
آنليز (آن) ماري فرانك، دختري متولد آلمان بود كه در شهر فرانكفورت زندگي ميكرد. شهرت او بعد از مرگ و پس از چاپ دفترچه خاطراتش ايجاد شد. او در دفترچه خاطرات خود درباره روزهايي نوشته بود كه در زمان جنگ جهاني دوم و براي فرار از دست نازيها به هلند رفته و در آنجا پنهان شده بودند. آن و خانوادهاش در سال 1933 و پس از به قدرت رسيدن نازيها در آلمان به آمستردام نقل مكان كردند، ولي در سال 1940 زماني كه هلند به اشغال آلمان درآمد به تله افتادند. وقتي آزار و شكنجه در اردوگاهها افزايش يافت، خانواده اش در دفتر كار پدرش «اوتو فرانك» پنهان شدند. دو سال بعد آنها به همراه ديگر اسرا دستگير شده و به اردوگاه فرستاده شدند. هفت ماه پس از دستگيري، «آن» به بيماري تيفوس مبتلا شد و از دنيا رفت. چند روز قبل از آن هم خواهرش «مارگوت» به همين دليل مرده بود. پس از پايان جنگ، پدرش كه تنها بازمانده خانواده بود به آمستردام برگشت و دفترچه خاطرات آن را پيدا كرد. او توانست با تلاش بسيار در سال 1947 اين خاطرات را به چاپ برساند. اين كتاب تحت عنوان «خاطرات يك دختر كوچك» به چند زبان ترجمه شد.
سامانتا اسميت (1985-1972)
«سامانتا ريد اسميت» دختري آمريكايي در ماساچوست ايالت مين آمريكا بود كه در زمان جنگ سرد بين آمريكا و شوروي سابق مشهور شد.
او در نوامبر 1982 وقتي تنها ده سال داشت نامهاي به «يوري آدروپوف» رهبر شوروي نوشت و از او پرسيد: چرا روابط بين آمريكا و شوروي آنقدر پرتنش است. نامه او در روزنامه «پراودا» در شوروي به چاپ رسيد.
هر چند كه سامانتا پاسخ نامهاش را دريافت نكرد، ولي خيلي خوشحال شد كه فهميد نامهاش در روزنامه چاپ شده است.
سامانتا بار ديگر نامهاي نوشت اين بار آن را براي سفارتخانه شوروي در آمريكا فرستاد و پرسيد: آيا آقاي آدروپوف قصد دارد پاسخ نامهاش را بدهد؟ در 26 آوريل 1983 آدروپوف سرانجام پاسخ او را داد. از آن پس اسميت از سوي رسانهها به عنوان «سفير صلح» لقب گرفت و جوانترين سفير آمريكايي شركتكننده در فعاليتهاي صلحجويانه در ژاپن شد. او يك كتاب نوشت و در يك سريال تلويزيوني نيز بازي كرد، ولي در سيزده سالگي در يك سانحه هوايي كشته شد.
نكوزي جانسون (2001-1989) نكوزي كه در سال 1989 در شهري در شرق ژوهانسبورگ در آفريقاي جنوبي متولد شد، از زمان تولد داراي HIV مثبت بود. او پدرش را نميشناخت و مادرش مدتي بعد به علت وخامت بيماري قادر به مراقبت از او نبود بنابراين نكوزي فرزندخوانده «گيل جانسون» شد. نكوزي نخستين بار در سال 1997 وقتي مدرسه محل به دليل بيماري ايدز از او ثبتنام نكرد، معروف شد. اين خبر در روزنامهها به چاپ رسيد و مدرسه از ترس آبرو مجبور شد او را بپذيرد. او در سيزدهمين كنفرانس بينالمللي ايدز سخنراني كرد و قربانيان اين بيماري را تشويق نمود كه به دنبال شرايط درمان مناسب باشند. نلسون ماندلا او را «سمبل مبارزه براي زندگي» ناميد و او پس از تاسيس «بهشت نكوزي» پنجمين انسان بزرگ در آفريقاي جنوبي شد. «بهشت نكوزي» موسسهاي براي كمك به مادران و كودكان HIV مثبت بود. او در سال 2005 و پس از مرگ، جايزه بينالمللي صلح كودكان را دريافت كرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر