ماه ناآرامی و دستگیری بسیاری شد؛ از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی که بعنوان رهبران جنبش سبز شناخته می شوند در حصر خانگی قرار گرفتند. آقای حجاریان که در دوره اصلاحات، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز بود گفته است که سال ها طول می کشد تا تحریم های سازمان ملل لغو شوند:"آقای احمدی نژاد خیلی بی احتیاطی کرد و به تحریم ها با دید کاغذ پاره نگاه کرد و همین کاغذ پاره ها ما را بدبخت کردند. مدت زیادی است که صدام ساقط شده و عراق به دست آمریکا افتاده است و روابط حسنه ای دارد ولی پس از دوازده سال تحریم های عراق لغو شدند

۱۳۹۲ مرداد ۱۷, پنجشنبه

یک فعال عرب اهوازی محکوم به اعدام به مکانی نامعلوم انتقال داده شد

هاشم شعبانی نژاد، فعال عرب اهوازی که به اعدام محکوم شده است، امروز دوشنبه ۵-۸-۲۰۱۳ از زندان به مکانی نامعلوم انتقال داده شد. به گزارش فعالان حقوق بشر از اهواز، خانواده شعبانی نژاد نگران سرنوشت فرزند خود هستند واحتمال می دهند که فرزندشان به محل اجرای حکم اعدام انتقال داده شده است. هاشم شعبانی نژاد، شاعر، وبلاگنویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه چمران اهواز است. او به همراه چهار تن دیگر از فعالان عرب اهوازی به اتهام محاربه با خدا، مفسد فی الارض، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و اقدام علیه امنیت ملی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شده اند. چهار فعال دیگر هادی راشدی، دبیر شیمی، محمد علی عموری نژاد، فعال دانشجویی و وبلاگنویس و دو برادر دیگر به نامهای جابر و مختار آلبوشوکه هستند. آن ها پیشتر با ارسال پیام هایی از داخل زندان که العربیه نسخه ای از آنها را دریافت کرده از سازمان های بین المللی حقوق بشر خواستند تا از دولت ایران بخواهند احکام اعدامشان را لغو کند.

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

زندان رجایی شهر و هزار زندانی در زیر حکم اعدام

هم‌اکنون ۱۰۱ کشور دنیا مجازات اعدام را بطور قانونی لغو کرده‌اند و ۳۲ کشور دیگر مجازات اعدام را در عمل ‏ کنار گذاشته‌اند. در این کشورها سال‌هاست که کسی اعدام نشده است. ‏ در سال ۱۸۶۳ ونزوئلا اولین کشوری بود که اعدام را لغو کرد.‏ در ایران، قبل از انقلاب ۵۷ نیز اعدام صورت می گرفت. اما این حکم در جمهوری اسلامی شدت و حدت بسیار وسیعی پیدا کرد. با اینکه اکثر پژوهش‌ها نشان می دهد که مجازات اعدام تاثیری در پایین آمدن جرم و جنایت ندارد، ولی جمهوری اسلامی تغییری در رفتار خود در این مورد نداده است. به گفته کمیته برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران، امروز تنها در زندان رجایی شهر، بیش از هزار نفر زندانی غیر سیاسی و ۲۹ زندانی سیاسی، زیر حکم اعدام هستند. با اینکه بخاطر فشار افکارعمومی و فشارهای بین المللی اعدام زندانیان سیاسی در ایران، نسبت به دهه ۶۰ کاهش یافته است، اما اعدام زندانیان غیر سیاسی همچنان ادامه دارد

۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه

جزییات تکان دهنده ای از شکنجه ها، فحاشی ها، توهین ها و رفتارهای غیرقانونی و غیرانسانی در بازجویی های حسین رونقی

حسین رونقی زندانی سیاسی، در نامه ای به بازجویانش با بیان فشارهایی که بر وی و خانواده اش در بازجویی ها رفته پرداخته و نوشته است که من بنای کینه جویی و انتقام ندارم چون معتقدم در مقابل اشتباه‌ها و خطاهای دیگران باید گذشت داشت.
در این نامه که خطاب به حاج ناصر، آقای توکلی و برادران بازجو هست، شکنجه ها، فحاشی ها، توهین ها و رفتارهای غیرقانونی و غیرانسانی با جزییات اشاره شده است.هر چند مقامات قضایی کشورمان وجود هرگونه شکنجه و بدرفتاری با زندانیان را رد می کنند، اما پیش از این نیز برخی دیگر از زندانیان سیاسی در نامه هایی به رییس قوه قضاییه و دادستانی به بیان شکنجه ها و رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی بازجویان پرداخته بودند.به گزارش کلمه، وی در نامه خود خطاب به بازجوهاش نوشته است: به هنگام انتقال من به بازداشتگاه اطلاعات سپاه تبریز مرا که بر دستانم دستبند زده و بر رویم پتو انداخته بودید در میان صندلی ماشین ناجوانمردانه زیر مشت و لگد گرفتید و زمانی که به این رفتارتان اعتراض کردم ضربات شدید‌تر و ناسزاهای که به مادر، خواهر و خانواده‌ام می‌دادید رکیک‌تر شد و حتی تهدید کردید که اعضای خانواده‌ام را بازداشت می‌کنید! به یاد دارم سمت چپ من نشسته بودید و ضربات محکمی به پهلوی چپم وارد می‌کردید که‌‌ همان موقع با صدای بلند از درد نالیدم! اما شما با خنده گفتی: “برای من فیلم بازی نکن مادر…!” و با شدت بیشتری ادامه دادی.
وی خطاب به یکی دیگر از بازجویانش که حاج ناصر نام دارد افزوده است: در بازداشتگاه، صدای فریاد و ناله‌های شخصی که بشدت زجر می‌کشید به گوشم رسید و من فکر کردم همانند بازداشتگاه های ساواک صدای شکنجه شدن اشخاص را برای ایجاد رعب و وحشت پخش می‌کنند، اما من اشتباه می‌کردم و غافل از آن بودم که شما برای دستیابی به اهداف خود دست به هر کاری می‌زنید. بهت زده شدم زمانی که برادرم را در مقابل خودم دیدم، عمق فاجعه را تازه متوجه شده بودم، صدای ناله و زجر کشیدن برادرم تا ما‌ه ها در سرم سوت می‌کشید؛ برادرم را با باتوم، شلاق و شوک الکتریکی آنقدر زده بودید که دیگر توان فریاد کشیدن هم نداشت، او را برای اعتراف گیری و تحت فشار قرار دادن من چنان شکنجه کردید که ستون فقراتش آسیب دید، دندانش شکست و کف پا‌هایش بخاطر ضربات شلاق تا چند هفته زخم بود و نمی‌توانست حتی راه برود و روی پاهای خود بایستد. هنوز کبودی‌های صورتش جلوی چشمانم است. بی‌رحمی شما در شکنجه برادرم به حدی بود که ماموران بند امنیتی دو الف به هنگام تحویل گرفتن وی در گزارش خود چنین نوشته بودند: “متهم طوری ضرب و شتم شده که قادر به راه رفتن و ایستادن نیست و از ناحیه گوش دچار خونریزی شده است و آثار کبودی در صورت و بدن وی کاملا نمایان است.”این فعال حقوق بشر طی روزهای اخیر بدلیل نبود امکانات تخصصی و دسنرسی نداشتن به پزشک معالج خود و نبود غذای سالم در زندان با مشکل خونریزی گوارشی نیز مواجه شده بود که به همین دلیل از مصرف داروهای خود برای درمان بیماری کلیوی و پروستات نیز منع شده است.بر اساس گزارشهای که پیش از این منتشر شده است دادستانی تهران در دوران مرخصی درمانیش با وجود اینکه وی از بیماری و کم کاری کلیوی و همچنین از وجود التهاب پروستات و مثانه رنج می برد اعلام کرده بود بخاطر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باید به زندان برگردد.حسین رونقی ملکی از بازداشت شده های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد.این فعال حقوق بشر شهریور ماه سال گذشته در حالی که در مرخصی درمانی اول خود به سر می برد، به همراه پدر و برادرش (احمد و حسن رونقی ملکی) و۳۳ تن دیگر از امدادگران و فعالان مدنی در کمپ کمک رسانی در سرند واقع در مناطق زلزله زده آذربایجان بازداشت شدند.چند روز پیش نیز پدر سیدحسین رونقی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به دادستان پیرامون وضعیت جسمی فرزندش با تشریح وضعیت وی نوشت: به استحضارتان می‌رسانم کلیه‌های فرزندم و جانش در خطر خواهد افتاد. مجدداً از دادستان محترم و مسئولین محترم زندان اوین و کارشناس محترم سید حسین رونقی تقاضای فوری و اقدام قانونی را خواستارم. کلیۀ مدارک پزشکی در سازمان پزشک قانونی کشور در خیابان بهشتی و پزشکی قانونی‌های دیگر تهران و دادستانی محترم و بهداری زندان اوین موجود است

۱۳۹۲ مرداد ۱۱, جمعه

چرا نبايد کشتار سال ۶۷ را فراموش کرد؟ مسعود نقره‌کار

يادآوری کشتار تابستان سال ۶۷ غبارروبی سالانه ازجنايت بزرگِ حکومت اسلامی، به عنوان هستی ای ضد انسانی و مدنيت ستيز است. فراموشی و سکوت و چشم فروبستن بر اين جنايت، تمکين به توحش، پايمال کردن حق قربانيان دگرانديشی، گريز آمران و عاملان جنايت از عدالت و تشديد خطرِ تکرار فجايعی مشابه، دستاورد خواهد داشت.فراموشی، سکوت، چشم فروبستن و انکار حقايقِ مربوط به کشتاردگرانديشان و مخالفان سياسی و عقيدتی بی اعتمادی و بی عدالتی بيشترو گسترش فرهنگ عدم تحمل ديگری و دگرانديش ستيزی، انتقامجوئی و کينه ورزی پيامد خواهد داشت. فراموش نکردن، می تواند آغازرويکردی پيشگيرنده از تکرار فجايع مشابه باشد، چنين رويکردی همراه با شناخت چرائی و چگونگی فاجعه امکان راه يابی و چاره جوئی جهتِ جلوگيری از تکرارفجايعی ديگر را فراهم خواهد کرد. يکی ازحقايق انکارشده توسط حکومت اسلامی، به عنوان ذات و هستی ای ضد انسانی و مدنيت گريز، انکارجنايت بزرگی ست که رهبراين حکومت، آيت الله خمينی درتابستان سال ۱۳۶۷ مرتکب شد. دراين سال به فتوی بهانه جويانه و کينه ورزانه ی اين ولی فقيه سنگدل، هزاران زندانی سياسی در مرداد و شهريور ماه درزندان ها ی اين حکومت اعدام شدند. البته کمتر کسی ست نداند اين کشتارفقط يکی از کشتارهائی است که خمينی و حکومت اش مرتکب شده اند، ۵ کشتار ديگراين ذات و هستی پلشت در پرونده دارد: کشتارسال های ۵۹-۵۷، کشتار سال۶۲-۶۰، کشتار در خارج از کشور، قتل های زنجيره ای و کشتار فعالان و هواداران "جنبش سبز". از ميان کشتارهای ششگانه ی دگرانديشان و مخالفان سياسی و عقيدتی کشتار سال ۶۷ از ويژگی واهميت خاصی بر خوردارشده است. پيش ترو درجائی ديگرنيز به دلائل اين برجسته شدن و مطرح تر بودن، اشاره کرده ام: ۱- کشتار ۶۷ يک قتل عام حکومتی ( دولتی)، يک کشتار سياسی و عقيدتی ست . فتوی آيت الله خمينی به عنوان رهبر اين حکومت، سند ارتکاب به اين جنايت است . ۲-حکومت اسلامی با تشبث به اين جنايت نشان داده است حتی پايبند قوانين و احکامی که خود وضع و صادرکننده ی آن هاست، نيست. زندانيان اعدام شده در سال ۶۷ در دادگاه های حکومت اسلامی محاکمه و محکوميت هائی برای آن ها در نظر گرفته شد. زندانيان دوران محکوميت خود را می گذراندند و بسياری از آن ها حتی دوران محکوميت شان به اتمام رسيده بود و در آستانه ی آزادی بودند، که اعدام شدند. ۳-کشتار سال ۶۷ را می توان يک نسل کشی تعريف کرد. قربانيان به عنوان گروه های اجتماعی مشخص و با هويت معين، و به خاطر نطرات سياسی و عقيدتی شان اعدام و در گورهای دسته جمعی به خاک سپرده شدند. ۴-دادگاه ها بيدادگاه های تفتيش عقايد بودند .در اين بيدادگاه ها اتهام های حقوقی مشخص مطرح نبود .براساس پاره ای مفاهيم دينی مثل نفاق و ارتداد قربانيان به مرگ محکوم شدند. کيفيت محاکمه ها ناعادلانه و مغاير با قوانين بين المللی و حتی قوانين کشوری بودند. محاکمه های ۲تا ۳ دقيقه ای ، بدون حضور وکيل مدافع ، همراه با فريب و شکجنه ی روانی قربانی انجام شد. ۵-تعداد قربانيان( حدود ۵ هزار نفر) و زمان کوتاه قتل عام ( کمتر از دو ماه)، اين کشتاررا در زمره قتل عام های بزرگ تاريخ سياسی قرار داده است. ۶-به خانواده زندانيان قتل عام شده هيچگونه اطلاعاتی در مورد چگونگی محاکمه قربانيان، زمان و نحوه ی اجرای احکام داده نشد، جسد قربانيان به بازماندگان آنان تحويل داده نشد و خانواده ها نيز از محل دفن قربانيان خود بی اطلاع بودند. ۷- خانواده زندانيان سرانجام محل برخی از گورهای دسته جمعی عزيزان خود را يافتند. حکومت اسلامی ضمن تخريب بيشتر اين گورستان ها، به خانواده ها اجازه تعمير و ترميم اين گورستان ها و گردهمائی و عزاداری بر سر مزارعزيزان شان نداده است ، و در بسياری موارد خانواده هائی که برای عزاداری بر مزار عزيزان شان حضور يافته اند را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کرده است. *** مرداد و شهريور امسال ۲۵ امين سالگشت فاجعه ی کشتارسال ۶۷ است. به کوتاهی نگاهی به رويکردهای متفاوت به اين کشتارخواهم داشت، و سپس اشارتی دارم به اينکه چرا نمی بايد اين کشتار را به دست فراموشی سپرد

۱۳۹۲ مرداد ۸, سه‌شنبه

بیائید باهم علیه جمهوری اسلامی و اعدامهایش اعتراض کنیم!

جمهوری اسلامی حکومتی ست که بقای خود را با سرکوب و اعدام هرروزه پیش برده است و همه ساله در صدر کشورهای اعدام کننده بوده. در این 2 ماه گذشته هم شاهدیم که تعداد زیادی را به اعدام کرده است. این جنایت و ابزار رعب و حشت برای ترساندن مردم و عقب راندن جامعه را باید جلویش را گرفت. باید جامعه ایران و افکار عمومی دنیا را برعلیه این حکومت قاتلان سازمان داد. بر همین مبنا دوهفته کارزار علیه اعدام اعلام شده تا بتوان جهان متمدن را علیه حکومت اسلامی به حرکت در اورد و به نقطه توجه مردم و نهادها و دولتها تبدیل کرد.

۱۳۹۲ مرداد ۱, سه‌شنبه

فراخوان کمپین حق زندگی: محکومان به اعدام را به مامعرفی کنید

کمپین حق زندگی یکی از کمپینهای فعال در زمینه حقوق بشر است که مبارزه با مجازات اعدام هدف اصلی آن را تشکیل می دهد. در واقع هدف کمپین حق زندگی، نجات جان انسانهایی است که در آستانه مرگ قرار دارند و عمده تمرکز نیز بر مجازات مرگ و موضوعاتی است که در آنها مدارا نقش اساسی در پیش گیری از مرگ دارد.
این کمپین معتقد است می توان با استفاده از راه کارهای اصولی و علمی جلوی مرگ انسان ها را گرفت. کافی است فرهنگ مدارا را در بین مردمان کشورمان و یا دیگر کشورهای جهان ترویج دهیم و به فرزندانمان از کودکی مهربانی را بیاموزانیم و آنها را در مقابل مشکلات و فشارهای روحی خارجی قوی کنیم. در این میان حکومت ها نیز در فرهنگ سازی نقش بسیار مهمی را می بایست ایفا کنند. این امر باعث می گردد که از آمار جرم و جنایت کاسته شود و با کاستن جرم و جنایت می توان آمار مجازات های مرگ را نیز کاست و از طرفی باعث می گردد تا فرهنگ مدارا در حکومت نیز فرهنگ خشونت در استفاده از مجازات های سنگین و سلب حیات گردد.
این کمپین در بخشی از فراخوان خود نوشته است:”اگر بخواهیم واقع بینانه به موضوع اعدام در کشورهای اسلامی بنگریم امکان حذف کامل مجازات اعدام به صورت کامل به خصوص در زمینه قصاص در کوتاه مدت وجود نخواهد داشت، اما امکان محدود نمودن آنها و نجات جان انسانها در همه جرایم وجود دارد.این سالانه در کشورهای مختلف جهان انسان های بسیاری به شکل های مختلف جان خود را از دست می دهند. مرگ انسانها چه به صورت طبیعی و چه به صورت غیر طبیعی درد آور و ناراحت کننده است. زمانی که مرگ بر اثر طبیعی و یا بر اثر بیماری باشد قابل تحمل است اما اگر جان انسان ها توسط خود انسان گرفته شود به هر نحوی که باشد قابل تحمل نبوده و می بایست تلاش کرد تا انسان ها از مرگ های این چنینی نجات یابند. مسلما این قسمت از مرگها، برخلاف کرامت ذاتی انسان هاست به خصوص اینکه گرفتن جان انسانی به وسیله مجازات صورت گیرد.”
به نوشته کمپین، ایران از جمله کشورهایی است که مرگ انسان را به عنوان یک مجازات قانونی به رسمیت شناخته است و راهکارهایی نیز برای نجات جان محکوم به اعدام پیش روی متهمین یا مجرمین نگذارده است. جستجوها و تحقیق هایی که در سالهای گذشته صورت گرفته نشان می دهد در بسیاری از مواقع حتی مسولین کشور و بسیاری از قضات دادگاههای دادگستری تمایلی به صدور حکم اعدام و اجرای آن ندارند، اما چون در قانون راه دیگری به غیر از اعدام برای محکومیت فرد وجود ندارد، قاضی ناچار به صدور حکم اعدام می شود و یا اینکه فشارهای خارجی وی را وادار به صدور حکم اعدام می کند.
این کمپین در فراخوان خویش خواسته است هر کس شخصی را می شناسد که متهم به جرایمی است که مجازات آن مرگ بوده و یا محکوم به مرگ است فرم زیر را پر کرده و به آدرس ایمیل info@universaltolerance.org ارسال نمایید.
نام متهم یا محکوم:
نام خانوادگی:
اتهام:
دادسرا یا دادگاه رسیدگی کننده به اتهام:
خلاصه پرونده:
شرح دادنامه:
ایرادهای قضایی:
تلفن:
ایمیل:
نسبت شما با متهم یا محکوم

۱۳۹۲ تیر ۲۶, چهارشنبه

فعالان عرب اهوازی برای لغو احکام اعدام خود درخواست کمک کردند

چهار زندانی اهوازی با ارسال پیام هایی از داخل زندان که العربیه نسخه ای از آنها را دریافت کرده از سازمان های بین المللی حقوق بشر خواستند تا از دولت ایران بخواهند احکام اعدامشان را لغو کنند. این بازداشتی ها در پیام های خود تاکید کرده اند که در زندان های اطلاعات ایران، در معرض شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته تا به اجبار به دست داشتن در فعالیت های مسلحانه اعتراف کنند. در پیام یکی از محکومان آمده است که در بیشتر دوران بازداشت، از تماس با بستگان خود منع شدند به گونه ای که خانواده هایشان گمان می کردند که آنها بطور مخفیانه اعدام شده اند. دادگاه انقلاب در شهر اهواز مرکز استان خوزستان، دسامبر ۲۰۱۲ ۴ فعال سیاسی شهر فلاحیه (شادگان) در جنوب این استان را به اعدام محکوم کرده بود. این فعالان عبارتند از غازی احمد عباسی متولد ۱۹۸۲، شهاب احمد عباسی متولد ۱۹۸۶، عبد الامیر هوشنگ مجدمی متولد ۱۹۸۱ و عبد الرضا یونس امیر خنافره متولد ۱۹۸۷. در این پیام آمده است: ''۳ سال پس از باداشت، دادگاه انفلاب جلسه خود را به مدت دو ساعت و نییم با حضور متهمان و ۶ وکیل برگزار کرد اما به ما اجازه دفاه از خود نداد، ۶ نفر از ما به اعدام با طناب دار محکوم شدیم آن هم به اتهام فساد فی الارض و مبارزه با خدا و رسولش.'' متهمان افزوده اند: ''این حکم به دلیل گزارش های اطلاعات صادر شده و سخنان ما هیچ نقضی در این حکم نداشت. درباره فعالیت های غیر مسالمت آمیزی که به ما نسبت داده شد، علی متری کارشناس اسلحه گفته است که هیچ گلوله ای به سمت هیچ کدام از نهادهای حکومتی یا پایگاه های نظامی شلیک نشده و هیچ کس کشته نشده است. این گزارش ها در دفاعیات وکلایمان ذکر شده اما اطلاعات ایران کارشناس دیگر را مامور کرد و از او خواسته شد نوع گزارشی که تنظیم می کند، به محکومیت ما در دادگاه منجر شود.'

۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه

بیش از ٥٥ اعدام در ٢٠ روز ، ما رکورد زدیم !

چوبه اعدام و تحقیر تنبیه مناسبی برای انحراف نیست . تحقیر افراد به بهانه اینکه اینها اراذل و اوباش هستند یا اعدام دسته جمعی قاچاقچیان مواد مخدر ، شاید لایه هایی از جامعه را که در خطر انجام اینگونه جرایم قرار دارند بترساند و آنها را موقتا از اینگونه جرایم دور کند اما درمان مناسبی برای انحراف در نسل های جوانتر جامعه نیست و قطعا درمانی برای کل جامعه نخواهد بود ، چه بسا ما هر سال شاهد افزایش تعداد اعدام ها هستیم . بیشترین ان شاید در همین بیست روز گذشته بوده است که قریب به ٦٠ نفر اعدام شده اند.و حتی اخبار تائید نشده ای مبنی بر قصد حکومت برای اعدام 1400 نفر در عرض شش ماه آینده گزارش شده است . دوستانی که مخالف اعدام به هر دلیلی هستند ، لطفا خبر رسانی کنید ، اعتراض کنید ، هر کاری کنید ، حتی اگر بتوانیم جان یکی از اعدامی ها را هم نجات دهیم ، کار بسیار بزرگی کرده ایم

۱۳۹۲ تیر ۲۲, شنبه

احمد عسگری، روزنامه نگارِ زندانی، در خطر اعدام

احمد عسگری روزنامه نگار برجسته، فعال حقوق بشر و مدنی، همچنین دانشجوی سال آخر رشته روابط بین الملل است که در روزنامه های کارون، مردم سالاری، اعتماد و چندین وبسایت، در زمینه های سیاسی و اقتصادی می نگاشت.این روزنامه نگار، به دلیل پوشش دادن وضعیت درگیری های پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، در بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت شده، که پس از ۳ ماه با قرار وثیقه به طور موقت تا تشکیل دادگاه نهایی آزاد گردیده بود. او همچنین به دلیل تحصیل در دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکز که قرارگاه مرکزی سپاه ثارالله در آن قرار دارد بارها از سوی نیروهای این مرکز تحت فشار قرار گرفته و حتا تهدید به مرگ و حذف فیزیکی شده بود.ایشان که مدت مدیدی است، قلم خود را در راه روشنگری به کار گرفته؛ پیشتر در روز ۲۴ خردادماه در حین عکس برداری از حوزه های خالی انتخاباتی، دستگیر و بازداشت می شود و پس از چند ساعت با ضبط دوربین و موبایلش، به طور موقت آزاد می گردد.سرانجام در روز پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ و در پی بازداشت فعال سیاسی دیگری به نام محسن رحمانی که در دوازده خردادماه، بازداشت گردیده بود، برای پیگیری وضعیت وی با برادر او در پارک فدک تهران دیداری داشته است که در همین حین، نیروهای امنیتی، وی را به شکل وحشیانه ای دستگیر و او را همراه خود به خانه اش برده و پس از برخورد تند و بسیار ناسپند با مادر وی که حتی اجازه بر سر کردن حجاب را به او نمی دهند، شروع به تفتیش منزل کرده، وسایل شخصی او از جمله لپ تاپ و دست نوشته هایش را ضبط و او را به زندان اوین منتقل می کنند.بنابر گزارش یک منبع غیر رسمیِ موثق، اتهامات درج شده در پرونده او جاسوسی و همکاری با گروه های مخالف جمهوری اسلامی از قبیل سازمان مجاهدین خلق، سلطنت طلبان و همکاری مستقیم با کاسپین ماکان (فعال سیاسی و نامزد ندا آقاسلطان) بوده است. با بررسی فعالیت های احمد عسگری و اتهامات ضد و نقیض وزارت اطلاعات به وی، به نظر می رسد که عوامل حکومت در پی پرونده سازی برای این زندانی هستند تا برای او به عنوان محارب حکم اعدام صادر کنند؛ در حالی که به طور مثال وابستگی یا هواداری مجاهدین خلق نمی تواند همزمان هواداری سلطنت طلبان را به همراه داشته باشد؛ و این حاکی از تلاش مسئولین را برای سنگین تر کردن پرونده این زندانی است.مادر احمد عسگری در گفت و گو با وبسایت روزنامه نگاران ضمنِ تاکید فراوان در ردِ اتهاماتی نظیر ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و جاسوسی فرزندش، نیز بیان داشت که چند روز پس از دستگیری احمد با توجه به ابتلای وی به بیماری صرع و جویا شدن از سلامت وی، به دفتر کمیسیون اصل ۹۰ مراجعه و خواستار رسیدگی به وضعیت سلامت وی شده است. ایشان اذعان داشت که چندین بار برای اطمینان از محل نگهداری احمد به زندان اوین مراجعه کرده، اما به او گفته شده که چنین نامی به عنوان زندانی، به ثبت نرسیده و در تلاش است تا با اتخاذ وکیلی مجرب، پرونده احمد را دنبال کند. او همچنین تاکید دارد که احمد تنها فعالیت های حقوق بشری و مدنی داشته است.همزمان برخی عوامل حکومتی با پخش شایعاتی از جمله اعتراف احمد عسگری به همکاری با مجاهدین خلق برای بمب گذاری در روز انتخابات ریاست جمهوری، سعی دارند تا با تحریف افکار عمومی، مانع از توجه رسانه های بیشتر به بازداشت این زندانی شوند. در حالی که همانطور که پیش از این اشاره شد، احمد عسگری در روز رای گیری برای تهیه گزارش و تصویر برداری از مراکز خالی رای گیری و تنها برای ساعاتی بازداشت شده بود.این مزدورانِ حکومتی با ادعای ارتباط با خانواده احمد عسگری سعی دارند تا به شایعات خودساخته شان استناد بیشتری بخشند. درحالی که این امر صحت نداشته و مادر وی نیز این شایعات را موکدا تکذیب می کند.

۱۳۹۲ تیر ۱۶, یکشنبه

اعدام، ابزاری برای ماندن در قدرت است

طی روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری دور تازه ای از اعدامها آغاز شده است بطوریکه اعدامهای رسمی و غیررسمی بعد از انتخابات به حدود شصت نفر می رسد.
محمود امیری مقدم علت افت وخیز آمار اعدام طی ماه گذشته را ارتباط مستقیم اعدام با شرایط سیاسی کشور می داند و می گوید: “زمانیکه حکومت انتظار اعتراض در جامعه را دارد، می بینیم تعداد اعدامها بالا می رود؛ اما زمانیکه مثلا در دوران انتخابات بویژه انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم تعداد اعدامها بمدت دو هفته بسیار پایین می رود. علت این امر این است که نگاه جامعه جهانی بر روی ایران زیاد است و هم ایران می خواهد مردم را به مشارکت بیشتر در انتخابات تشویق کند.”     
به این مناسبت “راه دیگر” با محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در خصوص از دور جدید اعدامها در ایران و گزارش سازمان حقوق بشر در این زمینه به گفت و گو نشسته است که متن آن در پی می آید:
آقای امیری مقدم! پس از توقف دو هفته ای اعدام شاهد دور جدیدی از اعدامها بعد از انتخابات هستیم، به نظر شما آیا ارتباطی بین اعدامها با شرایط سیاسی کشور وجود دارد؟
سازمان حقوق بشر هفته آینده یک گزارشی در مورد رابطه اعدامها با وقایع سیاسی در ایران منتشر خواهد کرد که در آن روند اعدامها در ده سال گذشته را مورد بررسی قرار داده ایم. مسئله ای که پیش از این هم به آن اشاره داشتیم این است که یک رابطه مستقیم بین اعدامها و شرایط سیاسی در کشور وجود دارد. برای مثال زمانیکه حکومت انتظار اعتراض در جامعه را دارد می بینیم تعداد اعدامها بالا می رود، اما زمانیکه مثلا در دوران انتخابات بویژه انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم تعداد اعدامها بمدت دو هفته بسیار پایین می رود.
علت این امر چیست؟
زیرا هم نگاه جامعه جهانی بر روی ایران زیاد است و هم ایران می خواهد مردم را به مشارکت بیشتر در انتخابات تشویق کند. ما در دو دوره پیش انتخابات ریاست جمهوری و سه دوره انتخابات مجلس دیدیم که دو هفته قبل از برگزاری انتخابات آمار اعدامها پایین آمد. برای نمونه آخرین اعدام دوم ژوئن بود اما اعدامهای بعدی به هفته بعد از انتخابات رسید. این نشان می دهد که کسانیکه اعدام می شوند اتهامشان جرایم معمولی مثل قاچاق مواد مخدر است، اما هدف یک هدف سیاسی است. در انتخابات سال ۲۰۰۹ که در ماه ژوئن بود ما یکی و دو تا اعدام بیشتر نداشتیم؛ اما ماه بعد که اعتراضات شروع شد اعدمها بطور میانگین به سه اعدام در روز رسید. حتی سالهای قبل از اعتراضات سال ۲۰۰۹ در ماه جولای بخاطر اینکه احتمال اعتراض بخاطر حوادث هیجده تیر می رفت، اعدامها شدت پیدا کرد. یا دیدیم که پیش از انتخابات ریاست جمهوری امسال نیز تعداد اعدامها بسیار بالا بود بطوریکه در اردیبهشت ماه حدود ۵۹ اعدام داشتیم و دو هفته بعد از انتخابات اعدامی نبود، اما طی روزهای اخیر تعداد اعدامها بسیار افزایش داشته است. یعنی اعدامهای رسمی و غیررسمی بعد از انتخابات به حدود شصت نفر می رسد

۱۳۹۲ تیر ۱۴, جمعه

اعدام شش زندانی در زندان بم- ۴۹ اعدام رسمی‌ و غیر رسمی‌ پس از انتخابات ریاست جمهوری

حقوق بشر ایران، ۱۳ تیر ماه ۱۳۹۲: بنا به گزارش منابع رسمی ایران بامداد امروز شش زندانی در زندان بم به دار آویخته شدند. خبرگزاری فارس به نقل از گزارش داد که این زندانیان به اتّهام حمل و قاچاق ۳۳۹ کیلوگرم هروئین و ۱۹۱ کیلوگرم تریاک به اعدام محکوم شده بودند. نامهای زندانیان مذکور در این گزارش اعلام نشده است. سازمان حقوق بشر ایران دیروز نیز از اعدام دسته جمعی و مخفیانه ۲۵ نفر در زندان های رجایی شهر و قزل حصار کرج خبر داده بود. بر ساس گزارش های منابع رسمی و غیر رسمی دستکم ۴۹ زندانی در مدت زمان پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران اعدام شده اند

بیست و پنج زندانی در زندانهای قزل حصار و رجایی شهر بطور دسته جمعی اعدام شدند

حقوق بشر ایران ۱۲ تیرماه ۱۳۹۲: بنا به گزارش های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران دیروز و امروز ۲۵ زندانی در زندانهای قزل حصار و رجایی شهر بطور دسته جمعی به دار آویخته شدند. هیچیک از این اعدام ها توسط رسانه های رسمی ایران اعلام نشده اند. اعدام دسته جمعی ۲۱ زندانی در زندان قزل حصار ۲۱ زندانی بامداد دیروز سه شنبه در زندان قزل حصار اعدام شدند. بنا به گزارش های رسیده ۱۷ نفر از افراد اعدام شده از زندانیان زندان قزل حصار بودند و چهار زندانی از زندانهای دیگر برای اجرای حکم اعدام به قزل حصار منتقل شده بودند. یکی از این زندانیان به نام محسن جهانبخش متولد ۱۳۵۶ بود که از سال ۸۸ در زندان رجایی شهر به سر می برد. وی به اتّهام محاربه به دلیل شرکت در سرقت مسلحانه توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم شده بود. خانواده آقای جهانبخش از اجرای حکم اعدام با خبر نبوده و وی امکان انجام آخرین ملاقات را هم نگرفت. هویت ۲۰ زندانی دیگر هنوز مشخص نیست ولی بنا به گزارش های رسیده اتّهام این افراد محاربه، افساد فی الارض و جرائم مربوط به قاچاق مواد مخدر می باشد. اعدام چهار زندانی در زندان رجایی شهر چهار زندانی بامداد امروز در زندان رجای شهر اعدام شدند. این زندانیان همگی به اتّهام قتل به قصاص محکوم شده بودند و از زندانیان بندهای ۶، ۲ و ۳ بودند. نامهای سه نفر از این افراد محمد جعفری، علی یادگاری و کریم تاراج می باشد.